
لزوم وجود منشأ خارجی برای امور اعتباری
تبیین کیفیت عملکرد ذهن در انتزاع موضوعات و مفاهیم
حضرت آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس اللّه سرّه، در جلسه ششم از سلسله دروس شرح منظومه، ضمن اشاره به مطرح نشدن بحث اصالةالوجود و اصالةالماهیة به صورت مستقل در آثار قدماء، به نکته مهمی دربارۀ انتزاعیّات ذهنی اشاره میکند: بنابر تحقیق، هر امر اعتباری که ذهن آن را اعتبار کند باید یک مابإزاء و منشأ خارجی داشته باشد. در همین راستا ایشان کیفیت عملکرد ذهن در انتزاع موضوعات و مفاهیم را به شکل مبسوط توضیح میدهد. در بخشی از این جلسه درس، استاد با اشاره به نظر دکتر سروش مبنی بر اینکه ملاکِ اعتبار در اعتباریّات شارع، به دست خود او و به دلخواه اوست و ارزشی سوای ارزش اعتبارِ معتبر وجود ندارد، این نظر را نقد کرده و تأکید میکند که اعتبار شارع نسبت به احکام همیشه بر اساس تناسب آن حکم با تکوین عالم خلقت میباشد. نکته مهم دیگری که استاد حسینی طهرانی در این درس به آن پرداختهاند مسئله توانایی ذهن انسان در گسترش مابإزاء خارجی میباشد. ایشان کرامات ائمه در عالم خارج را بخشی از همین توانایی ذهنی به انضمام قدرت نفسانی آن حضرات میدانند.
لزوم وجود منشأ خارجی برای امور اعتباری
14اگر شما میگویید که آنچه که ذهن به او کثرت میدهد، غیر از ماهیّت است و برداشت و انتزاعی از آن است؛ میگوییم که اشکال ندارد ولی آیا این که کثرت پیدا کرده است همان ماهیّت است یا نه؟ اگر او نیست پس به همان مسئلۀ جهانشناسی ما برمیگردد و آن چیزی که ما أدراک میکنیم غیر از آن چیزی است که در خارج است. اگر آن چیزی که در ذهن میآید همان ماهیّتی است که در خارج است پس چطور این ماهیّت که امکان ندارد در خارج کثرت پیدا بکند، ذهن میآید و به این ماهیّت کثرت میدهد؟ که همینطور هم هست؛ یعنی آن چیزی که در ذهن میآید همان ماهیّتی است که در خارج است و إنشاءالله بعداً در بحث وجود ذهنی خواهیم گفت و برای آن برهان هم اقامه میکنیم که آنچه در ذهن میآید بعینه همان است که در خارج است و فرق و اختلاف فقط در وجود است.
لذا عرض میکنیم که چنین مطلبی جایی نیست؛ یعنی هیچکس نیامده است مطلب را به این نحو ضمّ و ضمیمه کند و بیان کند. حتی مرحوم حاجی و مرحوم ملاّصدرا هم در اینجا ندیدهام که به این نحو بیان کنند.
اتّحاد ماهوی و اختلاف وجودیِ ذهن و خارج
با توجه به بحث در اصالةالوجود که بعضیها گفتهاند که اصلاً علم کیف نفسانی است، بعضیها گفتهاند که علم یک برداشت از خارج است، و بعضیها گفتهاند که...، حالا اقوال را در آنجا میگوییم و از اسفار هم استفاده میکنیم و اصل مطلب در آنجا است و حالا ما یک اجمالی از آن را بیان میکنیم که آنچه که در ذهن است بعینه همان است که در خارج است، نهاینکه مانند او است، بلکه بعینه همان است که در خارج است.
لذا معلوم بالذات ما همان است که در ذهن است و آنچه که در خارج است معلوم بالعرض است؛ پس یک ماهیّت است که در دو وعاء تحقّق پیدا کرده است. منتها فرق در این است که آنچه در خارج است وجود خارجی به او خورده است و یک قِسم شده است و آنچه که در ذهن است وجود ذهنی به او خورده است و یک قِسم شده است.
