
مبانی استدلال بر عقل مجرد و حجیت مفاهیم
تحلیل جایگاه مفاهیم در استنباط احکام و سیره عقلایی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین استدلالهای فلسفی پیرامون اثبات عقل مجرد و جایگاه اعراض در نظام هستی میپردازند. بحث با تحلیل دیدگاههای مختلف درباره قوای نباتیه و نحوه تقویم هیولا توسط صور نوعیه آغاز میشود. در ادامه، استاد با گذار از مباحث فلسفی به حوزه اصول فقه، به نقد دیدگاههای رایج درباره حجیت مفاهیم (مانند مفهوم شرط و وصف) میپردازند. ایشان با تأکید بر اینکه شارع بر اساس فرهنگ و مفاهیم عرفی با مردم سخن میگوید، تبیین میکنند که چگونه اهتمام شارع در بیان قیود، نشاندهنده وجود مفهوم و دلالت بر احکام است. در نهایت، با طرح مباحثی پیرامون سیره عقلایی و جایگاه فطرت در حل مسائل مشکله، این نتیجه حاصل میشود که مجتهد باید در مقام استنباط، به مقتضای عقل سلیم و فهم عرفی توجه ویژهای داشته باشد.
مبانی استدلال بر عقل مجرد و حجیت مفاهیم
8مىگوید که خیلى خب، حالا چند روز مىخواهى اینجا بمانى؟ مىگوید که آقا سه روز مىمانم، حاج آقا این سه روز از چه وقتی منظورت است؟ [جواب میدهد] به یك ثانیه قبل از طلوع شمس، سه روز را مىمانم تا موقع غروب آفتاب كه زوال حمرۀ مشرقیه است!! مىگوید که حاجى مثل اینكه دوباره دعا خواندنت گرفته! اینجا از ساعت ده مىآیید تا ساعت ده فردا، ما [این طور] حساب مىكنیم، از ساعت دوازده مىآیى و موقع خروج را حساب میکنیم، مردم همین هستند. در كل دنیا شما نگاه بكنید میگویند: سه روز اینطور است. خب حالا شارع وقتى كه مىگوید: «چند روز»، مىگوید که این روزى كه مردم مىگویند [را قبول دارم و] جداى از آن موضوع عرف موضوع جدیدى را [هم] مىآورم، جداى از آن این است كه اگر از صبح تا غروب هم باشی قبول است، درست شد؟! اما اگر شارع این را براى ما بیان نمىكرد، شما وقتی که وارد جایی مىشدید و مىخواستید که قصد عشرة أیام بكنید دیگر آن روز را كه مثلاً سه ساعت بعد از ساعت ده وارد یك شهر شدید از همان موقع باید حساب كنید كه تا ده روز دیگر چه وقتی خواهد شد، چرا؟ چون بنا، بناى متعارف است و شارع در این امور و مفاهیم با خود مردم دارد صحبت مىكند. فلهذا مجتهد باید این را بهعنوان یك قاعده قرار بدهد در مواردى كه شارع حكمى را بیان كرده و نمىداند كه این حكم از نقطهنظر مفهوم و معنا و مصداق شرعیاش چه وضعیتى دارد، [دراینصورت] این را به عرف عرضه مىكند؛ عرف از این چه مطلبى را مىفهمد و چه نتیجهاى مىگیرد؟
یكى از مواردش را حالا بنده عرض مىكنم؛ مثلاً «القُرعةُ لِکُلِّ أمرٍ مُشکِل»1 است. خب الآن خیلىها در یك موردى كه مسئلۀ [مشخصى] نیست فتوا به [قرعه] مىدهند، فرض كنید منزلى كه براى دو نفر است و [هردو] مدعی هستند یا فرض كنید كه فرسى هست، ماشینى هست، خب این چیزى نیست كه بخواهد بالمناصفه تقسیم بشود؛ مثلاً اَرّه وسط ماشین بگذارند و نصفش كنند! یا باید بگوید که این برای این است و یا برای اوست.
- . عوالی اللئالی، ج ۲، ص ۱۱۲:
«وَ نُقِلَ عَن أهلِ البَیتِ عَلَیهِمُ السَّلامُ: ”کُلُّ أمرٍ مُشکِلٍ فیهِ القُرعَةُ.“»
هدایة الأمه، ج 8، ص 348:
«روى: ”أنَّ القرعةَ لِکلِّ أمرٍ مُشکِل.“»
- . عوالی اللئالی، ج ۲، ص ۱۱۲:
