
تبیین جایگاه ربالنوع در تکون موجودات
نقش عقل مجرد در تحقق و تمایز انواع مادی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دیدگاه شیخ اشراق پیرامون حقیقت «مُثل افلاطونی» یا «ارباب انواع» میپردازند. بحث با بررسی ضرورت وجود یک حقیقت علّیِ مجرد برای تحقق و صورتبندی انواع مادی آغاز میشود؛ حقیقتی که به هر نوع، هویت و تمایز میبخشد. در ادامه، ضمن اشاره به دیدگاه مشائیین و نقد علامه طباطبایی، این پرسش مطرح میشود که آیا عقل مجرد تنها مسئول ایجاد نوعیت است یا در جزئیات و عوارض مادی نیز نقش دارد. استاد با تحلیل رابطه میان ماده و مجرد، تبیین میکنند که چگونه وجود بسیط در مسیر تحقق و شکلگیری، نیازمند سلسله عللی است که در نهایت به آن حقیقت مجرد بازمیگردد. در پایان، با نگاهی به حقیقتِ وجود و سیر انسان به سوی فعلیت، بر اهمیت بهرهگیری از فرصتهای عمر پیش از رسیدن به مرحله «حساب و بدون عمل» تأکید شده است.
تبیین جایگاه ربالنوع در تکون موجودات
7ربالنوع؛ دلیل شکلگیری نوعیتِ یك امر
الآن فرض بكنید كه یك مشت دانۀ تسبیح در دستتان هست، خب با اینکه نمىتوانید تسبیح [درست] كنید، بلند مىشوید مىآیید یك نخ برمىدارید و یكیك این دانهها را در نخ مىكنید، آنچه که مىآید اینها را در كنار هم قرار مىدهد اسمش چیست؟ صحبت ما این است. آن اسمش ربالنوع است؛ یعنى یك عقل مدیر و مدبّرى كه مىآید اجزاء را با آن قدرت ملكوتى كه مىتواند در ماده تصرف كند، در كنار هم طورى قرار مىدهد كه یكدفعه شما در اینجا سنگآهن مىبینید و این معدن، معدن آهن مىشود بعد هم بلند مىشوید سنگآهن را در كوره مىبرید و آن مواد زائدش را مىگیرید و از آنطرف فرض كنید شمش و لولۀ آهن از كارخانه خارج مىشود. فرض كنید آنجا معدن گچ مىبینید و آنجا معدن جیوه مىبینید و آنجا معدن گوگرد مىبینید، آن كه آمده و این را تبدیل به آهن كرده چه دستى است؟! صحبت در آن است، اسم آن را یا ربالنوع مىگذاریم یا عقل مجرد مىگذاریم، البته نه عقل اول بلكه عقلهایی طبق عقول عشرهاى كه شمردهاند؛ عقل ثانیه و ثالثه و امثالذلك و هَلُمَّ جَرّا.
این كلام كلامى است که ایراد ندارد اما علامه طباطبایى این ایراد را وارد مىكند كه این آقایان این را قبول دارند كه یك دستى مىآید و این حقیقت نوعیه را، گوگرد را در خارج ایجاد مىكند و آهن را ایجاد مىكند اما صلابت آهن و نرمى آهن كه دیگر به او مربوط نیست و آن دیگر به كیفیت خاك و فلان و این چیزها و خود نوع آن مربوط است. اینكه حالا فرض كنید گچ سمنان بهتر از گچ قم و كاشان و فلان است، آن دیگر به آن ربالنوع كارى ندارد و آن مربوط به خصوصیات زمین و فعل و انفعالاتى است كه در آنجا انجام گرفته است. این مربوط به آن است. این كلام علامه طباطبایى است كه دفاع از این افراد مشائیین بیان مىكند.
