اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه، به تحلیل ریشه‌های روانی و فکریِ «جریان‌زدگی» و پیامدهای خطرناک آن بر عقل و بصیرت انسان می‌پردازند. بحث با تبیین جایگاه عقل در تدبیر امور آغاز شده و به این پرسش کلیدی می‌رسد که چرا برخی افراد با وجود درک حقایق، در برابر جریانات باطل تسلیم شده و به توجیهِ رفتارهای نادرست روی می‌آورند. استاد با اشاره به نمونه‌های تاریخی و اجتماعی، نشان می‌دهند که چگونه اصرار بر یک موضعِ غلط، به‌تدریج قدرت تشخیص را از انسان سلب کرده و او را دچار نوعی مسخ فکری می‌کند. در ادامه، تفاوت میان «حمل بر صحت» در سیره اولیاء با «توجیهِ کورکورانه» تبیین شده و بر ضرورتِ حفظ حریت و استقلال فکری در مواجهه با جریانات روزمره تأکید می‌شود. این جلسه در نهایت، راهکارِ برون‌رفت از این انحرافات را در گروِ مراقبتِ دائمی بر نفس و پرهیز از فدا کردن دین برای دنیای دیگران می‌داند.

آسیب‌شناسی جریان‌زدگی و مسخ فکری

9
  • یک وقت جایى عكس همین بنده خدا را زده بودند و گفتم که چرا قیافه‌اش این‌طورى است؟! چرا چهره‌اش این‌طورى است؟! واقعاً دلم سوخت و ترحم كردم که این بندگان خدا همان‌هایى بودند كه سابق این‌طورى بودند! چرا این‌طور مى‌شود؟! اگر آن شب كه پیش من نشسته بودى و به من گفتى که حق با شماست، مى‌آمدى و روى حرفت مى‌ایستادى آنها با تو چه‌كار مى‌كردند؟! از فلان شغل بیرونت مى‌كردند؟! خب بیرون بکنند. تو این‌قدر به خدا توكل ندارى؟! تو این‌قدر به خدا معرفت ندارى؟! از گرسنگى مى‌مردى؟! بیرونت مى‌كردند. خب بیرون مى‌رفتى. جا نداشتى؟! تو كه خانه داشتى! فرض می‌کنیم که جا نداشتى، خب در خیابان مى‌خوابیدى یا مى‌رفتى در صحن امام رضا علیه‌السّلام می‌خوابیدی، آنجا كه بود! مگر مرحوم قاضى ـ‌ رضوان الله تعالی علیه ـ در نجف و كربلا داخل صحن نمى‌خوابید؟! تو هم مى‌رفتى در صحن امام رضا علیه‌السّلام مى‌خوابیدى! ولى خودت، نفست، اتصالت، حریت و ارتباطت را داشتى! الآن چطور؟! چرا مسخ شدى؟! چون روى حرفت نایستادى! بله، اگر از اول مى‌گفتى: تو بر باطل هستى و افكارت اشتباه است و در نفس و انانیت هستى و قبول هم داشتى و واقعاً یقین داشتى و اعتقادت بود، مسئلۀ دیگرى بود! اگر واقعاً اعتقادت بود، این‌طور نمى‌شدى! ولى چون اعتقادت نبود، خدا تو را مسخ كرد! عكس الآن را كنار عكس آن موقع او بگذارید و نگاه كنید، ‌ببینید مسخ شده یا نشده است؟ چشم‌ها عوض شده و صورت‌ها دگرگون شده است! چرا؟ چون پا روى حق گذاشت، پا روى حق گذاشت!

  • در اینجا صحبت نفس ناطقه شد و این حرف‌ها پیش آمد. این عقلى كه مربوط به نفس ناطقه است كم‌كم ازبین مى‌رود! آن عقلى كه آن شب به من گفت که حق با شماست، آن عقل نفس ناطقه بود! ولى بعد كم‌كم همین‌طور كم شد كم شد كم شد و همین‌طور یك ولت یك ولت یك ولت كم شد و بعد از 220 ولت به صفر ولت رسید، صفر ولت هم که ظلمت است! حتی یك ولت هم نور مى‌دهد اما این دیگر صفر شده است و صفر هم ظلمت است. همین‌طور مى‌گویند: بیا و برو، بنشین و پا شو، این حرف را بگو و آن حرف را نزن، اینجا را امضا كن و آنجا را امضا نكن، اینجا شركت كن، در این راهپیمایى برو و در اینجا نرو. دیگر آن فهم رفت، آن فهمى كه تیز است و تشخیص مى‌دهد دیگر ازبین مى‌رود.