
مبانی استدلال بر عقل مجرد و حجیت مفاهیم
تحلیل جایگاه مفاهیم در استنباط احکام و سیره عقلایی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین استدلالهای فلسفی پیرامون اثبات عقل مجرد و جایگاه اعراض در نظام هستی میپردازند. بحث با تحلیل دیدگاههای مختلف درباره قوای نباتیه و نحوه تقویم هیولا توسط صور نوعیه آغاز میشود. در ادامه، استاد با گذار از مباحث فلسفی به حوزه اصول فقه، به نقد دیدگاههای رایج درباره حجیت مفاهیم (مانند مفهوم شرط و وصف) میپردازند. ایشان با تأکید بر اینکه شارع بر اساس فرهنگ و مفاهیم عرفی با مردم سخن میگوید، تبیین میکنند که چگونه اهتمام شارع در بیان قیود، نشاندهنده وجود مفهوم و دلالت بر احکام است. در نهایت، با طرح مباحثی پیرامون سیره عقلایی و جایگاه فطرت در حل مسائل مشکله، این نتیجه حاصل میشود که مجتهد باید در مقام استنباط، به مقتضای عقل سلیم و فهم عرفی توجه ویژهای داشته باشد.
مبانی استدلال بر عقل مجرد و حجیت مفاهیم
13ولى اگر نه، از نقطهنظر شارع هردو در اكرام متساویان و سیّان هستند، خب در اینجا این توصیف به عادل هیچگونه اثرى بر آن مترتب نیست.
تلمیذ: باز هم نمىتوانیم بگوییم که مفهوم دارد.
استاد: مثل اینكه مسئله خیلى مشكل شده، باید برویم دوباره رسائل بخوانیم! بفرمایید.
تلمیذ: این اكرامى كه نسبت به آن در اولویت پایینتر است كه كلا نفى نشده؟ مثلاً مىگوییم: «به این بچهاى كه دارد مىمیرد آب بده» یعنی به بچهای که در حال مرگ نیست آب نده؟! ما نمىتوانیم از آن نفى استفاده كنیم.
استاد: ببینید ما نمىگوییم که آب نده، مىگوییم که به این بچهای كه الآن دارد مىمیرد آب بده كه نمیرد، خب حالا این ملاك كه «دارد مىمیرد»، گفتن اینكه مىمیرد چه دخلى در وجوب اعطاء سَقْى این طفل دارد؟! من این را مىخواهم بگویم. یك وقت شارع همینطورى از زبانش درمىآید مىخواهد یك جور دیگر حرف بزند، خب بگوید که مىمیرد یا نمىمیرد. مىگوید: آقا این بچه را آب بده، این مردن و نمردن كارى به این قضیه ندارد. یك وقت نه، مىگوید که این بچه كه دارد مىمیرد، مستحق سقى بیشتر و ترحم بیشتر و لطف بیشتر است، خیلى خب، این كه مفهوم دارد یعنى اگر یك موردى با این تعارض كرد، این كه دارد مىمیرد در اینجا ترجیح دارد نهاینكه بچهاى كه نمىمیرد آب نده، آن بچه كه نمىمیرد خودش حكم جدا دارد، حكمش ملاك دارد، این مىگوید: الآن اگر یك بچهاى در اینجا هست و تشنه است و مسئلۀ تقدم و تأخر [مطرح] نیست، این یك اهتمامى را زائد بر اهتمام سقى طفل در اینجا اقتضاء مىكند كه آن اهتمام در مورد آن طفل نیست. من اهتمام را عرض كردم؛ یك اهتمام. یك وقت طفل دیگری در آنجا هست و آن تشنه نیست، خیلى خب دلیلى ندارد كه انسان سقی كند، یك وقت طفل دیگری هست که تشنه است، چون این الآن بیشتر نیاز به آب دارد خب باید در اینجا ترجیح داد.
