
شرح خطبه مصنّف (1)
مباحث مقدماتی
حضرت آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه، در اولین جلسه از مجموعه دروس شرح منظومه حاج ملاهادی سبزواری، که به شرح مبانی حکمت و فلسفه با نگاهی عمیق و نگرش ورای علوم نظری پرداختهاند، در ابتدا برخی مقدمات را مانند وجود و عدم، علت و معلول و ... برای شروع مطالعه فلسفه و حکمت توضیح میدهند. ایشان در ادامه به توضیح و تبیین اشعار مرحوم حاجی سبزواری میپردازند. فرق ادراک حکیم با غیر حکیم، معانی مختلف عقل، بازگشت خوبیها به پروردگار و معنای هبه، برخی از مباحث این بخش میباشند. در بخش دیگری از این درس به تبیین معنای «مَن عَرَفَ نَفسَهُ فَقَد عَرَفَ رَبَّهُ» پرداخته و مراد از بساطت و وحدت حقه حقیقیه را روشن مینمایند. در پایان و قبل از شروع به تطبیق متن منظومه به مبانی وحدت و کثرت در فلسفه و جایگاه تشکیک یا تشخص وجود میپردازند.
شرح خطبه مصنّف (1)
22در اینجا ایشان فرمودهاند که عقل مثل صورت است و نفرمودهاند که صورت است؛ چون صورت همان حقیقةالشیء است، ولی این عقل علّت برای او است، لذا فرمودند که مثل صورت است. یعنی قوامِ افراد از نقطه نظر تدبیر و تحقّق در عالم به او است، لذا مثل صورت است.
اما خود صورت عبارت از همان فصلی است که در آن شیء وجود دارد. از این نقطه نظر میتوانیم عقل را مانند صورت و مانند فصل تعریف کنیم.
و بالجملة جهة وحدة له، و قد کانت النفوس متوسّطة فی قبول تلک الفائدة و العائدة؛ «بالجمله یک جهت وحدتی برای عقل است، درحالتیکه نفوس، واسطه هستند و متکثّر هستند و همه در قبول این فائده و عائده به آن عقل ارتباط دارند. یعنی در قبول این فائده، نفوس کلّیه یا نفوس آدمی و انسانها یا هر ذاتی واسطه هستند؛ واسطۀ در گرفتن فائده از عقل و رساندنش به عالم طبع و عالم کون و فساد. یا این معنا مراد از عقل است»
و إمَّا المراد به العاقلة المستکملة بالحِکمتین العلمیَّة و العملیَّة؛ «یا مراد به این عقل، قوای عاقلهای است که خدا در ما قرار داده است و او کمال را بهواسطۀ دو حکمت میجوید؛ اول: حکمت علمیّه که عرفان نظری است و دوم: حکمت عملیّه که عرفان عملی و حکمت عملی است.»
والثانی هو الأنسب بالمقام؛ «معنای دوم بهتر و مناسبتر به بحث ما است؛ چون بحث ما در همین عقل و فلسفه و نظر است. (حالا آن عقل فعّال را خدا درست کرده است، به ما چه ارتباطی دارد؟!)»
و فی هذا اللفظ براعة استهلال بالنسبة إلی الفنِّ و الکتاب؛ «در این لفظ یک براعت استهلالی داریم نسبت به فن و کتاب؛ (که در اینجا میخواهیم بیان کنیم که مطالب کتاب ما از مقولۀ حکمت است، یعنی از مسائل عقلی و ادراک کلّیات در آن بحث میشود.)»
و فی المصراع الأوَّل اشارة الی أن الله جل جلاله هو المبدءُ و فی الثانی إلی أنَّه المنتهیٰ؛ ﴿كَمَا بَدَأَكُمۡ تَعُودُونَ﴾؛1 «در مصراع اول اشاره به این است که خداوند متعال مبدأ همۀ فیوضات است و در مصراع دوم اشاره است به اینکه منتهای همۀ فیوضات به خدا است و بازگشت همۀ محاسن به خدا است. (بازگشت همۀ مقاصد به اوست و تمام عالم او را میجویند، بدانند یا ندانند! شاعر باشند یا نباشند!) همانطور که شما را خلق کردیم دوباره بازمیگردانیم.»
- . سورۀ أعراف (7) آیه 29؛ معاد شناسی، ج 5، ص 254:
«همانطور که خداوند عزّ و جلّ شما را از جایی ابتداء کرد و بَدء و نَشْأ شما را از آنجا سرشت و آفرید و مقدّر فرمود، به همانجا بازگشت خواهید کرد.»
- . سورۀ أعراف (7) آیه 29؛ معاد شناسی، ج 5، ص 254:
