اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

آسیب‌شناسی جریان‌زدگی و مسخ فکری

تأثیر اصرار بر باطل در زوال عقل و بصیرت انسان

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه، به تحلیل ریشه‌های روانی و فکریِ «جریان‌زدگی» و پیامدهای خطرناک آن بر عقل و بصیرت انسان می‌پردازند. بحث با تبیین جایگاه عقل در تدبیر امور آغاز شده و به این پرسش کلیدی می‌رسد که چرا برخی افراد با وجود درک حقایق، در برابر جریانات باطل تسلیم شده و به توجیهِ رفتارهای نادرست روی می‌آورند. استاد با اشاره به نمونه‌های تاریخی و اجتماعی، نشان می‌دهند که چگونه اصرار بر یک موضعِ غلط، به‌تدریج قدرت تشخیص را از انسان سلب کرده و او را دچار نوعی مسخ فکری می‌کند. در ادامه، تفاوت میان «حمل بر صحت» در سیره اولیاء با «توجیهِ کورکورانه» تبیین شده و بر ضرورتِ حفظ حریت و استقلال فکری در مواجهه با جریانات روزمره تأکید می‌شود. این جلسه در نهایت، راهکارِ برون‌رفت از این انحرافات را در گروِ مراقبتِ دائمی بر نفس و پرهیز از فدا کردن دین برای دنیای دیگران می‌داند.

آسیب‌شناسی جریان‌زدگی و مسخ فکری

6
  • اینكه بزرگان همیشه مى‌گفتند که وقتى یك مطلب خلافى را دیدید توجیه نكنید [براى این است]! چقدر من از مرحوم پدرم راجع به عدم ایستادگى و اصرار بر امر خلاف مى‌شنیدم. این اصرار بر امر خلاف به نفس تو آمادگى مى‌دهد در بالاتر از آن‌هم بایستى! وقتى كه به بالاتر رسیدى و خلاف دیدى و درصدد توجیه برآمدى، باز هم یك آمادگى دیگر [پیدا می‌شود] یعنى دلت نسبت به پذیرش حق سنگ‌تر و سفت‌تر مى‌شود! بزرگان همیشه راه را براى سؤال باز مى‌گذاشتند! راه را براى تحقیق باز مى‌گذاشتند! راه را براى فهم باز مى‌گذاشتند! چون اول ضررى كه متوجه انسان مى‌شود، ضرر به خودش است! یعنى این الآن دارد یك جریان را توجیه مى‌كند اما نمى‌داند كه اول خودش ازبین مى‌رود! اول خودش ازدست مى‌رود! اول خودش نابود مى‌شود! اول نفس خودش ازبین می‌رود! این جریان یكى دو روز دیگر و دو سال دیگر تمام مى‌شود [اما] تو این وسط خراب شدی! داری خودت را فداى این قضیه مى‌كنى! آن ضرر اول و ابتدایى به من مى‌رسد و من دارم ازبین مى‌روم و خودم را فداى یك جریان مى‌كنم!

  • بدبخت واقعی!

  • بدبخت كسى است كه دین خود را فداى دنیاى دیگران كند، این خیلى بدبخت است! روایت از امیرالمؤمنین علیه‌السّلام داریم: بدبخت كسى است كه دنیاى خود را فداى دنیاى دیگران كند و بدبخت‌تر كسى است كه دین خود را فداى دنیاى دیگران كند!1 آن‌وقت اینها عقلشان به همین مقدار است و مطلب را ادراك نمى‌كند! وقتى هم كه مى‌ماند مى‌گوید که ما اصلاً به این حرف‌ها كارى نداریم، اصلاً تو به ما چه‌كار دارى؟! تو برو كار خودت را درست كن.

  • من خیلى با مرحوم آقا ـ رضوان ‌الله‌ تعالی‌ علیه ـ باز بودم و ایشان هم خیلى من را در این مسئله تشویق مى‌كردند. یک وقت در زمان سابق در طهران منزل یكى از افراد بودم كه یك چیزى راجع به ایشان شنیدم و گفتم كه راجع به این قضیه تحقیق مى‌كنم. گفت: نه، نرو. گفتم که پس چرا گفتی؟ گفتم که تو الآن یك حرف به من زدى كه این حرفِ تو در من تأثیر ایجاد كرده است و من به هم‌چنین مطلبى معتقد نیستم و فلان شخص را این نحوه نمى‌دانم و اگر قرار باشد این حرف راست باشد، من باید در اعتقادات خودم تجدید‌نظر كنم چون من هم‌چنین چیزى را نمى‌دانم. می‌خواستی حرف را نگویی! من با افراد هم همین‌طور هستم؛ یا حرفی را به من نزنید یا اگر زدید من پیگیرى مى‌كنم. حرف نزنید اما اگر كسى گفت، دیگر نباید بگوید كه آقا حالا پیش خودمان بماند. من پیش خودم نگه نمى‌دارم و پیگیرى مى‌كنم! از اول هم همین‌طور بودم. گفتم که من پیگیرى مى‌كنم چون بالأخره براى خودم حساب‌و‌كتابى قائل‌ هستم! رفتم و سؤال كردم كه من هم‌چنین مطلبى شنیده‌ام. مرحوم پدرم ـ رضوان ‌الله‌ تعالی‌ علیه ـ گفتند که نه‌خیر قضیه این‌طور نبوده و مسئله به این شكل بوده است و براى آن شخص از این نظر سوءتفاهم پیدا شده است! این مقدار از مسئله درست است ولى این مقدارش درست نیست و مطلب به این شکل است. گفتم: بسیارخب دیگر مسئله روشن شد. ما این‌طور نبودیم كه حالا كه مسئله چیز است پس دروغ و فلان هم اشكال ندارد و هر چیز دیگرى هم اشكال ندارد كه اگر این‌طور و به این شكل و به این كیفیت باشد به‌طوركلى با تمام مبانى انسان مخالف است.

    1. من لا یحضره الفقیه، ج 4، ص ۳5۲.