
بررسی دلیل خیر و شرف در اثبات اصالت وجود
تحلیل معنای خیر و شر و نقد استدلال نخست حکما
بررسی دلیل خیر و شرف در اثبات اصالت وجود، محور اصلی این جلسه از درس آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی است. ایشان ابتدا نخستین دلیل حکما برای اصالت وجود را که وجود را منشأ هر خیر و شرافت میداند، بیان میکند و سپس با تبیین دقیق معنای خیر و شر، مبانی این استدلال را مورد بررسی قرار میدهد. در ادامه، تفاوت نگاه مادیگرایان و الهیون به خیر و کمال، عدمی بودن شر، نسبی بودن خیر و شر در وجودات متعین و اشکال مصادره به مطلوب بودن این دلیل را توضیح میدهد و نشان میدهد که این استدلال برای رد اصالت ماهیت بهتنهایی کافی نیست. در پایان نیز با اشاره به نسبت خیر با وجود منبسط و اراده الهی، زمینه ورود به دلیل دوم و استوارتر اصالت وجود را فراهم میکند و مرز میان بحث فلسفی و مباحث عرفانی را روشن میسازد.
بررسی دلیل خیر و شرف در اثبات اصالت وجود
توضیحات:
بررسی دلیل خیر و شرف در اثبات اصالت وجود، محور اصلی این جلسه از درس آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی است. ایشان ابتدا نخستین دلیل حکما برای اصالت وجود را که وجود را منشأ هر خیر و شرافت میداند، بیان میکند و سپس با تبیین دقیق معنای خیر و شر، مبانی این استدلال را مورد بررسی قرار میدهد. در ادامه، تفاوت نگاه مادیگرایان و الهیون به خیر و کمال، عدمی بودن شر، نسبی بودن خیر و شر در وجودات متعین و اشکال مصادره به مطلوب بودن این دلیل را توضیح میدهد و نشان میدهد که این استدلال برای رد اصالت ماهیت بهتنهایی کافی نیست. در پایان نیز با اشاره به نسبت خیر با وجود منبسط و اراده الهی، زمینه ورود به دلیل دوم و استوارتر اصالت وجود را فراهم میکند و مرز میان بحث فلسفی و مباحث عرفانی را روشن میسازد.
بررسی دلیل خیر و شرف در اثبات اصالت وجود
6شما الآن این لیوان آب را در نظر بگیرید، این لیوان آب از بلور و شیشه تشکیل شده است؛ یعنی از یک ماهیّتی تشکیل شده است که این ماهیّت، شیشه است و به این شکل خاص در آمده است و این خصوصیّات را دارد. شما اگر به خود این لیوان یعنی به نفس و وجود این لیوان نگاه بکنید، آیا این خیر است؟ نه، چرا خیر است؟! آیا این شر است؟ نه، چرا شر است؟! خود این لیوان فیحدّ نفسه نهخیر است و نه شر. نهاینکه لیوان را مثلاً برای آب خوردن لحاظ بکنید بلکه اگر به وجود این لیوان نگاه بکنید که این شیشه است، میگویید که به من چه مربوط است که لیوان از شیشه است و مرا چه؟
منبابمثال اگر شما این لیوان را در نظر بگیرید که در یک کویری افتاده است که کسی از آنجا رد نمیشود تا بخواهد با آن آب بخورد، و کسی هم نمیرود این لیوان را از آنجا بیاورد که بهواسطۀ آوردن نفعی بر آن لیوان مترتّب بشود؛ آیا لیوان در کویر، متّصف به خیر میشود یا نمیشود؟ نه، این چه خیری دارد؟! چون ما گفتیم که خیر یا خودش مغیا و کمال است یا مقدمۀ موصله به کمال است؛ آیا خود این لیوان کمال است؟ نه، چون کمال یعنی اتّصال انسان به مقام قرب، این را کمال میگوییم، پس خود لیوان که کمال نشد. آیا مقدّمۀ برای کمال است؟ نهخیر، این لیوان در کویر چه مقدمیّتی دارد؟ اصلاً مقدمّۀ برای کمال هم نیست. پس بنابراین وقتی که ما این لیوان را فیحدّ نفسه لحاظ میکنیم، اصلاً خیر و شر به آن نمیتوانیم بگوییم.
نسبی بودن معنای خیر و شر
تلمیذ: حقیقت عالم وجود منبسط است و چون تمام ذرّات عالم بهسوی کمال حرکت میکنند، پس هرچه که داریم خیر است و شر اصلاً وجود ندارد؟!
استاد: تمام ذرّات عالم بهسوی کمال هستند، ولی ما در خیری که لحاظ میکنیم، انسان را مبنای برای خیر قرار میدهیم؛ یعنی خوبی به آن چیزی میگویند که برای کمال انسان مفید باشد و ما این را مبنا قرار میدهیم. و اینکه الآن ذرات عالم همه بهسوی کمال هستند، یک مسئلۀ دیگری است که بعداً آن را مطرح میکنیم. البتّه لقائلٍ ان یقول که حالا این لیوان کجایش بد است؟ یا کجای بودن آن فیحدّ نفسه کمال است؟
