
حقیقت عالم ذر و جایگاه آن در خلقت انسان
تبیین پیوند وجودی انسان با پروردگار در عوالم پیشین
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین حقیقت عالم ذر و جایگاه آن در نظام خلقت میپردازند. بحث با نقد تصورات نادرست درباره زمان و مکان آغاز شده و با تفکیک میان عالم ماده، عالم مثال و عوالم مافوق، روشن میشود که زمان امری اعتباری است که در عوالم پایینتر جریان دارد. محور اصلی بحث، اثبات این نکته است که عالم ذر نه یک واقعه تاریخی در گذشته، بلکه حقیقتِ ربطی و وجودی انسان با پروردگار است که در علم عنایی الهی تحقق یافته است. استاد با استناد به آیات و روایات، توضیح میدهند که اقرار به ربوبیت، امری فطری و نهادینه در ذات انسان است که حتی کافران و مشرکان نیز در باطن خود به آن معترفاند. در نهایت، این نتیجه حاصل میشود که تمامی عوالم و مراتب وجودی انسان، در آن حقیقتِ واحدِ ربطی مستتر بوده و سیر کمالی سالک، در واقع پردهبرداری از این حقیقتِ ازلی و آگاهی یافتن به آن است.
حقیقت عالم ذر و جایگاه آن در خلقت انسان
توضیحات:
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین حقیقت عالم ذر و جایگاه آن در نظام خلقت میپردازند. بحث با نقد تصورات نادرست درباره زمان و مکان آغاز شده و با تفکیک میان عالم ماده، عالم مثال و عوالم مافوق، روشن میشود که زمان امری اعتباری است که در عوالم پایینتر جریان دارد. محور اصلی بحث، اثبات این نکته است که عالم ذر نه یک واقعه تاریخی در گذشته، بلکه حقیقتِ ربطی و وجودی انسان با پروردگار است که در علم عنایی الهی تحقق یافته است. استاد با استناد به آیات و روایات، توضیح میدهند که اقرار به ربوبیت، امری فطری و نهادینه در ذات انسان است که حتی کافران و مشرکان نیز در باطن خود به آن معترفاند. در نهایت، این نتیجه حاصل میشود که تمامی عوالم و مراتب وجودی انسان، در آن حقیقتِ واحدِ ربطی مستتر بوده و سیر کمالی سالک، در واقع پردهبرداری از این حقیقتِ ازلی و آگاهی یافتن به آن است.
حقیقت عالم ذر و جایگاه آن در خلقت انسان
9فرض كنید الآن از ما صد سال دیگر بگذرد، باز افرادى كه در صد سال دیگر هستند همین چیزى را مىگویند كه ما الآن داریم امشب مىگوییم. همین ادراكى را دارند مىكنند كه ما الآن داریم ادراك مىكنیم. درست شد؟! چون همه در برهههاى متشابه و متساوى قرار داریم.
حالا اگر كسى از این صد سال قبل و از این الآن و از صد سال بعد بیرون بیاید، ذهنش از اینجا بیرون مىآید چه مىبیند؟! یك امر واحد مىبیند كه در آن، همۀ اینها جمع هستند. به یك لحظه همه را مىبیند كه یك عده اینجا هستند، یك عده اینجا هستند ولى همه هستند. نمىبیند؟! همه را مىبیند كه هستند. این كه «همه هستند» در كجاست؟! پس چرا من نمىبینم؟! پس چرا من آنهایى كه در صد سال پیش بودند را نمىبینم؟! پس چرا آنهایى را كه در صد سال بعد هستند را نمىبینم؟! چرا؟!
چون من در موقعیت خودم هستم. تا وقتى كه من در موقعیت و در فضاى خودم باشم، نه از قبل و نه از بعد خبر دارم؛ از هیچكدام خبر ندارم. اگر از فضاى خودم بیرون آمدم و اگر از ادراك محیطى خودم خارج شدم، در آنِ واحد هم به صد سال قبل اطلاع پیدا مىكنم [و هم به صد سال بعد]، نهاینكه از یک رتبه شروع كنم و جلو بیایم، نه به یك برق، به یك جرقه، به یك نفحه، به یك جذبه، به یك شهود، هم نسبت به صد سال قبل اطلاع پیدا مىكنم، هم نسبت به افرادى كه الآن هستند اطلاع پیدا مىكنم، هم نسبت به آنهایى كه صد سال بعد مىخواهند بیایند. همه را باهم اطلاع پیدا مىكنم، چرا؟! چون از این مرحله بیرون آمدهام. وقتى كسى از این مرحله بیرون بیاید دیگر صد سال قبل، 150 سال قبل [برایش یکی است]، دیگر بیرون آمده است. از این شرائط خودم را خارج كردهام و خروج از این شرائط یعنى اطلاع بر ثابتات؛ یعنى بر ثابتات احاطه پیدا كرده است.
