
بداهت مفهوم وجود و ناتوانی ذهن از درک حقیقت آن
تفاوت مفهوم وجود با کنه وجود و تعریفناپذیری آن
بداهت مفهوم وجود و ناتوانی ذهن از درک حقیقت آن، محور این جلسه از درس آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی است. ایشان ابتدا توضیح میدهد که مفهوم وجود بدیهیترین مفهوم برای انسان است و نیازی به تعریف ندارد، اما حقیقت وجود را نمیتوان با تعریف حدی یا رسمی شناخت. سپس با تبیین تفاوت علم حصولی و علم حضوری، نشان میدهد که ذهن تنها با ماهیات و حدود اشیا سروکار دارد و ازاینرو توان احاطه بر حقیقت وجود را ندارد. در ادامه، با بررسی سیر موجودات از عالم ماده تا مراتب تجرد، توضیح میدهد که ماهیات دگرگون میشوند، اما وجود در همه این مراتب باقی است و تنها بهصورت اجمالی برای انسان قابل ادراک است. در پایان نیز همین مبنا را به شناخت ذات الهی تعمیم میدهد و روشن میسازد که آنچه درباره خدا بیان میشود، شرح اسم و بیان آثار اوست، نه تعریف حقیقت ذات.
بداهت مفهوم وجود و ناتوانی ذهن از درک حقیقت آن
توضیحات:
بداهت مفهوم وجود و ناتوانی ذهن از درک حقیقت آن، محور این جلسه از درس آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی است. ایشان ابتدا توضیح میدهد که مفهوم وجود بدیهیترین مفهوم برای انسان است و نیازی به تعریف ندارد، اما حقیقت وجود را نمیتوان با تعریف حدی یا رسمی شناخت. سپس با تبیین تفاوت علم حصولی و علم حضوری، نشان میدهد که ذهن تنها با ماهیات و حدود اشیا سروکار دارد و ازاینرو توان احاطه بر حقیقت وجود را ندارد. در ادامه، با بررسی سیر موجودات از عالم ماده تا مراتب تجرد، توضیح میدهد که ماهیات دگرگون میشوند، اما وجود در همه این مراتب باقی است و تنها بهصورت اجمالی برای انسان قابل ادراک است. در پایان نیز همین مبنا را به شناخت ذات الهی تعمیم میدهد و روشن میسازد که آنچه درباره خدا بیان میشود، شرح اسم و بیان آثار اوست، نه تعریف حقیقت ذات.
بداهت مفهوم وجود و ناتوانی ذهن از درک حقیقت آن
9اگر بخواهیم در عالم عناصر هم فکر بکنیم و نگاه بکنیم، میبینیم که این عالم عناصر که به اصطلاح مادّة المواد همۀ موجودات مادّی است، [به مادّهای ختم میشود] که آن مادّه از جایی نیامده است و معلول برای یک علّت مجرّده است؛ حالا میخواهید آن را انرژی بگیرید، اتم بگیرید، نور بگیرید، هرچه میخواهید تصوّر بکنید و بگیرید. میبینیم که آن، معلول برای یک علّت مجرده است.
البتّه این مطلبی که الآن دارم خدمتتان عرض میکنم، بعداً در بحث نزول وجود منبسط در عالم کثرت خیلی بهدرد میخورد. منتها در آنجا از بالا به سمت پایین میآییم و در اینجا از پایین به سمت بالا میرویم؛ یعنی از کثرت میخواهیم به وحدت برسیم.
بعد نگاه میکنیم و میبینیم که خود این مادّه از کجا آمده است؟ این مادّه منبابمثال از یک عالم دیگری [سوای وجود پروردگار که] نیامده است. این خودش معلول برای یک علّت است که آن علّت مجرّد است و آن علّت این را محقق کرده است. پس بنابراین این مادّه مندکّ در مجرّد است و مادیّت خودش را بهواسطۀ انتساب به مجرّد از دست میدهد.
اینجا اولین نقطهای است که ما میخواهیم پرش کنیم و از عالم مادّه به عالم مثال و برزخ برویم و به ملکوت و از آنجا به [مراتب] بالاتر برویم. مادّه در این نقطه مادّیّت خودش را بهواسطۀ انتساب به مجرّد از دست میدهد.
معنی ﴿ثُمَّ أَنشَأنٰهُ خَلقاً ءَاخَرَ﴾
در مورد جنین هم همین بحث هست. که خداوند در مورد جنین میفرماید:
﴿ثُمَّ خَلَقۡنَا ٱلنُّطۡفَةَ عَلَقَةٗ فَخَلَقۡنَا ٱلۡعَلَقَةَ مُضۡغَةٗ فَخَلَقۡنَا ٱلۡمُضۡغَةَ عِظٰمٗا فَكَسَوۡنَا ٱلۡعِظٰمَ لَحۡمٗا ثُمَّ أَنشَأۡنٰهُ خَلۡقًا ءَاخَرَ فَتَبَارَكَ ٱللَهُ أَحۡسَنُ ٱلۡخٰلِقِينَ﴾.1
جنین وقتی که سیر تکاملی خودش را همینطور طی میکند و با حرکت جوهری که در نفس خودش وجود دارد، به سمت جلو میآید و با آن حرکت جوهری رو به تکامل است، بالأخره به یک نقطهای میرسد که آن نقطه مقام انسانیّت است. تا قبل از آن نقطه به آن، انسان نمیگفتند؛ لذا احکامش از جهت دیه و امثالذلک متفاوت است.
- سوره مؤمنون (23)، آیه 14.
