اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

آسیب‌شناسی جریان‌زدگی و مسخ فکری

تأثیر اصرار بر باطل در زوال عقل و بصیرت انسان

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه، به تحلیل ریشه‌های روانی و فکریِ «جریان‌زدگی» و پیامدهای خطرناک آن بر عقل و بصیرت انسان می‌پردازند. بحث با تبیین جایگاه عقل در تدبیر امور آغاز شده و به این پرسش کلیدی می‌رسد که چرا برخی افراد با وجود درک حقایق، در برابر جریانات باطل تسلیم شده و به توجیهِ رفتارهای نادرست روی می‌آورند. استاد با اشاره به نمونه‌های تاریخی و اجتماعی، نشان می‌دهند که چگونه اصرار بر یک موضعِ غلط، به‌تدریج قدرت تشخیص را از انسان سلب کرده و او را دچار نوعی مسخ فکری می‌کند. در ادامه، تفاوت میان «حمل بر صحت» در سیره اولیاء با «توجیهِ کورکورانه» تبیین شده و بر ضرورتِ حفظ حریت و استقلال فکری در مواجهه با جریانات روزمره تأکید می‌شود. این جلسه در نهایت، راهکارِ برون‌رفت از این انحرافات را در گروِ مراقبتِ دائمی بر نفس و پرهیز از فدا کردن دین برای دنیای دیگران می‌داند.

آسیب‌شناسی جریان‌زدگی و مسخ فکری

3
  • خب اینهایى كه به‌جاى امیرالمؤمنین علیه‌السّلام ابوبكر و عمر را آوردند معلوم است‌ كه نمى‌توانند با على مقابله كنند! شخصیت امیرالمؤمنین شخصیتى نیست كه كسى بتواند با او مقابله كند! آن شخصیت شخصیتى است كه خطا و اشتباه برنمى‌دارد! خلل در او وارد نیست و ابهام ندارد! حالا ما فرد دیگرى را به‌جاى این شخصیت قرار مى‌دهیم! اگر این قضیه در جاهلیت اتفاق مى‌افتاد نیاز به توجیه نداشت چون در جاهلیت همه چیز قابل توجیه است! طرف از دیوار مردم هم بالا برود مسئله‌اى نیست! شراب هم بخورد مسئله‌اى نیست! هر کاری بکند مسئله‌ای نیست چون در جاهلیت هست و مشكلى نداریم. اما شما در اسلام و در فضاى بعد از رسول الله صلّی الله علیه و آله و سلّم و در فضاى حضور هم‌چنین موجود قدسى به‌جاى جانشین او كسى را مى‌آورید كه درمقابل او قرار دارد! حالا این شخص هرچه هم بخواهد تظاهر كند، هرچه هم بخواهد در محراب بایستد و نماز بخواند، هرچه هم بخواهد در ﴿وَلَا ٱلضَّآلِّينَ﴾ به‌جاى چهارتا مدّ چهل‌تا مدّ بكشد و یك اذان هم بگوید، هرچه بگوید آن علم را ندارد تا بتواند جواب مردم را بدهد! آن را چه‌كار مى‌كنید؟! آن قدرت را ندارد تا پاسخ عالم یهودى، رهبان، نصارى و كشیش را بدهد. براى آن چه خاكى مى‌خواهى بر سرت بكنى؟!

  • خیلی خب حالا ﴿وَلَا ٱلضَّآلِّينَ﴾ را هم‌چنین كشید كه صدایش تا طائف هم رسید یا هم‌چنین ﴿إِيَّاكَ نَعۡبُدُ﴾ گفت كه همه [فهمیدند]! اینها مسائلى است كه مربوط به ظاهر است. آنچه كه لازمۀ حضور است و حضورت را تأکید مى‌كند عین ﴿نَسۡتَعِينُ﴾ و ضاد ﴿وَلَا ٱلضَّآلِّينَ﴾ نیست بلكه پاسخ به شبهات است! جواب دادن به سؤالات است! دادن علم دنیا و آخرت به مردم است! دستگیرى مردم به‌سمت توحید است! اینهاست كه توجیه‌كنندۀ خلافت یك نفر به‌جاى رسول الله صلّی الله علیه و آله و سلّم است. این را چه‌كار مى‌كنى؟! حالا خراب‌ که مى‌كند مى‌گویند که ایشان شکسته‌نفسی مى‌فرمایند! جناب ابى‌بكر نمى‌خواهند جواب بدهند! مى‌توانند جواب بدهند ولى شکسته‌نفسی مى‌كنند! در موضع رسول الله صلّی الله علیه و آله و سلّم هستند و نمی‌خواهند بگویند! اگر بخواهند بلد هستند مثل پیغمبر بگویند ولى شکسته‌نفسی مى‌كنند! بابا دیگر جواب مردم را دادن شکسته‌نفسی ندارد! نه ایشان شکسته‌نفسی مى‌كنند و حال ایشان الآن مساعد نیست براى اینكه بخواهند پاسخ آن یهودى را بدهند! والاّ این حرف‌ها چیست؟! اصلاً ایشان از این مطالب گذشته‌اند! خلیفۀ رسول الله است! همۀ امت او را اختیار کردند! مى‌گویند که چه موقع حال ایشان مساعد مى‌شود؟! برویم و یك هفتۀ دیگر به مدینه برگردیم. [می‌گویند که] حالا شما بروید تا بعد ببینیم [چه می‌شود]! فعلاً آنها را رد کنیم و شرشان را [كم كنیم]! بالأخره آنهایى كه در اطراف هستند باید مدیریت كنند! آن عقل فعال ـ البته شیطان فعال است و اینجا عقل فعال نیست! ـ و آن شیطنت فعال [باید مدیریت کند]! همان‌طوری‌که عقل بالاِنفصال و منفصل داریم، شیطنت بالاِنفصال هم داریم! با مدیریت ابوعبیده و خالد و مالد و كسانى كه در اطراف این قضیه هستند ـ خب اینها هم‌پالكى هستند ـ باید یك طورى هواى همدیگر و هواى رئیس را داشته باشند! این فرد را رد مى‌كنند كه برو هفتۀ دیگر بیا! إن‌شاءالله تا هفتۀ دیگر خدا بزرگ است و مى‌میرد یااینكه اگر دیدیم نمرد خودمان او را مى‌میرانیم! او را مرده مى‌شود و او را مى‌میرد!! بالأخره اگر دیدیم نمرد و از سوراخ دیگرى دوباره پیدایش شد باید یك فكرى بكنیم و مرضی برایش [جور کنیم]! مصلحت و شکسته‌نفسی و مسافرت!