اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین حقیقت عالم ذر و جایگاه آن در نظام خلقت می‌پردازند. بحث با نقد تصورات نادرست درباره زمان و مکان آغاز شده و با تفکیک میان عالم ماده، عالم مثال و عوالم مافوق، روشن می‌شود که زمان امری اعتباری است که در عوالم پایین‌تر جریان دارد. محور اصلی بحث، اثبات این نکته است که عالم ذر نه یک واقعه تاریخی در گذشته، بلکه حقیقتِ ربطی و وجودی انسان با پروردگار است که در علم عنایی الهی تحقق یافته است. استاد با استناد به آیات و روایات، توضیح می‌دهند که اقرار به ربوبیت، امری فطری و نهادینه در ذات انسان است که حتی کافران و مشرکان نیز در باطن خود به آن معترف‌اند. در نهایت، این نتیجه حاصل می‌شود که تمامی عوالم و مراتب وجودی انسان، در آن حقیقتِ واحدِ ربطی مستتر بوده و سیر کمالی سالک، در واقع پرده‌برداری از این حقیقتِ ازلی و آگاهی یافتن به آن است.

حقیقت عالم ذر و جایگاه آن در خلقت انسان

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین حقیقت عالم ذر و جایگاه آن در نظام خلقت می‌پردازند. بحث با نقد تصورات نادرست درباره زمان و مکان آغاز شده و با تفکیک میان عالم ماده، عالم مثال و عوالم مافوق، روشن می‌شود که زمان امری اعتباری است که در عوالم پایین‌تر جریان دارد. محور اصلی بحث، اثبات این نکته است که عالم ذر نه یک واقعه تاریخی در گذشته، بلکه حقیقتِ ربطی و وجودی انسان با پروردگار است که در علم عنایی الهی تحقق یافته است. استاد با استناد به آیات و روایات، توضیح می‌دهند که اقرار به ربوبیت، امری فطری و نهادینه در ذات انسان است که حتی کافران و مشرکان نیز در باطن خود به آن معترف‌اند. در نهایت، این نتیجه حاصل می‌شود که تمامی عوالم و مراتب وجودی انسان، در آن حقیقتِ واحدِ ربطی مستتر بوده و سیر کمالی سالک، در واقع پرده‌برداری از این حقیقتِ ازلی و آگاهی یافتن به آن است.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

حقیقت عالم ذر و جایگاه آن در خلقت انسان

12
  • خطاب ﴿أَلَستُ بِرَبِّكُم﴾، خطاب به انسانِ در علم عنائى

  • نمى‌دانم مسئله را رساندم یا نه؟! این حقیقتى كه در آنجا هست، این به یك ارادۀ واحده و به یك مشیت واحده و به یك تقدیر واحد وجود انسان در علم عنائى شكل‌ گرفت و همراه با این شكل گرفتنِ این حقیقت، حقیقتِ برزخى‌اش هم شكل گرفت، حقیقت مثالى‌اش هم شكل گرفت، حقیقت مادى‌اش هم شكل گرفت. همۀ اینها باهم شكل گرفت. پس خطابى كه الآن خداى متعال به ما مى‌كند ﴿أَلَسۡتُ بِرَبِّكُمۡ﴾ خطاب به آن انسانِ در علم عنائى [است] که به ارادۀ واحده آن انسان را خلق و ایجاد كرده است. خدا به انسان مى‌گوید که تو در آنجا به این وضع خلق شدى چرا الآن گیج‌وگنگ هستی و از مطلب غفلت و نسیان كردى؟! من تو را به این كیفیت خلق كردم، نه الآن كه دارى راه مى‌روى، من تو را بر این وتیره آفریدم، حواست كجاست؟! كجا دارى مى‌روى؟! من تو را صادق و راست خلق كردم چرا الآن دارى دروغ مى‌گویى؟! من تو را صاف و پاك و بى‌غلّ ‌و‌غش خلق كردم، چرا الآن دارى سر مردم كلك مى‌زنى و تقلب، نفاق، ریا و خلاف مى‌كنى؟! من تو را موحد قرار دادم چرا الآن براى من شریك قرار دادى؟!

  • مدام [می‌گوید که] من تو را این‌طور، من تو را آن‌‌طور [قرار دادم] ولی تو الآن این‌طور [هستی]. این كه من تو را این‌طور خلق كردم، من تو را این‌طور آفریدم، من به تو این را دادم، به آن انسانى مربوط مى‌شود كه آن انسان در علم عنائى حق علة العلل براى انسان‌ها در مراتب دیگر است كه آن حقیقت در وجود او هم تا الآن برقرار است. یزید هم مى‌توانست راست بگوید ولى دروغ مى‌گفت. یزید هم مى‌توانست آدم خوبى باشد ولى آدم بدى شد. یزید هم مى‌توانست خلاف نكند ولى [كرد] یزید هم مى‌توانست، چرا؟! چون خدا او را بدون خلاف خلق كرده، او را آدم راست خلق كرده، هر شخصى كه اسم انسان بر او مترتب است، این شخص در آن رتبه، به‌عنوان صادق است چون جنبۀ حیثیت ربطیه دارد. همۀ اینها حیثیت ربطیه دارند. ابوبكر هم مى‌توانست آدم خوبى باشد، ابوبكر هم مى‌توانست صادق باشد، ابوبكر هم مى‌توانست آدم منافقى نباشد، ابوبكر هم مى‌توانست آدم راست‌گویی باشد، ابوبكر هم مى‌توانست آدم عادلى باشد، او هم مى‌توانست حق را به حق‌دار بدهد؛ دنیا نگذاشت! ریاست نگذاشت، نفْس نگذاشت، هواى نفس نگذاشت، پا روى حق گذاشت. او احساس مى‌كرد كه دارد پا روى حق مى‌گذارد، نه‌اینکه احساس نكند، نه!

/ 260