اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دیدگاه شیخ اشراق پیرامون ضرورت وجود یک «عقل مجرد و مستقل» برای هر نوع از موجودات عالم می‌پردازد. بحث با تحلیل حرکت جوهریه و ضرورت وجود یک امر ثابت برای انتظام اجزاء و حفظ تشخص اشیاء آغاز می‌شود. استاد با نقد دیدگاه‌های مادی و تبیین معنای عمیق «عروض»، توضیح می‌دهد که چگونه قوا و تعینات موجودات، ظهوراتی از یک حقیقت ثابت هستند که بدون آن، فعلیت و تشخص معنا نخواهد داشت. در ادامه، این مبنای فلسفی به تفاوت مراتب ادراک و سعه وجودی انسان‌ها پیوند می‌خورد و با استناد به روایات، تبیین می‌شود که چرا ظرفیت فهم حقایق در افراد متفاوت است. این جلسه در نهایت به این نتیجه می‌رسد که تفاوت در درجات بهشت و مراتب معرفت، ناشی از تفاوت در سعه وجودی و رب‌النوع هر فرد است که در دنیا و آخرت جاری است.

اثبات عقل مجرد و رب‌النوع در حکمت اشراق

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دیدگاه شیخ اشراق پیرامون ضرورت وجود یک «عقل مجرد و مستقل» برای هر نوع از موجودات عالم می‌پردازد. بحث با تحلیل حرکت جوهریه و ضرورت وجود یک امر ثابت برای انتظام اجزاء و حفظ تشخص اشیاء آغاز می‌شود. استاد با نقد دیدگاه‌های مادی و تبیین معنای عمیق «عروض»، توضیح می‌دهد که چگونه قوا و تعینات موجودات، ظهوراتی از یک حقیقت ثابت هستند که بدون آن، فعلیت و تشخص معنا نخواهد داشت. در ادامه، این مبنای فلسفی به تفاوت مراتب ادراک و سعه وجودی انسان‌ها پیوند می‌خورد و با استناد به روایات، تبیین می‌شود که چرا ظرفیت فهم حقایق در افراد متفاوت است. این جلسه در نهایت به این نتیجه می‌رسد که تفاوت در درجات بهشت و مراتب معرفت، ناشی از تفاوت در سعه وجودی و رب‌النوع هر فرد است که در دنیا و آخرت جاری است.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

اثبات عقل مجرد و رب‌النوع در حکمت اشراق

10
  • «لقَتَلَه» نه‌اینكه سلمان را بكشد بلکه خودش می‌میرد؛ یعنى آن علمى كه پیدا مى‌كند اباذر را ازبین مى‌برد. یااینكه اگر ازبین نبُرد و خلاصه نسبت به سلمان ارادت خودش را ازدست داد «لَکَفَّرَهُ»، بابا این که چه‌کار كرده! مثل اینكه حرف‌هاى چیز [کفرآمیز] مى‌زند و خلاصه «لَکَفَّرَهُ»، در وهلۀ اول وهله‌اى است كه موقعیت سلمان را نگه دارد، وقتى نگه دارد آن‌وقت این [اباذر] هنگ مى‌كند. در مرتبۀ دوم كه «لَکَفَّرَهُ» است كه اصلاً زیر پاى سلمان را مى‌زند و مى‌گوید: برو بابا! این کیست؟! یا مثلاً حرف‌هایش عوضی است و بوى كفر مى‌دهد و خلاصه «لَکَفَّرَهُ»؛ تكفیر مى‌كند. چرا؟ چون مقدار عقلش این‌قدر است، تقصیرى ندارد، چون تقصیر ندارد سلمان از اول نمى‌تواند به او چیزى بگوید، مى‌نشینند باهم آبگوشت مى‌خورند و در سروکله همدیگر مى‌زنند و شوخى مى‌كنند و شاید كشتى هم مى‌گیرند، اما حرف نمى‌زند. ده سال پیش سلمان است ولی هیچ نمى‌گوید. هیچ، خیال مى‌كند كه حالا دیگر از همه چیزش قشنگ سر درآورده است! برادر بودند دیگر، پیغمبر بین آنها [عقد اخوت خواند] و «آخَى رَسولُ اللهِ بَینَ سَلمانَ و أبی‌ذَرّ».1

  • لهذا مى‌فرمایند: «نَحنُ مَعاشِرَ أنبیاء اُمِرنا أن نُکَلِّمَ النّاس عَلى قَدرِ عُقولِهِم» انسان نباید هر حرفى را هر جایى و به هر كسى بیان كند.

  • تلمیذ: اینكه آقا امیرالمؤمنین فرموده‌اند كه اصحاب سیدالشهداء از قبلى‌ها و بعدى‌ها بالاتر هستند با توجه به اختلاف مراتب و افرادى كه بعداً مى‌آیند و به‌ ولایت مى‌رسند چطور توجیه مى‌شود؟

  • استاد: قضیه مربوط به واقعۀ عاشورا است یعنى افرادى كه در این مسائل و در این قضایا ممكن است مثلاً جنگى در بگیرد، چیزى پیدا بشود و حربى شود، این افرادى كه از نظر جان‌فشانی و در معرض اتلاف درآوردن نفس بیایند، كسانى هستند كه حتى بعداً افرادی بیایند، خب طبعاً به پاى اینها نیستند اما این دلیل نمى‌شود كه [شامل] حال اولیاء خدا كه بعداً مى‌آیند بشود بلکه مقام، مقام جان‌فشانی و عرضۀ نفس در جهاد و در معركه است.

    1. . الكافى، ج 8، ص 162.
/ 0