
جلسه ۷۶۷
فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية عالم ذرّ در آیات و روایات شروع بحث عالم ذرّ ـ 14/12/1433
جلسه ۷۶۷
9چون بالاخره اسماء ائمه را قبلًا همه میدانستند، یعنی شیعیان خالص اینها حداقل اطلاع داشتند1.
آن كیفیت خود تصرّفات و ارتباط و معاشرت امام علیه السلام با افراد هم بر این شبهه اضافه میكرد، بر این تصور كه حضرت سید محمدامام هست.
یك دفعه حضرت سید محمد در اینجا فوت میكنند، به رحمت خدا میروند. افراد همه شوكه میشوند! ا! مگر قرار نبود ما دوازده تا امام داشته باشیم؟ مگر قرار نبود؟ پس چه شد؟ این كه ظاهر این بود كه! این به نظر میآمد كه! این طور جلوه داده شده بود كه! این طور تظاهر شده بود به این كیفیت كه!
این نحوه حالی كه برای افراد، اصحاب، حواریون، اشخاص مختلف پیدا شد و این فضائی كه بر این جمعحاكم بود ـ خوب دقت كنید، میخواهم در اینجا آن كیفیت بداء را واضح روشن كنم كه اصلا بداء چطور تحقق پیدا میكند ـ این فضایی كه غلبه بر اصحاب و بر اشخاص و شیعیان كرده، شاید شیعیان در اطراف بلاد، تصور آنها هم این بوده كه بعد از امام هادی، حضرت سید محمد است، یا بعد از امام صادق ـ به جای موسی بن جعفر ـ حضرت اسماعیل است كه او هم خیلی جلالت قدر و امثال ذلك داشت. آن فضا خودش جزو تقدیر الهی است، كه همین فضای غالب، این بیاید و نگرش افراد، نگرش اصحاب، نگرش اطرافیان را نسبت به این مسئله متحوّل كند برای آن امر مخفی، كه نباید آن الآن رو بشود، نباید آن امر، امر امام عسكری الآن رو بشود. قضیه قضیه حضرت موسیست، و نباید آن مسئله الآن ظهور بكند. این فضا میآید و شواهد با خودش میآورد، قرائن با خودش میآورد، كرامات با خودش میآورد، حضرت سید محمد از خودش خوارق عادات نشان میدهد و امام هادی هم جلوی او را نمیگیرد، توجه كردید؟ بعد یك دفعه میبینیم كه عجب! آنوقت همان سر موقع كه رسید كه باید دیگر حضرت سید محمد به رحمت خدا برود، میبینید آنجا مریض میشود و قبل از اینكه حتی بیاید و برسد به پدر ـ در سامراء ـ در بین راه وقتی كه از مدینه میآید در آن بلد فوت میكند و به رحمت خدا میرود و افراد نمیگذارند كه جنازه به سامراء برسد و از حضرت تقاضا میكنند كه در همینجا دفن بشوند، حضرت همانجا را قبول میكنند و میگویند در همانجا دفن بشود در بلد كه الآن محل رفت و آمد و زیارت افراد است.
- رجوع شود به امام شناسى ج ٣ ص ١٩ و ج ١٣ ص ٤٣٤ تا پايان کتاب
