
جلسه ۷۷۲
فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية عالم ذرّ در آیات و روایات 4/2/1434
جلسه ۷۷۲
18رند عالم سوز را ...
آن! رند عالم سوز او است دیگر. پا به هرچه، پا به هرچه ...
رند عالمسوز را با مصلحتبینی چه کار؟ *** کار مُلک است آنکه تدبیر و تأمل بایدش1 آن دستش را كرده در گوشش، حالا هرچه میخواهی برای ما ترانه بخوان، نمیدانم غزل بخوان. ما كار خودمان را میكنیم. آدم باید به اینجا برسد. گوشش را از هرچه ماسوی الله است كر بكند.
به قول سید احمد كربلائی در آن نامه كه به مرحوم كمپانی، گفت: خدا چشم ما را از ماسوی الله كور كرده است، كورتر بگرداند!2
حالا هی بگو، هی تعین بیاور، تشكیك وجود بیاور، ... ما فقط یك چیزی بیشتر نمیبینیم، بقیهاش كور شدهایم.
آنها اینطوری بودهاند دیگر. خدا انشاءالله از آن بینائیها و از آن بصیرتها بدهد كه فقط بصیرت متمركز در یك جا و متمركز در یك جا بشود.
مرحوم آقا میفرمودند: آدم آن نیست كه وقتی یك حرف خلافی را میشنود بگوید صبر كن در آن تأمل كنم و بعد بگوید نمیپذیرم. آدم آن است كه تا حرف خلاف میخواهد بشنود، دستش را اصلًا بگیرد در گوشش! برای چه در گوشش برود؟! برای چه برود؟ اگر خلاف است از اوّل دستت را در گوشت بكن و بگو برو پی كارت! معطل چه میخواهی باشی؟
همین كه این برود در دلت باز یك كاری میكند. باز یك چرخی میزند. باز برای خودش یك جولانی ...
اللهم صلّ علی محمد و آل محمّد
- ديوان خواجه حافظ رضوان الله عليه چاپ قدسى غزل ٣٣٠
- رجوع شود به کتاب توحيد علمى و عينى، ص ١٥٦ «گويا خداوند متعال چشم او را از غير خود کور کرده بود؛ خداوند کورترش کند.»
