
تبیین جایگاه عقل مدبر در نظام هستی
تحلیل توحید افعالی و نسبت اراده انسان با مشیت الهی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین جایگاه عقل مدبر در نظام هستی و چگونگی تدبیر قوای مختلف در وجود انسان میپردازد. ایشان با نقد دیدگاههای محدود در تفسیر قضا و قدر، بر این نکته تأکید میکنند که تمام افعال عالم در تحت مشیت الهی قرار دارد و دعا و ابتهال نیز خود بخشی از مسیر تحقق قضا و قدر است. در ادامه، با واکاوی داستان حضرت یونس علیهالسلام، به بررسی دقیق نسبت میان نفرین انبیاء، اجرای رسالت و مراتب توحید افعالی پرداخته میشود. این بحث با هدف روشنسازی این حقیقت است که چگونه اولیاء الهی در مسیر سلوک خود به درک عمیقتری از ربوبیت حق دست مییابند و چرا درک صحیح از مسئولیتپذیری و جایگاه بندگی، نیازمند عبور از نگاههای سطحی به حوادث عالم است. در نهایت، این جلسه مخاطب را به تأمل در اسرار نهفته در قصص قرآنی برای فهم بهتر مسیر کمال دعوت میکند.
تبیین جایگاه عقل مدبر در نظام هستی
3اسرار نهفته در داستانهای قرآن
در داستان حضرت یوسف اسرار عجیبى نهفته است، در داستان حضرت موسى و خضر علیهماالسّلام [اسرار عجیبی نهفته است] و در داستان حضرت یونس: ﴿وَذَا ٱلنُّونِ إِذ ذَّهَبَ مُغَٰضِبٗا فَظَنَّ أَن لَّن نَّقۡدِرَ عَلَيۡهِ﴾1 حضرت یونس پیغمبر خداست، پیغمبر خدا كه گناه نمىكند، پیغمبر خدا مكلف بر اجراى تكلیف است كه تكلیف را انجام بدهد. حضرت یونس میآید تبلیغ رسالت را مىكند اما قومش او را مسخره مىكنند و حرفش را گوش نمىدهند. او هم نفرین مىكند و نفرینش هم نافذ است!
نفرین پیامبران، در مسیر اجراى رسالت
چون پیغمبر وقتى كه نفرین كند نفرین او، نفرین یك فرد عادى نیست بلکه نفرین او نفرین در اجراى رسالت است؛ یعنى اینطور نیست كه یک پیغمبر همینطور بیاید کناری بنشیند و یک نفرینی بكند و حالا یا خدا برآورده كند و یا ملائكه چانه بزنند و بگویند که مثلاً یا رسول خدا یكخرده دست نگهدار و یكخرده صبر كن تا ببینیم چه مىشود بلکه این مردم آمدند، نه! وقتى كه خدا رسولى را مىفرستد تمام امكانات و قوا را هم همراه با آن رسول مىفرستد مگر اینكه خود آن [رسول] در مقام تخاطب صبر كند. در داستان حضرت نوح داریم که مدام نفرین مىكرد و خدا مىگفت که صبر كن.
اما اگر قرار بر این باشد كه پیغمبر عملى را از روى قصد و انشاء بخواهد انجام بدهد، آن دیگر ردخور ندارد چون خودش دارد إعمال مىكند و این قوا در اختیار او قرار داده شده است كه بیاید در راه رسالت و در راه ابلاغ تكلیف إعمال كند و این برنامه هم جزو برنامۀ او در اینجا قرار دارد.
عدم نزول عذاب درصورت حضور پیامبر و ولیّ در یک مکان
خب حضرت یونس نفرین مىكند و میگوید كه خدایا هرچه انجام دادم فایده ندارد، اینها كافرند و ما را مسخره مىكنند و دارند تو را استهزاء میکنند و دیگر نتیجهاى ندارد پس زمین خودت را از لوث وجود اینها پاك گردان! خب عذاب هم مىآید. حضرت وقتى مىبیند كه دارد عذاب مىآید و چون ممكن است ایشان را هم بگیرد از آنجا بیرون مىآید، این بیرون آمدن هم خطابش از آنجاست؛ یعنى خدا به او خطاب مىكند كه بیا بیرون تا این عذاب دامن تو را نگیرد یااینكه اگر تو بخواهى در اینجا باشى دیگر عذاب نمىآید، این قسم دوم هم چیز شده است. ﴿وَمَا كَانَ ٱللَهُ لِيُعَذِّبَهُمۡ وَأَنتَ فِيهِمۡ وَمَا كَانَ ٱللَهُ مُعَذِّبَهُمۡ وَهُمۡ يَسۡتَغۡفِرُونَ﴾2 اگر مىخواهى عذاب بیاید باید از اینجا خارج شوى و باید از این مكان بیرون بیایى چون تو وسیلۀ رحمتى، وسیلۀ رحمت كه نمىشود [باعث عذاب شود]. لذا خدا به حضرت لوط هم مىگوید که از اینجا خارج شو، ﴿إِلَّا ٱمۡرَأَتَكَ﴾3 به حضرت لوط هم مىگوید كه عذاب مىخواهد بیاید و از این شهر بیرون برو چون اگر بخواهى در این شهر باشى دیگر عذاب معنا ندارد و امثالذلك.
- . سوره أنبیاء (21) آیه 87. مطلع انوار، ج 12، ص 97:
«داستان همنشین ماهى را بیاد آور كه با حالت غضب و خشم از قوم خود جدا شد و از آنها فاصله گرفت و چنین گمان نمود كه ما بر او سلطه و استیلاء نخواهیم یافت.» - . سوره أنفال (8) آیه 33. معادشناسی، ج 2، ص 8:
«اى پیغمبر! تا هنگامى كه تو در میان این مردم هستى خداوند آنها را البته دستخوش عذاب نمىكند، و همچنین تا وقتىكه آنان استغفار را شعار خود قرار دهند، خداوند عذاب كننده آنها نخواهد بود.» - . سوره عنکبوت (29) آیه 33.
ترجمه: «غیر آن زن کافرت.» (محقق)
- . سوره أنبیاء (21) آیه 87. مطلع انوار، ج 12، ص 97:
