
شرح خطبه مصنّف (1)
مباحث مقدماتی
حضرت آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه، در اولین جلسه از مجموعه دروس شرح منظومه حاج ملاهادی سبزواری، که به شرح مبانی حکمت و فلسفه با نگاهی عمیق و نگرش ورای علوم نظری پرداختهاند، در ابتدا برخی مقدمات را مانند وجود و عدم، علت و معلول و ... برای شروع مطالعه فلسفه و حکمت توضیح میدهند. ایشان در ادامه به توضیح و تبیین اشعار مرحوم حاجی سبزواری میپردازند. فرق ادراک حکیم با غیر حکیم، معانی مختلف عقل، بازگشت خوبیها به پروردگار و معنای هبه، برخی از مباحث این بخش میباشند. در بخش دیگری از این درس به تبیین معنای «مَن عَرَفَ نَفسَهُ فَقَد عَرَفَ رَبَّهُ» پرداخته و مراد از بساطت و وحدت حقه حقیقیه را روشن مینمایند. در پایان و قبل از شروع به تطبیق متن منظومه به مبانی وحدت و کثرت در فلسفه و جایگاه تشکیک یا تشخص وجود میپردازند.
شرح خطبه مصنّف (1)
23والثانی هو الأنسب بالمقام؛ معنای دوم بهتر و مناسبتر به بحث ما است؛ چون بحث ما در همین عقل و فلسفه و نظر است. حالا آن عقل فعّال را خدا درست کرده است، به ما چه ارتباطی دارد؟!
و فی هذا اللفظ براعة استهلال بالنسبة إلی الفنِّ و الکتاب؛ در این لفظ یک براعت استهلالی داریم نسبت به فن و کتاب
که در اینجا میخواهیم بیان کنیم که مطالب کتاب ما از مقولۀ حکمت است، یعنی از مسائل عقلی و ادراک کلّیات در آن بحث میشود.
و فی المصراع الأوَّل اشارة الی أن الله جل جلاله هو المبدءُ در مصراع اول اشاره به این است که خداوند متعال مبدأ همۀ فیوضات است و فی الثانی إلی أنَّه المنتهیٰ؛ و در مصراع دوم اشاره است به اینکه منتهای همۀ فیوضات به خدا است و بازگشت همۀ محاسن به خدا است.
بازگشت همۀ مقاصد به اوست و تمام عالم او را میجویند، بدانند یا ندانند! شاعر باشند یا نباشند!
﴿كَمَا بَدَأَكُمۡ تَعُودُونَ﴾؛1 همانطور که شما را خلق کردیم دوباره بازمیگردانیم.»
(یا مَنْ هُوَ اخْتَفَیٰ لِفَرْطِ نُورِهِ)؛ ای کسی که به خاطر اشتداد نورش مخفی شده است؛أی لا حجاب مَسدول نه حجابی افتاده است و لا غِطاء مضروب بینه و بین خلقه و نه پردهای بین او و بین خلق زده شده است، إلّا شدَّة ظهوره و قصور بصائرنا عن اکتناه نوره مگر اشتداد ظهور او و قصور چشمهای ما از اینکه به کنه نور او برسد؛ إذ المحیط الحقیقی لا یصیر محدودًا مستورًا؛ زیرا محیط حقیقی هیچگاه محدود و مستور نخواهد شد
و الاّ محیط نیست بلکه محاط است. محیط حقیقی آن محیطی است که حدّ و رسم و قید ندارد.
فالحجاب مرجعه أمرُ عدمی؛ حجاب مرجعش یک امر عدمی است.
معنای حجاب
چون ما ناقص هستیم نمیتوانیم ببینیم؛ یعنی چون ما کمال را نداریم نمیتوانیم کامل را ببینیم، چون نور ما کم است نمیتوانیم آن نور تام را ببینیم.
پس حجاب عبارت از یک امر عدمی است نهاینکه خدا یک چیزی در وجود ما گذاشته که او حاجب است. نه، چون ما عادم یک شیء هستیم، که عبارت از رفع نقص خودمان است و چون این عدم در ما هست، باعث شده که ما آن نور پروردگار را نتوانیم ببینیم.
- سورۀ أعراف (7) آیه 29؛ معاد شناسی، ج 5، ص 254:
«همانطور که خداوند عزّ و جلّ شما را از جایی ابتداء کرد و بَدء و نَشْأ شما را از آنجا سرشت و آفرید و مقدّر فرمود، به همانجا بازگشت خواهید کرد.»
- سورۀ أعراف (7) آیه 29؛ معاد شناسی، ج 5، ص 254:
