اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه، به تحلیل ریشه‌های روانی و فکریِ «جریان‌زدگی» و پیامدهای خطرناک آن بر عقل و بصیرت انسان می‌پردازند. بحث با تبیین جایگاه عقل در تدبیر امور آغاز شده و به این پرسش کلیدی می‌رسد که چرا برخی افراد با وجود درک حقایق، در برابر جریانات باطل تسلیم شده و به توجیهِ رفتارهای نادرست روی می‌آورند. استاد با اشاره به نمونه‌های تاریخی و اجتماعی، نشان می‌دهند که چگونه اصرار بر یک موضعِ غلط، به‌تدریج قدرت تشخیص را از انسان سلب کرده و او را دچار نوعی مسخ فکری می‌کند. در ادامه، تفاوت میان «حمل بر صحت» در سیره اولیاء با «توجیهِ کورکورانه» تبیین شده و بر ضرورتِ حفظ حریت و استقلال فکری در مواجهه با جریانات روزمره تأکید می‌شود. این جلسه در نهایت، راهکارِ برون‌رفت از این انحرافات را در گروِ مراقبتِ دائمی بر نفس و پرهیز از فدا کردن دین برای دنیای دیگران می‌داند.

آسیب‌شناسی جریان‌زدگی و مسخ فکری

7
  • آیا شما یك مورد در زمان ائمه علیهم‌السّلام سراغ دارید كه كسى چیزى از ائمه بشنود بعد امام علیه‌السّلام بفرمایند که من به تو دروغ گفتم و دلم خواست بگویم و یااینكه بعداً طرف بفهمد كه این مطلب دروغ بوده است؟! بله، مواردى بوده است كه امام علیه‌السّلام به‌خاطر تقیه مطلب را خلاف نقل مى‌كردند و بعد هم راوى سؤال مى‌كرد و حضرت مى‌فرمودند که اگر ما این‌‌طور نگوییم جان شما را نگه نمى‌داریم. وقتى ابوحنیفه در مجلس حضرت امام صادق علیه‌السّلام مى‌آمد حضرت مى‌فرمودند كه من دنبال فلان چیز مى‌گردم و پیدایش نمى‌كنم. او هم نیشش باز مى‌شد و افراد تعجب مى‌كردند كه چطور امام صادق که مى‌فرمودند: من به عرش خدا و به همه چیز اطلاع دارم، می‌گویند که من دارم دنبال آن كنیز مى‌گردم و پیدایش كنم تا به‌خاطر خلافش او را تنبیه كنم! آن‌وقت مى‌گویند که ما علم غیب داریم! وقتى كه [ابوحنیفه] می‌رود سؤال مى‌كنند كه یا ابن‌رسول‌الله براى ما سؤال ایجاد شده است! دینمان دارد [نابود] مى‌شود! مشكل ایجاد شده است! ما شما را این‌طور نمى‌دانیم. ما شما را عارف و عالم مادون العرش إلى یوم القیامة مى‌دانیم! ما شما را واسطۀ فیض مى‌دانیم! واسطۀ فیض كه نمى‌تواند جاهل باشد! ما شما را حبل الله مى‌دانیم! ما شما را متولى ولایة الله مى‌دانیم! ما به این مسائل اعتقاد داریم آن‌وقت شما مى‌گویید که من‌ دنبال آن [كنیز] می‌گردم، رفته و پیدایش نكردم؟! حضرت در جواب گفتند: مگر ندیدید که شخص آنجا نشسته است؟! من این حرف‌ها را براى این زدم. اگر قرار باشد این مطالب را نگویم، او دسیسه مى‌كند و كینه و حقد و حسدى كه در نفس او هست كار دست ما و شما مى‌دهد! ما كه نمى‌توانیم هر چیزى را به آن حساب بگذاریم! خلاصه امور و مطالب باید برحسب ظاهر بگذرد. در همه جا و همۀ امور که از امامت و ولایت استفاده نمى‌شود چون اصلاً نظام به‌هم مى‌ریزد. [اصحاب] گفتند که آقا راحت شدیم!1 اما تا حالا شده است كه حضرت دروغ بگوید و بعد بگوید كه من دروغ گفتم شما ببخشید، من اشتباه كردم و دروغ گفتم؟! تا حالا یك مورد داریم؟! یك مورد داریم كه بگوید: ببخشید آقا من اشتباه كردم؟! حالا دورغ هم نه، [بگوید که] من اشتباه كردم و نمى‌دانستم و نگفتم و یادم رفته بود، آیا در تاریخ ائمه علیهم‌السّلام هم‌چنین چیزى داریم؟! اگر هست كسى بیاورد. آن امامى كه ما قائل به [امامت او] هستیم، اهل این حرف‌ها و مسائل نیست. امام ﴿نَحۡنُ أَقۡرَبُ إِلَيۡهِ مِنۡ حَبۡلِ ٱلۡوَرِيدِ﴾2 است! امام واسطۀ در هر تعین و وجود است! قبل از اینكه انسان خودش اطلاع پیدا كند، او اطلاع و علم حضورى نسبت به این مسئله دارد! بلكه بالاتر از علم حضورى، علم شهودى و علم ایجادى دارد! نفس امام خودش موجد است! نه‌تنها حضور دارد حتى بالاتر از آن، علم حضورى منتزع از او مى‌شود، اصلاً او موجِد است و قبل از تحقق مُلكى، تحقق ملكوتى در نفس او پیدا شده است! علىٰ‌كل‌ّحال مسئله به این‌صورت است.

    1. الکافی، ج 1، ص 257.
    2. . سوره ق (50) آیه 16. انوار ملکوت، ج 2، ص 217:
      «ما از رگ گردن و رگ حیاتى او به او نزدیك‌تر هستیم.»‌