
مبانی استدلال بر عقل مجرد و حجیت مفاهیم
تحلیل جایگاه مفاهیم در استنباط احکام و سیره عقلایی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین استدلالهای فلسفی پیرامون اثبات عقل مجرد و جایگاه اعراض در نظام هستی میپردازند. بحث با تحلیل دیدگاههای مختلف درباره قوای نباتیه و نحوه تقویم هیولا توسط صور نوعیه آغاز میشود. در ادامه، استاد با گذار از مباحث فلسفی به حوزه اصول فقه، به نقد دیدگاههای رایج درباره حجیت مفاهیم (مانند مفهوم شرط و وصف) میپردازند. ایشان با تأکید بر اینکه شارع بر اساس فرهنگ و مفاهیم عرفی با مردم سخن میگوید، تبیین میکنند که چگونه اهتمام شارع در بیان قیود، نشاندهنده وجود مفهوم و دلالت بر احکام است. در نهایت، با طرح مباحثی پیرامون سیره عقلایی و جایگاه فطرت در حل مسائل مشکله، این نتیجه حاصل میشود که مجتهد باید در مقام استنباط، به مقتضای عقل سلیم و فهم عرفی توجه ویژهای داشته باشد.
مبانی استدلال بر عقل مجرد و حجیت مفاهیم
7ببینید مطلب خیلى مهمى كه در اینجا هست و خیلىها در كتبشان هم مطرح كردند و حرف درستى هم هست این است كه شارع براساس مفاهیم عرفى با مردم صحبت مىكند. خب چرا شارع براساس مفاهیم عرفى و آن عرف متعارف و متدارج با مردم صحبت مىكند و بیانش براى مردم براساس قوانین محاوره است؟ چون شارع دارد با خود مردم حرف مىزند با لغت مردم و با المنجد مردم و با فرهنگ مردم دارد صحبت مىكند؛ با فرهنگى كه خودش دارد با آنها تخاطب مىكند، آنوقت چطور مىتواند براى خودش یك فرهنگ جدا بیاورد؟! یك وقت شارع مىآید یك فرهنگ را عوض مىكند، لغتى را عوض مىكند، موضوع و حكم جدیدى براى مردم مىآورد، خب دیگر دراینصورت مسئله به همین كیفیت هست.
فرض كنید شارع در مورد قصد عشرة أیام مىگوید كه اگر از قبل از طلوع آفتاب تا غروب آفتاب این شخص برسد من این را ده روز حساب مىكنم؛ ده روز از طلوع آفتاب تا غروب آفتاب، درحالىكه مردم این را یك روز حساب نمىكنند بلکه یك 24 ساعت را یک روز حساب مىكنند، یك شخص برود مىگویند که آقا چند روز مىمانى؟ این شخص چند روز را نمىگوید از قبل طلوع آفتاب همینكه تیغ آفتاب مىخواهد بزند، من منظورم این است! مثلاً ده یا پنج روز از قبل از طلوع شمس مىمانم تا غروب، بعد از غروبش حالا مىخواهم بروم. كسى چنین كارى نمىكند نه در ایران، نه آمریكا، نه استرالیا، نه آفریقا، هیچ كسی! مثلاً كسى بگوید كه آقا سفر شما چند روز طول مىكشد؟! بگوید: پنج روز؛ قبل از طلوع آفتاب تا غروب آفتاب طول مىكشد! مىخندند و مىگویند: آقا به سرت زده؟! خیلى مثل اینكه توهُّم مىكنی، پنج روز مىمانم، پنج روز میمانم یعنى چه؟! یعنی پنج شبانهروز.
شما وقتى كه وارد یك شهر مىشوید به هتل مىروید، او از طلوع آفتاب حساب میکند؟! مثلاً طلوع آفتاب منظور جنابعالى است؟! مگر مىخواهى روزه بگیرى حاجى؟! بگو ببینم چند روز مىخواهى بمانى، تاریخ فلان، حالا خارجى باشد مثلاً از چند ژانویه تا چندم ژانویه، یا مارچ و فلان، یا فرض كنید مىخواهید به ممالك عربى بروید و از ربیع باشد و إنشاءالله كه تقویم هم تقویم [قمرى] بشود و همه شهرها برگردد به همان شهرهایی كه در اسلام آمد: ﴿إِنَّ عِدَّةَ ٱلشُّهُورِ عِندَ ٱللَهِ ٱثۡنَا عَشَرَ شَهۡرٗا﴾!1 یا اگر ایران باشد و شما در ایران به یك هتلى بروید، نمىگویند: ربیع الاول و جمادى الاول و فلان! مىگویند که اردیبهشت یا خرداد یا فروردین! اینها اصلاً مثل اینكه از ماههاى دین خبر ندارند! طرف مىگوید که آقا بنده مىخواهم از ششم جمادى الاول [به هتل بیاییم] مىگوید که حاج آقا اگر مىخواهى مسجد بروى نماز بخوانى، مسجد آنجاست! بگو ببینم از چندم فروردین مىخواهى اینجا [اقامت] كنى؟! توجه كردید؟!
- . سوره توبه (9) آیه 36. امام شناسی، ج 6، ص 145:
«بهدرستىكه تعداد ماهها در نزد خداوند دوازده ماه است.»
- . سوره توبه (9) آیه 36. امام شناسی، ج 6، ص 145:
