اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

رابطۀ میان وجود و ماهیت

و ادلّۀ بطلان تحقق هردوی آنها در خارج

0
منظومه

مرحوم استاد آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس اللّه سرّه در جلسۀ هفتم از درس شرح منظومه، در ابتدا این اصل را متذکر می‌شوند که همه ممکنات، ترکیبی از ماهیت و وجود هستند. سپس وارد بحث شده و حقیقت ماهیت را در ضمن مثال تعریف می‌کند و جایگاه وجود و ماهیت را در مقام ثبوت و اثبات و نیز رابطه بین آن دو را با بیاناتی ساده و شیوا تبیین می‌نماید. استاد در ادامه به بیان این حقیقت می‌پردازد که تمام ذرات عالم هستی به واسطه وجودی که در خود دارند، قابلیت رسیدن به فعلیت تامه را دارا می‌باشند که البته این امر مستلزم عنایت علت می‌باشد. در بخش پایانی از درس، استاد حسینی طهرانی به استدلال بر عدم تحقق همزمان ماهیت و وجود در خارج پرداخته و مواردی را برای نقض این مسئله بیان می‌نمایند. ایشان در جهت بطلان اصالةالماهیة پرسشی را طرح و ابعاد این دیدگاه و توالی فاسده آن را تشریح می‌نماید.

نسخه عربی

رابطۀ میان وجود و ماهیت

10
  • ماهیّت تحقّق خارجی دارد یا وجود؟

  • در این قضیّه که آیا ماهیّت تحقّق خارجی دارد یا وجود؟ چند قول است. و بالأخره یکی از این دوتا تحقّق دارد، حالا آن که تحقّق دارد چیست؟ آیا ماهیّت است مانند قول اشراقیّون؟ یا وجود است مانند قول مشّاء؟ یا اینکه بگوییم هیچ‌کدام تحقّق ندارند که این قول افراد نهیلیسم و سوفسطایی است که می‌گویند هیچ‌چیز در خارج وجود ندارد و اعتنائی به آنها نمی‌شود.

  • یا اینکه می‌گوییم که هر دو وجود دارند مانند مرحوم آقا میرزا مهدی اصفهانی که ایشان می‌گفت هر دو وجود دارند و چه اشکال دارد که بگوییم هم وجود در خارج هست و تعیّن و تحقّق دارد و هم ماهیّت؟!1 [این آقا نکتۀ اینجا را متوجّه نشده‌اند]، و حالا عرض می‌کنیم که تبعات آنچه چیزهائی است و چگونه ممکن است انسان بگوید هر دو وجود دارند و ملتزم به تعیّن هر دو بشود؟! می‌گفت که چه اشکالی دارد هر دو با هم وجود داشته باشند؛ یعنی هر دو با هم تحقّق داشته باشند؟ یعنی هم وجود در خارج باشد و هم ماهیّت.

  • استدلال بر بطلان تحقق وجود و ماهیت باهم

  • بعد مرحوم حاجی می‌فرماید از حکماء کسی نیامده است که بگوید وجود و ماهیّت با هم تحقّق دارند و ایشان ادلّه‌ای را برای ردّ این قضیّه می‌آوردند:

  • دلیل اول: عدم امکان اجتماع وجود و ماهیت در یک جا

  • یکی از آنها این است که لازمۀ حرف آنها این است که هر شیئی، دو شیء متباین باشد، درحالی‌که ما در خارج یک شیء بیشتر نمی‌بینیم؛ یعنی ما آنچه را که در خارج می‌بینم یک شیء واحد است.

  • اما عینیّت وجود با عینیّت ماهیّت مثل عینیّت زمین با آسمان است و حتّی از این هم بالاتر، و اصلاً ربطی به همدیگر ندارند. یعنی کیفیت هستی با خود هستی، دو شیء متباین هستند به تمام معنا؛ پس لازمۀ حرف آنها این است که بگوییم هرچه در خارج می‌بینیم، عبارت از دو چیز است و این دو چیز آمده‌اند و به هم ضمیمه شده‌اند؛ یعنی وجود از یک عالمی آمده است و ماهیّت هم از یک عالم دیگری آمده است و به همدیگر چسبیده‌اند. درحالی‌که هیچ ربطی بین این دو نیست و هیچ‌وجه التیامی بین این دو شیء در خارج وجود ندارد که اینها بیایند و با همدیگر التیام و پیوند و بستگی و خویشاوندی داشته باشند، و در خارج به همدیگر بچسبند. این مطلب چرت و پرت و بدیهیّ البطلان است.

    1.  الله شناسی، ج 3، ص 66.