
اثبات عقل مجرد و حاکمیت نفس بر قوانین ماده
نقش صورت نوعیه در بقای موجودات و غلبه بر طبیعت
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین استدلالهای حکما برای اثبات عقل مجرد و نفس ناطقه میپردازد. بحث با تحلیل صورت نوعیه به عنوان حقیقتی مجرد آغاز میشود که مسئولیت قوام و بقای موجودات را بر عهده دارد و مانع از فروپاشی آنها در اثر تغییرات مادی میشود. در ادامه، این حقیقت با مثالهایی از غلبه انسان بر قوانین طبیعت و تسلط نفس بر بدن تبیین میگردد تا روشن شود که چگونه یک حقیقت واحد میتواند در مظاهر مختلف و با آثار گوناگون ظهور یابد. در پایان، ضمن نقد نگاههای سطحی به مکاشفات و پیشگوییها، بر اهمیت تربیت صحیح و تزکیه نفس به عنوان مسیر اصلی کمال تأکید میشود. این جلسه با هدف رفع سوءفهمها پیرامون نسبت میان ذات الهی و صفات، و همچنین تبیین جایگاه مدبرات در نظام هستی، به بررسی دقیق مبانی فلسفی و عرفانی این موضوع میپردازد.
اثبات عقل مجرد و حاکمیت نفس بر قوانین ماده
11استاد: بله، منظورم از یكى بودن نهاینكه هیچ تفاوت ندارند بلكه جنبۀ تدبیر در همۀ اینها هست. شما مىتوانید جنبۀ تدبیر را از همان مقام مشیت تا عالم مثال لحاظ كنید و در سلسلۀ طولیه همۀ اینها مدبرات هستند و هركدام تدبیر در معلول خودش دارد تا به عالم مثال مىرسد كه در عالم مثال، صورت نوعیه مواد در عالم شهادت هست و این صورت نوعیه هم تودرتو هست، اینطور نیست كه فقط یكى باشد.
علت اشتباه در آمدن مکاشفۀ بعضی افراد
لذا وقتى كه شما خواب مىبینید گاهى اوقات خوابتان اشتباه است و گاهى اوقات رؤیا، رؤیاى صادقه است اینهایى كه مكاشفه مىبینند گاهى اوقات مكاشفه خلاف است. واقعاً مكاشفه مىبینند نهاینكه دروغ بگویند ولى كشف، كشف خلاف است و كشف صورتى را مىكنند كه آن صورت منتفى و منمحى است اما از آنجایى كه اصل همۀ اشیاء باقى است این نمىتواند به آن صورت باقى برسد، آن صورتى كه فناء پیدا كرده است و وقتی به سلسلۀ علل و معلولات دیگرى که كارى از آن برنمىآید مىرسد مىگوید: دو هفتۀ دیگر فلان اتفاق مىافتد درحالىكه نمىافتد. این قضیه رفت جزو بایگانى شد اما تو رفتهاى و پروندۀ بایگانى را نگاه مىكنى نه آن پروندهاى را كه الآن روى میز است. لذا مىگوید كه سال 1316 امام زمان ظهور مىكند. كجایى بابا؟! آن در بایگانى رفت ـ اگر تازه بر فرض چیزى هم باشد ـ آن پروندهاى كه الآن روى میز است گیر هر كسى نمىآید، آن فقط گیر اولیاء و آن افراد و اشخاص مىآید. آنچه که در بایگانی رفته است، هر كسى میگوید: آقا سال دیگر این اتفاق مىافتد و ده سال دیگر اینطور مىشود و بعد هم همه كشك و پشم و چرتوپرت و این حرفهاست بعد كه نمىشود مىگویند كه بداء حاصل شد، بداء حاصل نشد بابا تو هنوز به آن مطلب نرسیدهاى چرا تقصیر خدا مىاندازى؟! خدا خیلى مظلوم است و از این خدا مظلومتر دیگر ما نداریم مدام گردن خدا یا مردم مىاندازند.
