
رابطۀ میان وجود و ماهیت
و ادلّۀ بطلان تحقق هردوی آنها در خارج
مرحوم استاد آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس اللّه سرّه در جلسۀ هفتم از درس شرح منظومه، در ابتدا این اصل را متذکر میشوند که همه ممکنات، ترکیبی از ماهیت و وجود هستند. سپس وارد بحث شده و حقیقت ماهیت را در ضمن مثال تعریف میکند و جایگاه وجود و ماهیت را در مقام ثبوت و اثبات و نیز رابطه بین آن دو را با بیاناتی ساده و شیوا تبیین مینماید. استاد در ادامه به بیان این حقیقت میپردازد که تمام ذرات عالم هستی به واسطه وجودی که در خود دارند، قابلیت رسیدن به فعلیت تامه را دارا میباشند که البته این امر مستلزم عنایت علت میباشد. در بخش پایانی از درس، استاد حسینی طهرانی به استدلال بر عدم تحقق همزمان ماهیت و وجود در خارج پرداخته و مواردی را برای نقض این مسئله بیان مینمایند. ایشان در جهت بطلان اصالةالماهیة پرسشی را طرح و ابعاد این دیدگاه و توالی فاسده آن را تشریح مینماید.
رابطۀ میان وجود و ماهیت
12پرسشی مهم از قائلین به اصالةالماهیة
حالا قبل از اینکه ما به مسئله دیگر برسیم، سؤال ما از قائلین به اصالةالماهیة این است که شما میگویید ماهیّت در خارج اصل است، پس در مورد پروردگار و صادر اول چه میگویید؟ در مورد پروردگار آنها میگویند که نه، «ماهیّته انّیّته»؛ ماهیّت پروردگار همان وجود است، یعنی به خدا که میرسند میگویند ماهیّتش همان وجود است؛ میگوییم پس این ماهیّت از کجا آمد؟
شما میگویید این ماهیّت از خدا است، درحالیکه خدا ماهیّت ندارد و سنخیّتِ تحقّق پروردگار و صادر اول که سنخیّت ماهیّت نیست، بلکه سنخیّت او، سنخیّت وجود است!
یا اینکه شما میگویید این ماهیّت، مخلوق یک صادر دیگری است که سنخیّت آن صادر دیگر، ماهیّت است که خودتان هم این را بدیهیّ البطلان میدانید.
پس یا این ماهیّت را زائیده صادر اول میدانید که صادر اول غیر از وجود چیزی نیست، پس این ماهیّت از کجا آمد؟ یعنی همین ترکیب حقیقی در قول قائلین به اصالةالماهیة پیدا میشود. مسئله خیلی راحت و دو دو تا چهارتا است. سنخیّت صادر اول که سنخیّت وجود است پس این ماهیّت را از کجا آورد؟ این را جواب بدهید که از کجا آورد؟
حالا بحث علیّت و سنخیّت بین علّت و معلول یک بحث دیگری است. علّت باید با معلول سنخیّت داشته باشد و سنخیّت، سنخیّت ذاتی است.
سنخیّتِ علّت که وجود است و ماهیّت نیست؛ پس این ماهیّت از کجا آمد؟ پس ماهیّت یک امر اعتباری است. غیر از اینکه ما بگوییم ماهیّت یک امر اعتباری است هیچ مفرّی نداریم. هیچ مفرّی نداریم یعنی خیلی کار خراب است.
پس اینکه شما سؤال کردید که قائلین به اصالةالماهیة آیا این مطالب را میفهمیدهاند یا نمیفهمیدهاند؟ باید بگوییم شاید به لوازم و تبعات این مسئله توجّه نداشتهاند و یا اینکه همانطور که مرحوم مطهّری میگویند آنها بحث جدایی برای اصالةالوجود و اصالةالماهیة مانند مرحوم حاجی و ملاّصدرا مطرح نکردهاند.1
آنها به تبعات این حرف توجّه نداشتهاند و اگر واقعاً شخصی به تبعات اصالةالماهیة توجّه بکند متوجّه میشود که خیلی کار خراب میشود و اصلاً مگر این مسئله امکان دارد؟!
- مجموعه آثار شهید مطهّری، ج 9، ص 61.
