
شرح خطبه مصنّف (1)
مباحث مقدماتی
حضرت آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه، در اولین جلسه از مجموعه دروس شرح منظومه حاج ملاهادی سبزواری، که به شرح مبانی حکمت و فلسفه با نگاهی عمیق و نگرش ورای علوم نظری پرداختهاند، در ابتدا برخی مقدمات را مانند وجود و عدم، علت و معلول و ... برای شروع مطالعه فلسفه و حکمت توضیح میدهند. ایشان در ادامه به توضیح و تبیین اشعار مرحوم حاجی سبزواری میپردازند. فرق ادراک حکیم با غیر حکیم، معانی مختلف عقل، بازگشت خوبیها به پروردگار و معنای هبه، برخی از مباحث این بخش میباشند. در بخش دیگری از این درس به تبیین معنای «مَن عَرَفَ نَفسَهُ فَقَد عَرَفَ رَبَّهُ» پرداخته و مراد از بساطت و وحدت حقه حقیقیه را روشن مینمایند. در پایان و قبل از شروع به تطبیق متن منظومه به مبانی وحدت و کثرت در فلسفه و جایگاه تشکیک یا تشخص وجود میپردازند.
شرح خطبه مصنّف (1)
14و غیر از این مطلب آنچه را که میشود گفت این است که وجود پروردگار با مالانهایه بودنش وجود ما را هم شامل میشود یا نمیشود؟ وجود ما با وجود مالانهایه پروردگار یعنی ما مشمول وجود بحت و بسیط پروردگار هستیم.
خلقت، مرتبه نازله وجود پروردگار
و إنشاءالله در مباحثی که بعداً میآید، در آنجا صحبت میشود که اصلاً تعیّنی معنا ندارد؛ یعنی تعیّن بالذّات معنا ندارد و تمام وجوداتی که در این عالم تحقّق پیدا کردهاند، مرتبۀ نازلۀ وجود پروردگار میباشند.
پس هیچ فرقی بین ما و بین پروردگار نیست مگر در صفت نزول! فقط در صفت نزول فرق است. اگر شما این نزول را از میان بردارید، وجود ما عین وجود پروردگار است و هیچ فرقی نمیکند. پس فقط همین فرق وجود دارد که موجودات مرتبۀ نازله پروردگار میباشند و آن وجود پروردگار به این تنزّلات نازل میشود.
نزول پروردگار یعنی ارادۀ خدا به تقیّد وجود خودش. خدا که وجود ما را از یک عالم دیگر نیاورد؛ یعنی در آنجا یک عالمی باشد که خدا دست انداخته و وجود ما را از آنجا یکییکی برداشته و درست کرده است؛ این تعیّن را حسن، آن را حسین، او را تقی و دیگری را نقی قرار داده است. خدا که وجود ما را از جای دیگری نیاورده است، پس این وجود از کجا آمد؟! غیر از اینکه در وجود خودش بیاید تغییر بدهد و یک کاری بکند! غیر از این تغییر در خود چهکار کرده است؟! آیا ما از جایی دیگر غیر از وجود پروردگار آمدهایم؟! اگر اینطور است بگویید که کجا بوده است؟!
در اینکه ما وجود داریم حرفی نیست؛ خب هستیم دیگر. این مایه اولیّۀ وجودمان از کدام عالم برداشته شده است؟! عالمی نبوده است.
اشاره به عدم، در آیات قرآن
تلمیذ: در آیۀ اول سورۀ انسان ﴿هَلۡ أَتَىٰ عَلَى ٱلۡإِنسٰنِ حِينٞ مِّنَ ٱلدَّهۡرِ لَمۡ يَكُن شَيۡٔٗا مَّذۡكُورًا﴾ 1 بحث عدم پیش میآید؟
استاد: بله!
تلمیذ: در اینصورت با این فرمایش شما عدم منتفی میشود؛ چون اصلاً خدا ما را از عدم نیاورده است، چون جایی نبوده که از آنجا بیاییم. پس وجود ما مرتبۀ نازله است و این منافات با آیه دارد؟!
- . سورۀ انسان، آیه 1؛ امام شناسی، ج 9، ص 106:
«آیا بر انسان زمانی از روزگار گذشت که او چیز قابل ذکر نباشد؟»
- . سورۀ انسان، آیه 1؛ امام شناسی، ج 9، ص 106:
