اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تبیین حقیقت مثل افلاطونی در عالم وجود

از تصورات ذهنی تا اتحاد با حقایق هستی

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مفهوم «مُثُل افلاطونی» و جایگاه آن در نظام هستی می‌پردازند. ایشان با نقد نگاه‌های صرفاً ذهنی به این مسئله، توضیح می‌دهند که چگونه حقایق کلی در مراتب مختلف وجود، از عالم ذهن تا عالم خارج، تنزل می‌یابند و به صورت جزئیات در می‌آیند. در ادامه، با بهره‌گیری از مبانی عرفانی و روایی، به موضوع اشتداد وجودی و تجرد نفس پرداخته می‌شود که چگونه روح انسان با ارتقای وجودی و تهذیب نفس، از محدودیت‌های مادی رها شده و به اتحاد با حقایق عالم دست می‌یابد. در نهایت، این بحث به تبیین مقام ولایت کلیه به عنوان حقیقتِ جامعِ مثل افلاطونی ختم می‌شود که در آن، حقیقتِ وجودیِ امام معصوم، محیط بر تمامی عوالم و حقایق هستی است و سالکِ طریقِ ولایت، تنها از مسیر سلوک عملی و مراقبه قادر به درک این اتحاد خواهد بود.

تبیین حقیقت مثل افلاطونی در عالم وجود

7
  • او مى‌گوید که من در آن عالم خودم را با همه یكى دیدم! اشعار تائیه [ابن‌فارض] را نخوانده‌اید؟! اصلاً خیلى عجیب، خیلى عجیب است! مى‌گوید که خودم را با همۀ عوالم دیدم؛ با ملائكه، با جن، با انسان، با سنگ‌ها، با كوه‌ها، با دریاها، با آسمان‌ها و با همه دیدم، یعنى چه دیدم؟ خب دارى مى‌بینى، ما هم داریم مى‌بینیم دیدن یعنى چه؟ شما مى‌روید کنار كوه مى‌ایستید و ربطى به كوه ندارید و فقط کنارش ایستاده‌اید ولی ارتباطی ندارید اما او می‌گوید که من با او دیدم؛ یعنى من كوه بودم و من دریا بودم و من فلان مَلك بودم! باز هم بگوییم یا نه دیگر کافی است؟ من اینجا بودم و من آنجا بودم.

  • اینهایی كه خدمتتان عرض مى‌كنم، بزرگانى را دیدم كه آنها هم همین‌ها را مى‌گفتند، ما هم خودمان دیدیم. نخوردیم نان گندم ولى دیدیم دست مردم! دست مردم دیدیم. دیدیم بزرگانى كه آنها هم همین مطالب را مى‌گفتند و شوخى هم نمى‌كردند، راست مى‌گفتند و درست مى‌گفتند.

  • امام؛ اعلیٰ مرتبۀ اشتداد وجودی

  • بله! آدم به اینجاها مى‌رسد. در تحت ولایت امام آدم به همه‌جا مى‌رسد منتها امام از نقطه‌نظر اشتداد وجودى، دیگر در اعلىٰ مرتبه از حقیقت جوهریۀ اتصالیۀ به آن وجود بالصرافه و وجود بسیط لاانتهایى قرار دارد، آن دیگر در آن مرتبۀ علیا و ذِروۀ علیاىِ از وجود قرار دارد ولى شیعیانش هم بدون هیچ چیز نیستند، آنها هم مى‌آیند و به همین‌ها و همین مسائل و مطالب مى‌رسند لذا كسى غیر از ولىّ خدا امام را نمى‌شناسد، برای این است! اینكه مى‌گوییم که غیر از عارف و غیر از ولىّ خدا اگر هزارتا كتاب بخوانیم امام را نمى‌شناسیم، ده هزارتا هم باشد [باز نمی‌شناسیم برای این است].

  • یك كتابى اخیراً آمده که راجع به بعضى از خصوصیات امام و امام حسین علیه‌السّلام و اینها هست. من یكى دو سه صفحۀ آن را خواندم فقط بر سرم زدم! اى واى اى واى! بابا مگر مجبورید بنویسید؟! مگر مجبورید؟! آخر ما را چه كه راجع به امام بنویسیم؟! آخر چه كسى به ما این حرف‌ها و این مطالب را الزام كرده است؟ كسى مى‌تواند راجع به امام بنویسد كه خودش تا حدودى ادراك كرده باشد. حالا نمى‌گوییم که صددرصد اما آن حقیقت ساریۀ ولایت را ادراك كرده باشد، آخر من و تو كه ادراك نكردیم عزیزم! قاطى مى‌كنیم و عوضى مى‌نویسیم و اشتباه مى‌نویسیم! این حرف‌ها حرف‌های افراد عادى است و به‌درد افراد عادى بله، مى‌خورد. فلان شخص این‌طور است اما امام كه این نیست! امام حسین علیه‌السّلام كه این نیست! امام سجاد علیه‌السّلام كه این نیست!