جلسه ۷۷۶
1أعوذ باللَه من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
وذهب الشیخ المتألّه المتعصب لافلاطون و معلّمیه و حکماء الفرس موافقاً لهم الی أنّه یجب أن یکون لکل نوع من الانواع البسیطه الفلکیه و العنصریه و مرکباتها النباتیه و الحیوانیه عقل واحد مجرد عن المادّه معتنٌ فیه حق ذلک النوع و هو صاحب ذلک النوع و ربّه. و قد إستدل علی اثباتها بوجوه1:
صحبت ما در مثل افلاطونی و كیفیت قضا و قدر و بداء به آن مجموع مباحثی رسید كه در نظر رفقا هست.
عرض شد در علم باری و علم عنایی، مقام اجمال و مقام تفصیل معنا ندارد و حقایق ربوبی در عین كشف تفصیلی به همان تحقق عینی خارجی بوده است كه الان ما مشاهده میكنیم. و نسبت به چیزهایی كه ما مشاهده نمیكنیم این قصور از ناحیه ماست امّا این به معنای عدم تحقق نیست، اینطور نیست كه الان كه فردا وجود نداشته باشد. الان كه من صحبت میكنم فردا وجود دارد منتها ما از ادراك و درك این احساسِ فردا عاجز و ناتوان هستیم اگر از این عجز بیرون بیاییم و احاطه بر قوانین مادّه پیدا بكنیم و قوانین مادّه را در اختیار بگیریم همانطور كه الان وجود حال را احساس میكنیم همینطور الان وجود فردا و پس فردا و گذشته را احساس میكنیم باحساسٍ واحدٍ و بلحظةٍ واحدةٍ.
تازه این مربوط می شود به مسئله مثال و ملكوت امّا در آن عوالم ربوبی این مسئله دقیقتر است و جنبه ثبات در آن عوالم قویتر، بطوری كه كسی كه احاطه بر همه عوالم داشته باشد و به مرتبه فعلیت تامّه رسیده باشد در آن جنبه ثبات به اندازهای قوی است كه همان طور كه اراده برخود دارد، به علم وجودی نفس خود را اراده میكند.
و این جا حرفهای عجیبی است، اینها را باید در آن مباحث شهودی بزرگان و عرفاء و روایاتی كه از ائمه علیه السلام در این باره رسیده جستجو كرد كه چطور نفس ولی الهی چه پیامبر باشد چه امام علیه السلام باشد و چه عارف كامل، آن نفس ولی الهی از نقطه نظر ثبوت به مرتبه ثبوت تام رسیده و به مرتبه فعلیت محضه رسیده است. ولی همین نفس در مراتب تعین خارج منطبق با تعین خارج آن عمل میكند. در بعضی از موارد اتفاق میافتد كه آنها همین شهود را برای سایر افراد نیز به مرحله بروز در میآورند همین شهود را و همین احساس را به مرتبه بروز و ظهور در میآورند كه آن موارد حالا دیگر موادری هست كه در كتب مفصلات باید آنها را جستجو كرد.
- الحکمة المتعالية فى الاسفار العقلية الاربعة، ج ٢، ص ٥٣

