
جلسه ۷۷۲
فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية عالم ذرّ در آیات و روایات 4/2/1434
جلسه ۷۷۲
14ریسمانها كو؟! رفت در عصای موسی! حالا برو درش بیاور! رفت، تمام شد.
وقتی كه امام میآید آیه را این طور معنا میكند دیگر ما نمیتوانیم این آیه را به یك معنای دیگر معنا كنیم.
اگر روایت نبود، آن وقت تازه میآمدیم حالا بحث میكردیم: آیا جا برای این تعبیر هست یا نیست؟
امّا وقتی كه امام خودش میآید این آیه را برای ما معنا میكند ما بگوییم نه، ممكن است اینطوری باشد؟ ممكن است این طوری باشد معنا؟ خب این را كه ما نمیتوانیم در اینجا بگوییم.
بنابراین پس معنای آیه شریفه، و إذ أخذ ربّك من بنی آدم، خود این معنا دلالت میكند، همین كه من دارم به شما میگویم و معنا میكنم:
زمانی كه، معنایش معنای یادآوری است، مثل و إذ قال موسی، و إذ قال فلان، و إذ قال ... اینها همهاش به معنای و اذكُر است، به یاد بیاور، متوجه این قضیه باش که خدای متعال از ظهور بنیآدم گرفت افراد را و أخذ ذریتهم، ذریه آنها را درآورد، و أشهدهم علی أنفسهم، و اینها را بر آن شهادت داد.
و إذ أخذ ربُّك یعنی چه؟ یعنی كدام نسل؟ نسل تا زمان پیغمبر یا بعد از پیغمبر؟ بعد از زمان پیغمبر كه هنوز نیامدهاند، پس این أخذ چرا؟ چرا آخذ نمیگوید كه جنبه استمراری دارد؟ أخذ به معنای یك حقیقت گذشته كه در زمان گذشته اتفاق افتاده و دلیل بر این مسئله هم این است كه همینهایی كه برمیدارند از ائمه سؤال میكنند، همین معنای ماضی را میفهمند! مگر نفهمیدند؟ مگر نمیگویند: اگر خدا اینطور كرده پس كو؟ پس سؤال و جواب چه میشود؟
یعنی همین معنایی كه ما الآن داریم میفهمیم كه یك معنای ماضی است، یك معنای گذشته است، یك معنای قضاء محتوم است، این معنای قضاء محتومی كه گذشته است در علم باری، این معنا را راوی میفهمد، پس میگوید آقا پس سؤال و جواب كو؟ پس چرا ما نمیفهمیم؟ پس چطور ممكن است باشد؟ در حالی كه اینها ذر بودند؟ پس معلوم است آن فهم عرفی هم در زمان خود ائمه هم همین بوده، غیر از این نبوده كه حالا ما بخواهیم یك چیز اضافه بفهمیم.
