
نقد دیدگاه اصالت ماهیت و بررسی معنای مشتق
بررسی اشکالات اصالت ماهیت، تبیین اصالت وجود و تحقیق در معنای مشتق
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه، اشکالات نظریه اصالت ماهیت را از منظر فلسفی بررسی میکند و نشان میدهد که این دیدگاه به لوازمی همچون ترکیب حقیقی در صادر اول، عدم صحت حمل وجود بر ماهیت، ثنویت نفسالامریه و ناسازگاری با اصل علیت میانجامد. سپس دلیل مشهور قائلان به اصالت ماهیت مبنی بر تسلسل در وجود را نقد کرده و با تبیین اینکه وجود «بذاته موجود» است، از اصالت وجود دفاع میکند. بخش دوم جلسه به تحقیق در معنای مشتق اختصاص دارد و ضمن بررسی دیدگاه سید شریف، رابطه میان مصدر، مبدأ اشتقاق و هیئت مشتقات تبیین شده و دلالت فعل بر زمان نیز مورد تحلیل قرار میگیرد.
نقد دیدگاه اصالت ماهیت و بررسی معنای مشتق
توضیحات:
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه، اشکالات نظریه اصالت ماهیت را از منظر فلسفی بررسی میکند و نشان میدهد که این دیدگاه به لوازمی همچون ترکیب حقیقی در صادر اول، عدم صحت حمل وجود بر ماهیت، ثنویت نفسالامریه و ناسازگاری با اصل علیت میانجامد. سپس دلیل مشهور قائلان به اصالت ماهیت مبنی بر تسلسل در وجود را نقد کرده و با تبیین اینکه وجود «بذاته موجود» است، از اصالت وجود دفاع میکند. بخش دوم جلسه به تحقیق در معنای مشتق اختصاص دارد و ضمن بررسی دیدگاه سید شریف، رابطه میان مصدر، مبدأ اشتقاق و هیئت مشتقات تبیین شده و دلالت فعل بر زمان نیز مورد تحلیل قرار میگیرد.
نقد دیدگاه اصالت ماهیت و بررسی معنای مشتق
13وجود حدث نیست، بلکه وجود عین خارج است. در اینجا مبدأ اشتقاق میگیریم، مبدأ اشتقاق که نباید حدث باشد، مبدأ اشتقاق یک وقتی حدث است و یک وقتی غیر حدث است؛ حدث مثل ضرب و غیر حدث مثل وجود.
وجود همان عینیّت خارج است، چرا حدث باشد؟ منتها همان وجودی که در اینجا مبدأ اشتقاق شده است را حمل بر زید کردهایم، حالا یا «هوَ» آوردهایم یا در خود موجودٌ یک «هوَ» مستتر است. پس زید وجود مقید است، موجودٌ یعنی این زید فی نفسه همان وجود مقید است، منتها آن مقیدش را نیاوردهایم.
کجای این مسئله اشکال دارد؟! به جای زیدٌ وجودٌ مقیّدٌ میگوییم: زیدٌ موجودٌ؛ هر دو یکی است و فرق نمیکند. این هم از این نقطه نظر میتوانیم بگوییم که دلیل آقایان وارد نیست.
تطبیق متن مرحوم حاجی در غرر فی اصالة الوجود
اِعلَم أنَّ کلَّ ممکن هر ممکنی زوجٌ ترکیبیٌ، زوج ترکیبی است (یا اینطور بگوییم اِعلَم أنَّ کلَّ ممکن زوجٌ ترکیبیٌ هر ممکنی زوج ترکیبی) است له مهیّةٌ و وجودٌ. و ماهیتی و وجودی دارد و المهیَّة التی یقال لها الکلیُّ الطبیعی و آن ماهیتی که به آن کلی طبیعی میگوییم ما یقال فی جواب «ما هو؟» آن است که در جواب «ما هو» ما حقیقیه گفته میشود و لم یقل أحدٌ من الحکماء بأصالتهما معًا و هیچ یک از حکماء این حرف را نزده است که هر دو اصیل هستند ، إذ لو کانا أصیلین لزم أن یکون کلُّ شیء شیئین متباینین زیرا لازمۀ این حرف این است که هر چیزی دو شیء متباین باشد، و لزم الترکیب الحقیقی فی الصادر الأوّل، و لازمۀ آن ترکیب حقیقی در صادر اول است، (این هم یکی از توالی فاسده است).و لزم ان لا یکون الوجود نفس تحقُّق المهیة و کونها، و لازمۀ دیگر آن این است که وجود، نفس تحقّق ماهیت و کَون آن نباشد و ماهیت تقرّر به چیزی نداشته باشد. و غیر ذلک من التوالی الفاسدة؛1 که ایشان هم در حاشیه دارند
- شرح المنظومه، ج 2، ص 64.
