
مبانی استدلال بر عقل مجرد و حجیت مفاهیم
تحلیل جایگاه مفاهیم در استنباط احکام و سیره عقلایی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین استدلالهای فلسفی پیرامون اثبات عقل مجرد و جایگاه اعراض در نظام هستی میپردازند. بحث با تحلیل دیدگاههای مختلف درباره قوای نباتیه و نحوه تقویم هیولا توسط صور نوعیه آغاز میشود. در ادامه، استاد با گذار از مباحث فلسفی به حوزه اصول فقه، به نقد دیدگاههای رایج درباره حجیت مفاهیم (مانند مفهوم شرط و وصف) میپردازند. ایشان با تأکید بر اینکه شارع بر اساس فرهنگ و مفاهیم عرفی با مردم سخن میگوید، تبیین میکنند که چگونه اهتمام شارع در بیان قیود، نشاندهنده وجود مفهوم و دلالت بر احکام است. در نهایت، با طرح مباحثی پیرامون سیره عقلایی و جایگاه فطرت در حل مسائل مشکله، این نتیجه حاصل میشود که مجتهد باید در مقام استنباط، به مقتضای عقل سلیم و فهم عرفی توجه ویژهای داشته باشد.
مبانی استدلال بر عقل مجرد و حجیت مفاهیم
11خب ما از این موارد زیاد داریم كه در اینجا به همان متفاهم عرفى باید كه حكم كرد، در [شرع هم] حكم آمده و مجتهد هم باید بر همین اساس نظر بدهد و نسبت به آن بایستى حكم بكند، اینطور نیست كه حالا چیزى شارع بگوید و ترتیباثری داده نشود.
لذا در مسئلۀ مفهوم شرط و مفهوم وصف و امثالذلک نیز به این حساب و به این مبنا است، آن جهت و آن حیثیتى كه در شرط لحاظ شده است آن حیثیت در عدم شرط نیست، ممكن است حیثیت دیگرى باشد اما نهاینكه اصلاً بهطورکلی مفهوم ندارد؛ مفهوم نداشتن یك مطلب است، لحاظ عدم حیثیت كه در شرط آمده است در صورت عدم وجود مشروط مسئلۀ دیگرى است.
بنابراین در مواردى كه مخبرٌ به، مخبرٌ به بسیار مهمى است و انسان براساس آن فطرت خود و براساس آن نفس سلیم و عقل سلیم خود نمىتواند بهزودی آن مطلب را بپذیرد ـ اینقدر از اینگونه مطالب ما در طول عمر خود تجربه كردیم كه دیگر این مسئله از ابده بدیهیات و ضروریات است ـ در اینجا دیگر انسان نمىتواند به صرف اینكه یك فاسق نیامد، اگر مخبرٌ به، مخبرٌ به مهم است ترتیباثر بدهد ولى در مسائل عادى [میشود ترتیباثر داد]. ولی مسئلۀ اهتمام و خطیر بودن آن مخبرٌ به اقتضا میكند که انسان احتمال خطا را در آن مخبر جدى بگیرد چون در خیلى از موارد اگر یك واو عوض بشود مطلب عوض مىشود، یك فا بهجای واو بیاید مطلب عوض مىشود، توجه كردید؟! این مسئله تغییر پیدا مىكند.
روى این جهت، مجتهد باید [توجه كند] و بهطورکلی مسئله مسئلۀ كلى است، همین سیرۀ عقلائیه كه برخواستۀ از متابعت فطرت سلیم است و برخواسته از متابعت عقل سلیم است به انسان حكم مىكند که در مسائل عادى اگر شخص عادلى آمد، ترتیباثر بدهد ولى نسبت به مسائل مهم برود تحقیق كند. درست شد؟!
لذا خیلى از بزرگان امثال مرحوم علامه طباطبائى و مرحوم آقا ـ رضوان الله تعالی علیهما ـ قائل بودند كه در مسائل كلى اعتقادى به خبر واحد، مثل مرحوم سید مرتضى، نمىشود عمل كرد1 بلكه یا خبر باید خبر متواتر باشد یا محفوف به قرائن قطعیه باشد یااینكه خبر، خبر مستفیض باشد تااینكه منحیثالمجموع براى انسان حداقل آن ظن متآخم به علم براى رسیدن به آن معنا و مفهوم مورد نظر متكلم در مقام تخاطب حاصل بشود. دیگر مسئله [ناخواسته] به اینجا کشیده شد.
- . جهت اطلاع بیشتر رجوع شود به رسائل شریف مرتضى، ج 1، ص 24 و 203.
