
مبانی استدلال بر عقل مجرد و حجیت مفاهیم
تحلیل جایگاه مفاهیم در استنباط احکام و سیره عقلایی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین استدلالهای فلسفی پیرامون اثبات عقل مجرد و جایگاه اعراض در نظام هستی میپردازند. بحث با تحلیل دیدگاههای مختلف درباره قوای نباتیه و نحوه تقویم هیولا توسط صور نوعیه آغاز میشود. در ادامه، استاد با گذار از مباحث فلسفی به حوزه اصول فقه، به نقد دیدگاههای رایج درباره حجیت مفاهیم (مانند مفهوم شرط و وصف) میپردازند. ایشان با تأکید بر اینکه شارع بر اساس فرهنگ و مفاهیم عرفی با مردم سخن میگوید، تبیین میکنند که چگونه اهتمام شارع در بیان قیود، نشاندهنده وجود مفهوم و دلالت بر احکام است. در نهایت، با طرح مباحثی پیرامون سیره عقلایی و جایگاه فطرت در حل مسائل مشکله، این نتیجه حاصل میشود که مجتهد باید در مقام استنباط، به مقتضای عقل سلیم و فهم عرفی توجه ویژهای داشته باشد.
مبانی استدلال بر عقل مجرد و حجیت مفاهیم
9خب خیلىها مىگویند: «القُرعةُ لِکُلِّ أمرٍ مُشکِل» ! اما شما اگر قاضى هستید بخواهید بینکم و بین الله حكم كنید چه حكمى مىكنید؟ آیا مىگویید كه در اینجا قرعه مىاندازیم؟! شارع گفته: «القُرعةُ لِکُلِّ أمرٍ مُشکِل» یا الله! آقا قرعه بینداز، قرعه به اسم این آمده تو برو پى كارت و ماشین هم براى این است! این [کار را میکنید] یااینكه اگر بخواهید در دادگاه به این قضیه نگاه كنید مردم نسبت به این قضیه چه مىگویند؟! مردم به آن فطرت ساذج خودشان نگاه مىكنند و مىگویند که خب در اینجا باید تنصیف كرد! راه حل عقلائى این است كه وقتى دلیل و رجحانی بر هر أحدالطرفین نیست و احتمال در هردو یكى است در اینجا باید تنصیف كرد، آنجا كه نمىشود اَرّه گذاشت نصفش كرد، مىگویند که آقا ماشین را بفروش نصف پولش را تو بردار و نصف پولش را هم تو بردار، همه جاى دنیا هم همین كار را انجام مىدهند. درست شد؟! خیلى خب.
فطرت، مبنای تشكل موضوع لَدَى الشّارِع عِندَ عَدَمِ تَشكیلِ الموضوعیَة
حالا شما نگاه مىكنید مىبینید بعضىها فتوا مىدهند كه آقا نهخیر اینجا «القُرعةُ لِکُلِّ أمرٍ مُشکِل» ! خب با این وصفى كه با این كیفیت فرض كنید تنصیف قیمى كه در اینجا شده خب دیگر اشكال برطرف مىشود و دیگر موضوع براى قرعه باقى نمىماند! وقتى مجتهد مىخواهد در اینجا قرعه بیندازد، مگر نباید موضوع، موضوع مشكل باشد؟! وقتى كه بر مبناى آن فطرت و حکم عرفى كه در همه جاى دنیاست [حكم كرد] ...، الآن نصارىٰ در محاكم خود چهکار مىكنند؟! آنها كه رسائل شیخ را نخواندهاند! آنها كه به روایت «القُرعةُ لِکُلِّ أمرٍ مُشکِل» [عمل] نمىكنند، اصلاً نمىفهمند چیست. یهود و نصارىٰ یا بىدین و بادین، لامذهب، همۀ اینها در محاكم خودشان در یك همچنین موردى چه مىكنند؟! از همان فطرت و فهم خودشان استمداد مىجویند، این مىشود مبنا براى تَشكل موضوع لَدَى الشّارِع عِندَ عَدَمِ تَشکیلِ الموضوعیَه، وقتى كه خود شارع موضوعى را از قِبَل و تلقاء خودش القاء نمىكند، باید همان موضوع و مفهوم و مصداقى را كه در عرف بینالملل مردم بر آن اساس مسائل اجتماعى و موضوعات خودشان را انجام مىدهند، مجتهد هم باید از همان تبعیت كند.
