
مبانی استدلال بر عقل مجرد و حجیت مفاهیم
تحلیل جایگاه مفاهیم در استنباط احکام و سیره عقلایی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین استدلالهای فلسفی پیرامون اثبات عقل مجرد و جایگاه اعراض در نظام هستی میپردازند. بحث با تحلیل دیدگاههای مختلف درباره قوای نباتیه و نحوه تقویم هیولا توسط صور نوعیه آغاز میشود. در ادامه، استاد با گذار از مباحث فلسفی به حوزه اصول فقه، به نقد دیدگاههای رایج درباره حجیت مفاهیم (مانند مفهوم شرط و وصف) میپردازند. ایشان با تأکید بر اینکه شارع بر اساس فرهنگ و مفاهیم عرفی با مردم سخن میگوید، تبیین میکنند که چگونه اهتمام شارع در بیان قیود، نشاندهنده وجود مفهوم و دلالت بر احکام است. در نهایت، با طرح مباحثی پیرامون سیره عقلایی و جایگاه فطرت در حل مسائل مشکله، این نتیجه حاصل میشود که مجتهد باید در مقام استنباط، به مقتضای عقل سلیم و فهم عرفی توجه ویژهای داشته باشد.
مبانی استدلال بر عقل مجرد و حجیت مفاهیم
6این گفتن فى [الغنم السائمة براى چیست]؟ یک وقت میگوییم که شارع هر چه آمده مىگوید همینطور بگوید! هر چه از دهانش درآمد [بگوید]! و حالا چه اینطرف را بگوید و چه آنطرف را بگوید ...، این است؟! اگر این است كه به هر كیفیتى زبان شارع گشت، گشت! یك وقت اینطور ما نسبت به شارع حكم مىكنیم، خب آن دیگر اشكال ندارد!! دراینصورت دیگر حسابوکتابمان با او طور دیگرى خواهد بود. یك وقت نه، ما شارع را شارع حكیم و داراى حسابوكتاب مىدانیم، كلام و مسائلى را كه مىگوید: روى حساب است، اگر اینطور است حتى اگر فرض بكنیم شخصی بیاید از شارع سؤال بكند كه یا أیها الشّارِع فى الغَنَم السائِمَةِ زَکاةٌ؟ شارع بیاید بگوید: نه فی الغنم زکاة، شما باید بگویید: فی الغنم زکاة نباید بگویید: «فی الغَنَمِ السّائِمَةِ الزَّکاةُ»، چرا؟! چون این جناب مخاطبی كه الآن دارد از او سؤال مىكند این حرف شارع را هم براى خودش ترتیباثر مىدهد و هم به افراد دیگر منتقل مىكند منبابمثال میگوید: پیش شارع رفتم و از شارع راجع به غنم سائمه سؤال كردم و او گفت كه فقط در الغنم السائمة زکاة، در اینجا اسمى از غنم معلوفه نیاورد، پس مىگویند که این زكات ندارد. حكم تكلیف در آنجا خلاصه تأخیر البیان عن وقت الحاجة و این مسائل پیش مىآید و حداقلش این است كه براى مخاطبین موجب ابهام و تردید و تشكیك خواهد شد.
به همین جهت، شارع هنگامى كه یك مطلب فقهى و یك حكم تكلیفى را بیان مىكند باید نسبت به تبعات آن شرط، وصف، لقب و امثالذلک كه بر این موضوع بار مىكند نظر داشته باشد. فلذا اگر بگوید: ﴿إِن جَآءَكُمۡ فَاسِقُۢ بِنَبَإٖ فَتَبَيَّنُوٓاْ﴾ این معنا را مىرساند كه اگر فاسقى نیامد، طبعاً آن الزام نیست و همین سیرۀ عقلائیه است و شارع هم در اینجا جدا از سیرۀ عقلائیه كارى انجام نمىدهد.
تکلم شارع براساس مفاهیم عرفی با مردم
