اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین و نقد دلیل دوم شیخ اشراق برای اثبات عقول مجرده و حقایق نوعیه می‌پردازد. بحث با بررسی تفاوت میان مفهوم ذهنی و حقیقت خارجی آغاز شده و به این پرسش می‌رسد که آیا برای هر نوع از انواع جسمانی، یک حقیقت مجرد و نوری در عالم ملکوت وجود دارد یا خیر. استاد با تأکید بر لزوم اتصال حقایق عالم ماده به عوالم غیبی، به پیچیدگی‌های ادراک این مراتب اشاره کرده و بر اهمیت عرفان نظری و شهود در فهم کیفیت نزول فیض تأکید می‌ورزد. در ادامه، ضمن نقد تصورات رایج درباره عالم مثال و پیش‌گویی‌های زمان ظهور، بر ضرورت توجه به حقیقت ولایت و تربیت معنوی به‌جای پرداختن به حواشی ظاهری تأکید شده است. در نهایت، با ذکر نمونه‌هایی از سیره اولیای الهی، بر لزوم اخلاص در وظیفه و پرهیز از بازی‌های تبلیغاتی در مسیر بندگی تصریح می‌شود.

اثبات عقل مجرد و حقیقت نوعیه

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین و نقد دلیل دوم شیخ اشراق برای اثبات عقول مجرده و حقایق نوعیه می‌پردازد. بحث با بررسی تفاوت میان مفهوم ذهنی و حقیقت خارجی آغاز شده و به این پرسش می‌رسد که آیا برای هر نوع از انواع جسمانی، یک حقیقت مجرد و نوری در عالم ملکوت وجود دارد یا خیر. استاد با تأکید بر لزوم اتصال حقایق عالم ماده به عوالم غیبی، به پیچیدگی‌های ادراک این مراتب اشاره کرده و بر اهمیت عرفان نظری و شهود در فهم کیفیت نزول فیض تأکید می‌ورزد. در ادامه، ضمن نقد تصورات رایج درباره عالم مثال و پیش‌گویی‌های زمان ظهور، بر ضرورت توجه به حقیقت ولایت و تربیت معنوی به‌جای پرداختن به حواشی ظاهری تأکید شده است. در نهایت، با ذکر نمونه‌هایی از سیره اولیای الهی، بر لزوم اخلاص در وظیفه و پرهیز از بازی‌های تبلیغاتی در مسیر بندگی تصریح می‌شود.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

اثبات عقل مجرد و حقیقت نوعیه

16
  • این بزرگان گفته‌اند كه بیا این عاشورا را بفهم كه در این عاشورا چه بوده و چه قضایا و مسائلى اتفاق افتاده است و فقط آن تیرى كه آمد به گلوى علی‌اصغر علیه‌السّلام خورد را نگاه نكن بلکه نگاه كن ببین پشت این قضیه چه بوده است؟ چه اهدافى و چه نیت‌هایى و چه مسائلى بوده است؟! آیا تو پیام عاشورا را گرفتى یا نه فقط با سینه زدن و زنجیر زدن حرامش كردى؟! كدام‌یك از اینها بود؟!

  • لذا گفتیم: حالا كه این‌طور هست بیاییم [این کتاب را] شروع كنیم و ببینیم كه چه مى‌كنیم‌ و به كجا مى‌رسیم إن‌شاءالله.

  • تلمیذ: این مطلبى كه فرمودید در مورد فردی که به مرحوم آقا برای نماز شب تذکر داده است، در دستورات مرحوم علامۀ طباطبایى به مرحوم آقا ـ رضوان الله تعالی علیهما ـ در سال 1400 هجرى قمرى اهتمام به نماز شب وارد شده است و بالأخره حساب مرحوم علامه طباطبایی را نمی‌شود با افراد دیگر یکی گرفت.

  • استاد: بله، دستور مرحوم علامه اشكال ندارد.

  • تلمیذ: آیا [دستور] ایشان مثلاً فراتر از مثال اخیر بوده است؟!

  • استاد: بله، حالا دستورات علامه جاى خود دارد یعنى در ارتباط با مرحوم علامه بنده نمى‌توانم بگویم كه این مراسلات یك طلب و قضیۀ واقعى بوده است چون در یك هم‌چنین سنواتى كه شما دارید این مطلب را متذكر مى‌شوید ایشان در تحت تربیت و اشراف فردى بوده‌اند كه به تعبیر خودشان «وقتى كه ما به این فرد رسیدیم دیگر به همه چیز رسیدیم» به‌نظر مى‌رسد كه این قضیه یك احترام و ادب شاگردى بین ایشان و علامه بوده است كه یك هم‌چنین تقاضاهایى بوده و ایشان‌ هم به همان لحاظ مسائل گذشته و ارتباطى كه در گذشته بینشان بوده و دستوراتى مى‌دادند بر همان اساس هم ایشان مشى ‌كردند.

  • علىٰ‌كلّ‌حال مرحوم آقا ـ رضوان الله تعالی علیه ـ خیلى رند و زرنگ بوده و ایشان خیلى با رعایت، [رفتار] مى‌كردند. من در یک قضیه‌ كه خودم شاهد بودم و بعداً شنیدم كه در بعضى از جاها این مطلب را رد كرده‌اند و یااینكه به سخره گرفته‌اند یا هر چیزی، در آن مباحثات شش جلسه‌اى كه بین ایشان در آخر عمر راجع به مسئلۀ فنا مى‌شد، بنده خودم حضور داشتم البته در بعضى از جلسات، نه در همۀ آن و در جلسۀ آخر كه خودم دوربین آوردم و این عكس‌هایى كه هست را من گرفتم، بلد هم كه نبودیم دوربین یکی دیگر را گرفتیم بعد دیدم که بعضى از عكس‌ها درست درآمده است. جلوی آفتاب می‌گرفتم و نمى‌دانستم كه اصلاً نباید جلوى آفتاب گرفت، از پنجره نور مى‌آمد و خلاصه آن جلسۀ آخر این عكس‌ها را گرفتم و در آن جلسۀ آخر مرحوم علامه به مرحوم آقا فرمودند: الحمدلله که شما ما را از این اشتباه درآوردید و خداوند شما را باعث هدایت ما قرار داد! چقدر این مرد بزرگ است! بنده بَیننى و بَینَ الله و اللهُ عَلى ما أقولُ شَهید که این را شنیدم كه ایشان در آن آخر به حقیقت مسئلۀ فناء و تشخّص در وجود اعتراف كردند و مشخص بود كه مسئلۀ تعارف نبوده است، ما داشتیم مى‌دیدیم این‌طور نبود که تا اینجا بحث بكنند بحث بكنند و بعد یك‌دفعه تغییر پیدا بكند منتها مرحوم آقا با مرحوم علامه ـ رضوان الله تعالی علیهما ـ خیلى با لطافت و با ادب خاصى صحبت مى‌كردند. بالأخره ایشان استادش بوده است و به قول خودشان همه چیزش از علامه بوده است و براى انسان‌ هم اتفاق مى‌افتد بالأخره یك قضیه و مطلبى به ذهن یكى مى‌رسد وقتى قرار باشد ما مطالب را از آنجا بدانیم [پس فرقی نمی‌کند که به چه کسی می‌رسد] حالا بنده خودم نمی‌خواهم چیز کنم حتی مى‌خواهم بگویم كه مطلب چیزی نیست و ممكن است براى خود انسان‌ هم اتفاق بیفتد نسبت به افرادى كه حق نعمت و حق ارشاد و حق استادى بر او دارند، مسائلى به ذهن خطور كرده است و آدم بیان مى‌كند.

/ 222