
اثبات عقل مجرد و حقیقت نوعیه
تحلیل دیدگاه شیخ اشراق در ارتباط عوالم غیب و شهود
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین و نقد دلیل دوم شیخ اشراق برای اثبات عقول مجرده و حقایق نوعیه میپردازد. بحث با بررسی تفاوت میان مفهوم ذهنی و حقیقت خارجی آغاز شده و به این پرسش میرسد که آیا برای هر نوع از انواع جسمانی، یک حقیقت مجرد و نوری در عالم ملکوت وجود دارد یا خیر. استاد با تأکید بر لزوم اتصال حقایق عالم ماده به عوالم غیبی، به پیچیدگیهای ادراک این مراتب اشاره کرده و بر اهمیت عرفان نظری و شهود در فهم کیفیت نزول فیض تأکید میورزد. در ادامه، ضمن نقد تصورات رایج درباره عالم مثال و پیشگوییهای زمان ظهور، بر ضرورت توجه به حقیقت ولایت و تربیت معنوی بهجای پرداختن به حواشی ظاهری تأکید شده است. در نهایت، با ذکر نمونههایی از سیره اولیای الهی، بر لزوم اخلاص در وظیفه و پرهیز از بازیهای تبلیغاتی در مسیر بندگی تصریح میشود.
اثبات عقل مجرد و حقیقت نوعیه
توضیحات:
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین و نقد دلیل دوم شیخ اشراق برای اثبات عقول مجرده و حقایق نوعیه میپردازد. بحث با بررسی تفاوت میان مفهوم ذهنی و حقیقت خارجی آغاز شده و به این پرسش میرسد که آیا برای هر نوع از انواع جسمانی، یک حقیقت مجرد و نوری در عالم ملکوت وجود دارد یا خیر. استاد با تأکید بر لزوم اتصال حقایق عالم ماده به عوالم غیبی، به پیچیدگیهای ادراک این مراتب اشاره کرده و بر اهمیت عرفان نظری و شهود در فهم کیفیت نزول فیض تأکید میورزد. در ادامه، ضمن نقد تصورات رایج درباره عالم مثال و پیشگوییهای زمان ظهور، بر ضرورت توجه به حقیقت ولایت و تربیت معنوی بهجای پرداختن به حواشی ظاهری تأکید شده است. در نهایت، با ذکر نمونههایی از سیره اولیای الهی، بر لزوم اخلاص در وظیفه و پرهیز از بازیهای تبلیغاتی در مسیر بندگی تصریح میشود.
اثبات عقل مجرد و حقیقت نوعیه
17علىٰكلّحال بنده خیال مىكنم كه مرحوم علامه در همان مقام بیان ارشاد خودشان بودند و مرحوم آقا هم كه تأدباً و تتلمذاً خواستند که رعایت موقعیت و حال ایشان را داشته باشند. كارهای اولیاء و بزرگان خیلى قابل تأمل است و انسان به همین راحتى نمىتواند اظهارنظر كند.
اگر رفقا یادشان باشد در لابهلاى صحبتها و نوشتهجات گاهى یك چیزهایى را [میگویم] مثلاً آن داستان نرفتن ایشان به سبزوار یادتان هست؟ در [مهر فروزان] آوردهام.1 خب در این قضیه خیلى نكته هست! یا وقتی که به من مىگویند: كسى كه بهسمت امام رضا علیهالسّلام مىآید بین راه نباید [به زیارت] بزرگانى كه هستند برود، ببینید اینها اصلاً چه بودند؟! اینها ائمه را شناختند! اگر شناختی هست واقعاً اینها ائمه را شناختند! حاجى سبزوارى مرد بزرگ! بایزید، شیخ ابوالحسن خرقانى و عطار نیشابورى در نیشابور! مگر اینها از عرفا و بزرگان نبودند؟! مىگوید: وقتى كه دارى بهسمت حرم امام رضا مىآیى نباید فكرت هیچجا برود! اصلاً نباید به این فكر كنى كه در سبزوار حاجى هست یا نیست که حالا برویم یا نرویم! بله، یك وقتى در سبزوار توقف دارى و مىخواهى بروی ناهار بخورى و استراحت بكنى، خب آنجا سر قبر حاجى برو و فاتحه هم بخوان، این عیب و اشكالى ندارد ولى نهاینكه در ذهن این باشد كه داریم به مشهد مىرویم در سبزوار هم مزار حاجى را زیارت بكنیم یا حالا نیشابور برویم و آنجا عطار را هم زیارت کنیم. ایشان مىفرمایند: وقتى كسى بهسمت امام رضا علیهالسّلام مىآید اصلاً نباید فكرش به غیر از امام رضا ببیند و فقط باید [امام رضا باشد.] بله، در برگشت عیبى ندارد که آدم برمیگردد و دارد به طهران میرود عیبى ندارد این بزرگان را هم ببیند و زیارت كند و فاتحه بخواند، ایراد ندارد. امام رضا علیهالسّلام همه چیز ماست! هزارها میلیارد مثل عطار ریزهخوار سفرۀ امام رضا هستند و فقط گوشۀ سفره همۀ اینها را جا داده است و بقیۀ سفره براى بقیه است! گوشهاش فقط برای هزار میلیارد نفر مثل عطار است! هزار میلیارد نفر مثل سلمان است و هزار میلیارد نفر مثل بایزید است! گوشۀ یك سانت سفرۀ امام رضا همۀ اینها را پر مىكند و همه را حسابى مست مىكند! بقیۀ آن را امام رضا براى خودش نگه داشته است!
- . جهت اطلاع بیشتر رجوع شود به مهر فروزان، ص ١١١؛ آموزه های ولایت، ج 1، ص 143.
