جلسه ۷۹۲
12این برای كسانی كه میخواهند بفهمند، آنهائی كه نمیخواهند بفهمند میگویند ما همین نماز و روزه را میخوانیم و اینها را نمیخواهیم آنها هم برای تو. ما اصلا برای او ننوشتیم كه بخواهد راجع به او با من صحبت كنی. لذا این بنده خدا آمده بود بر اینكه ما را نصیحت كند كه دیگر نوشتن را ادامه ندهیم و این قضیه را رها كنیم. ما فقط به او میخندیدیم، چون میدیدم كه ظاهرا این هم جزو آنهائی است كه باید یك قدری مدارا كرد، مدارا كرد و فقط خندید و تبسمی كرد و گذشت.
خدا مرحوم آقا را رحمت كند راجع به این افراد به من میفرمودند: ذلك مبلغهم من الفهم، اصلا بیش از این نمیفهمند میخواهی چكارشان كنی؟ بیچارهها را، با آهن كه نباید در كلهشان بزنی. نمیفهمد دیگر وقتی نمیفهمد چكارش بكنیم؟ هر چه استدلال كنی باز هم مثل دیوار نگاهت میكند. ما هم میگوییم: مخلصیم، چاكریم، انشالله حالا فكری بكنیم، حالا راجع به آن یك تأملی بكنیم. خیلی نباید سر به سر گذاشت انشالله همه میرویم آن دنیا، آن دنیا میفهمی، در این دنیا كه حرف در كلهات نرفت، اقلا آن دنیا چیزهائی را شاید متوجه بشویم، آن دنیا بفهمیم كه اوضاع از چه قرار است و مسائل از چه قرار است. خیلی از داستان دور نیافتیم كه آنهائی كه در هر زمانی به این مطالب رسیدند خیلی زیاد نبودند، خیلی افراد [خاصی] بودند. در هر برههای عده خاصی بودند كه به این مطالب رسیدند و فهمشان، ادراكشان و شعورشان این مطالب را گرفت و جلو رفتند، بقیه در حواشی بودند و در حواشی و دور تا دور قضیه بودند.
الان كتابی در دست داریم غیر از آن ارتداد كه مشغول هستم به نام سیمای عاشورا است كه اگر خداوند توفیق دهد این را هم مشغول هستم كه دیدگاههای بزرگان و اولیاء خدا را راجع به قضیه عاشورا تا حدودی كه وسعمان میرسد و آنچه میشود گفت را، بنویسیم. علتش هم این بود كه دیدم افراد به مسألهای كه در كتاب روح مجرد آمده، واقعا دارند ظلم میكنند و مطلبی را كه مرحوم آقا نوشتهاند را مسخره میكنند كه اینها از روز عاشورا خوشحالند! خوب بود در دهه محرم و روزهای عاشورا به مشهد میآمدی و بابای ما را میدیدید كه در آن مجالس چه وضعی داشتند. چه منظوری در این قضیه داشته است؟ تمام هدف و مقصد و نیتی كه اینها داشتند به خاطر این بود كه بیایند یك ذره از آن ظهور شخصیت سید الشهداء علیهالسلام در عاشورا را به ما بفهمانند، یك سر سوزنش را ما بفهمیم، نه اینكه فقط بنشینیم عزاداری كنیم. هر چی بود گذشت، دیگر تمام شد، اگر مصیبتی برایشان بود گذشت، خوشی هم برایشان بود گذشت، من بیام بر مسألهای كه قبلا گذشته و اتفاق افتاده است بنشینم گریه كنم، این چه چیزی دارد؟

