
شرح خطبه مصنّف (1)
مباحث مقدماتی
حضرت آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه، در اولین جلسه از مجموعه دروس شرح منظومه حاج ملاهادی سبزواری، که به شرح مبانی حکمت و فلسفه با نگاهی عمیق و نگرش ورای علوم نظری پرداختهاند، در ابتدا برخی مقدمات را مانند وجود و عدم، علت و معلول و ... برای شروع مطالعه فلسفه و حکمت توضیح میدهند. ایشان در ادامه به توضیح و تبیین اشعار مرحوم حاجی سبزواری میپردازند. فرق ادراک حکیم با غیر حکیم، معانی مختلف عقل، بازگشت خوبیها به پروردگار و معنای هبه، برخی از مباحث این بخش میباشند. در بخش دیگری از این درس به تبیین معنای «مَن عَرَفَ نَفسَهُ فَقَد عَرَفَ رَبَّهُ» پرداخته و مراد از بساطت و وحدت حقه حقیقیه را روشن مینمایند. در پایان و قبل از شروع به تطبیق متن منظومه به مبانی وحدت و کثرت در فلسفه و جایگاه تشکیک یا تشخص وجود میپردازند.
شرح خطبه مصنّف (1)
24و إن جعلتَ کلمة «فی» للسّببیَّة کان المصراع الثانی کالنتیجة للأول و فیه تحلیةٌ للساننا بذکر اسمیه الشریفین؛ «اگر شما کلمه «فی» را سبب بگیرید، مصراع دوم مثل نتیجۀ برای مصراع اول میشود؛ یعنی چون پروردگار به خاطر فرط نورش مخفی است، بنابراین هم ظاهر است و هم باطن. [و در این مصراع دوم زینتی برای زبان ما است؛ بهخاطر دو اسم شریف الظاهر و الباطن.]»»
حقیقت معنای ظاهر و باطن در قرآن
﴿هُوَ ٱلۡأَوَّلُ وَٱلۡأٓخِرُ وَٱلظّٰهِرُ وَٱلۡبَاطِنُ وَهُوَ بِكُلِّ شَيۡءٍ عَلِيمٌ﴾1؛ «اول او است و آخر او است.» اصلاً اوّلیّت و آخریّت در او معنا ندارد. و اینکه قرآن در اینجا دارد ﴿هُوَ ٱلۡأَوَّلُ وَٱلۡأٓخِرُ﴾؛ بهخاطر فهم ما است و الاّ نه اوّلی هست و نه آخری، نه ظاهری هست و نه باطنی؛ چون ما همیشه ظاهر را در مقابل باطن قرار میدهیم. این دیوار الآن ظاهر است، باطنش چیست؟ باطنش بهطور مثال آجر و سیمان است و امثالذلک. این ظاهر، دید ما را از باطن پوشانده است.
اگر ما بخواهیم به باطن نگاه بکنیم این ظاهر را نمیبینیم. یعنی وقتی که بهطور مثال چشم ما باطن را ببیند، مثل اشعه ایکس که میاندازند و این دل و روده آدم را نشان میدهد و دیگر پوست و مو را آدم نمیبیند، و داخل شکم را نشان میدهد. پس اگر بخواهید داخل شکم را ببینید، دیگر این ظاهر را نمیبینید و اگر بخواهید ظاهر را ببینید مانند این عکس معمولی که میاندازند، این ظاهر را نشان میدهد و دیگر باطن و دل و روده را نمیبینید.
اما در پروردگار متعال ظهورش عین بطن است و بطنش عین ظاهر است؛ یعنی در عین اینکه ما یک جمال ظاهری را از پروردگار میبینیم، این جمال ظاهر یک باطنی هم دارد و آن باطنش از دید ما مخفی است. چون ما ظاهر را میبینیم باطن را نمیبینیم.
چون ما فقط عادت کردیم به اینکه چوب را ببینیم، فقط یک چوب میبینیم و حقیقت آن چوب که همان وجود بحت و بسیط است را نمیبینیم و آن وجود پروردگار که این وجود چوب را هم دربرگرفته آن باطن را نمیبینیم؛
- . سورۀ حدید (57)، آیۀ 3.
