
شرح خطبه مصنّف (1)
مباحث مقدماتی
حضرت آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه، در اولین جلسه از مجموعه دروس شرح منظومه حاج ملاهادی سبزواری، که به شرح مبانی حکمت و فلسفه با نگاهی عمیق و نگرش ورای علوم نظری پرداختهاند، در ابتدا برخی مقدمات را مانند وجود و عدم، علت و معلول و ... برای شروع مطالعه فلسفه و حکمت توضیح میدهند. ایشان در ادامه به توضیح و تبیین اشعار مرحوم حاجی سبزواری میپردازند. فرق ادراک حکیم با غیر حکیم، معانی مختلف عقل، بازگشت خوبیها به پروردگار و معنای هبه، برخی از مباحث این بخش میباشند. در بخش دیگری از این درس به تبیین معنای «مَن عَرَفَ نَفسَهُ فَقَد عَرَفَ رَبَّهُ» پرداخته و مراد از بساطت و وحدت حقه حقیقیه را روشن مینمایند. در پایان و قبل از شروع به تطبیق متن منظومه به مبانی وحدت و کثرت در فلسفه و جایگاه تشکیک یا تشخص وجود میپردازند.
شرح خطبه مصنّف (1)
25دیدهای خواهم سبب سوراخ کن *** تا سبب را بر کند از بیخ و بن1 دیدهای میخواهم که از این ظاهر برود و به باطن برسد. آنوقت در آنجا یک واحد بیشتر نمیبیند؛ دیگر نه ظاهری است و نه باطنی، هیچ چیزی دیگر وجود ندارد.
پس قرآن که آمده برای ما ظاهر و باطن درست کرده است بهخاطر این است که ما نمیفهمیم و الاّ این مطالب در آنجا شرک است. ظاهر کجاست؟! باطن کجاست؟! اول کجاست؟! آخر کجاست؟! وسط کجاست؟! این حرفها چیست؟!2
اللَهمّ صلّ علی محمّد و آل محمّد
- . مثنوی معنوی، دفتر پنجم:
دیدهای باید سبب سوراخ کن *** تاحجب را بر کند از بیخ و بن - . تلمیذ: یعنی همهاش شهادت است، و آنجا غیب نیست؟استاد: بله، آنجا فقط مقام شهادت است و اصلاً غیبی وجود ندارد.تلمیذ: پس در اینصورت چرا در آن روایت میفرماید که هر کس صلوات بر محمد و آلمحمد بفرستد باعث میشود که مقام آنها بالاتر برود؟*استاد: چون آنها محدود هستند و به هرجا که برسند باز هم محدودند و همینطور حدّ اینها کم میشود. پس ارتقاء درجه یعنی از حد کم شدن.تلمیذ: مگر در عالم فناء تمام حدود منتفی نمیشود؟استاد: بله، ولی آنها سیر در بقاء میکنند. در عالم فناء هیچ چیزی ادراک نمیشود. شخص در فناء هیچ نمیفهمد. وقتی که بقاء پیدا میکند تازه میفهمد یک خبری بوده است. حالاکه بقاء پیدا میکند با آن نور توحید در مظاهر حرکت میکند. او لانهایه است؛ هرچه ما صلوات بفرستیم از آن حدّ وجودی پیغمبر کمتر میشود و به بساطتش اضافه میشود و این انتهاء ندارد؛ چون همیشه این معلول است و او علّت، همیشه این محاط است و او محیط؛ پس این محاط به هر مرحلهای که برسد باز محاط است، ولی همینطور ازحدّ وجودیش کم میشود و به انتهاء هم نمیرسد.تلمیذ: یعنی در عالم بقاء، کثرات محفوظ است؟استاد: بله، کثرات محفوظ است و همه کثرات در عالم، وجود دارند، منتها دید عارف نسبت به کثرت، توحیدی میشود و احساس میکند که کثرتی وجود ندارد، نهاینکه کثرت نیست. شیرینی شیرینی است و ترشی هم ترشی است. آیا این ترشی با آن شیرینی فرق نمیکند؟! اینها همه خصوصیّات کثرت است.* وسائل الشیعه، ج 6، ص 393:«عن أبیعبدالله علیه السّلام: ”... أَشْهَدُ أَنَّکَ نِعْمَ الرَّبُّ وَ أَنَّ مُحَمَّدًا نِعْمَ الرَّسُولُ، اللَهمّ صَلِّ عَلَی محمدٍ وَ آلِ محمدٍ وَ تَقَبَّلْ شَفَاعَتَهُ فِی أُمَّتِهِ وَ ارْفَعْ دَرَجَتَه.»
- . مثنوی معنوی، دفتر پنجم:
