
مبانی استدلال بر عقل مجرد و حجیت مفاهیم
تحلیل جایگاه مفاهیم در استنباط احکام و سیره عقلایی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین استدلالهای فلسفی پیرامون اثبات عقل مجرد و جایگاه اعراض در نظام هستی میپردازند. بحث با تحلیل دیدگاههای مختلف درباره قوای نباتیه و نحوه تقویم هیولا توسط صور نوعیه آغاز میشود. در ادامه، استاد با گذار از مباحث فلسفی به حوزه اصول فقه، به نقد دیدگاههای رایج درباره حجیت مفاهیم (مانند مفهوم شرط و وصف) میپردازند. ایشان با تأکید بر اینکه شارع بر اساس فرهنگ و مفاهیم عرفی با مردم سخن میگوید، تبیین میکنند که چگونه اهتمام شارع در بیان قیود، نشاندهنده وجود مفهوم و دلالت بر احکام است. در نهایت، با طرح مباحثی پیرامون سیره عقلایی و جایگاه فطرت در حل مسائل مشکله، این نتیجه حاصل میشود که مجتهد باید در مقام استنباط، به مقتضای عقل سلیم و فهم عرفی توجه ویژهای داشته باشد.
مبانی استدلال بر عقل مجرد و حجیت مفاهیم
12تلمیذ: در مورد مفهوم وصف اگر قید خصوصیتى نداشته باشد، باید مطلق آورده شود خود اصولییون هم مىگویند كه شخصِ حكم با انتفاء آن وصف منتفى مىشود، همۀ اصولییون معتقد هستند كه در أکرم العالم العادل، خصوص وجوب اكرامى كه نشئت گرفته از خصوصیت قید عادل، براى عالم این منتفى مىشود اما آیا نوع حكم به هر ملاكی منتفى مىشود یا نه؟
استاد: ما اصلاً به آن كارى نداریم. متكلم از آن ساكت است. اگر در واقع حكم مولا بر اكرام عالم عادل و غیر عادل هست، پس چرا مىگوید: أکرم العالم العادل؟! اگر هست. یعنى ما در اینجا كشف مىكنیم بر اینكه مولا در اینجا چه حكمى را بیان مىكند، یا حكمش بر اكرام عالم عادل و غیر عادل در همۀ ازمنه و امكنه هست، خب چرا یك قسمش را مىگویى و قسم دیگر را نمىگویى؟! این است كه من مىگویم لغویت است. وقتى كه دوتا بچه در اینجا هستند و هردوی اینها هم گرسنه هستند، شما چرا در اینجا مىگویى كه آقا این غذا را به این بچه بده درحالیکه هردو گرسنه هستند؟! یك وقتى آن بچه سیر است و نیازى به غذا ندارد، مىگویید که آقا غذا را به این بچه بده، یك وقتى هردوتا بچه گرسنه هستند لذا چه دلیلى دارد كه شما بدون هیچگونه ترجیح و ملاكى در اینجا مىگویید که آقا این غذا را به این بده؟! بالأخره ملاكى باید در اینجا باشد؛ منظور بنده این است. این لغویت است اگر این اعطاء طعام به هردو علیالسویه و به یك ملاك باشد، ترجیح در كلام و یكى را بر دیگرى ترجیح دادن روى چه اصلى است؟! هیچ دلیلى ندارد.
اگر نه، نظر شارع و مولا بر این است كه اولویت با اكرام عالم عادل است، در اینجا معلوم مىشود که نظر شارع به آن اولویت مىرسد یعنى درصورت اكرام واحد و ترجیح بین عادل و غیر عادل، اولویت سراغ عادل مىرود و اشكال ندارد. خب این معلوم است كه در اینجا وصف مفهوم دارد یعنى وصفى كه در اینجا هست [این است] آن غیر عادل را اكرام نكن؛ یك اكرام بیشتر ندارد، صد تومان بیشتر در جیبت پول نیست، این صد تومان حالا یا به اكرام این مىخورد یا به آن مىخورد.
