
بررسی دلیل خیر و شرف در اثبات اصالت وجود
تحلیل معنای خیر و شر و نقد استدلال نخست حکما
بررسی دلیل خیر و شرف در اثبات اصالت وجود، محور اصلی این جلسه از درس آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی است. ایشان ابتدا نخستین دلیل حکما برای اصالت وجود را که وجود را منشأ هر خیر و شرافت میداند، بیان میکند و سپس با تبیین دقیق معنای خیر و شر، مبانی این استدلال را مورد بررسی قرار میدهد. در ادامه، تفاوت نگاه مادیگرایان و الهیون به خیر و کمال، عدمی بودن شر، نسبی بودن خیر و شر در وجودات متعین و اشکال مصادره به مطلوب بودن این دلیل را توضیح میدهد و نشان میدهد که این استدلال برای رد اصالت ماهیت بهتنهایی کافی نیست. در پایان نیز با اشاره به نسبت خیر با وجود منبسط و اراده الهی، زمینه ورود به دلیل دوم و استوارتر اصالت وجود را فراهم میکند و مرز میان بحث فلسفی و مباحث عرفانی را روشن میسازد.
بررسی دلیل خیر و شرف در اثبات اصالت وجود
توضیحات:
بررسی دلیل خیر و شرف در اثبات اصالت وجود، محور اصلی این جلسه از درس آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی است. ایشان ابتدا نخستین دلیل حکما برای اصالت وجود را که وجود را منشأ هر خیر و شرافت میداند، بیان میکند و سپس با تبیین دقیق معنای خیر و شر، مبانی این استدلال را مورد بررسی قرار میدهد. در ادامه، تفاوت نگاه مادیگرایان و الهیون به خیر و کمال، عدمی بودن شر، نسبی بودن خیر و شر در وجودات متعین و اشکال مصادره به مطلوب بودن این دلیل را توضیح میدهد و نشان میدهد که این استدلال برای رد اصالت ماهیت بهتنهایی کافی نیست. در پایان نیز با اشاره به نسبت خیر با وجود منبسط و اراده الهی، زمینه ورود به دلیل دوم و استوارتر اصالت وجود را فراهم میکند و مرز میان بحث فلسفی و مباحث عرفانی را روشن میسازد.
بررسی دلیل خیر و شرف در اثبات اصالت وجود
9زهر مار آن مار را باشد حیات *** نسبتش با آدمی باشد ممات1 مثالهایی برای نسبی بودن خیر و شر
یک معلّم را شما در نظر بگیرید که یک ساعت برای یک کلاس درس میدهد ـ این مطالب را که عرض میکنم بهخاطر این است که در این طرف و آنطرف شاید به بعضی از متون و عبارات بر بخورید که قضیّه در آنها بهنحو دیگری باشد ـ معلّم یک ساعت درس میدهد؛ نفسِ معلّم، وجود است، آمدن او در کلاس، وجود است، تفکّر و تأمّلی که کرده است، وجود است، صحبت کردن او، وجود است. این مجموعه وجودهایی که در مصداق واحد تجلّی پیدا کردهاند، آیا این خیر است یا نه؟
برای این کلاس خیلی خیر است و قضیّه خیلی روشن است که آمدن معلّم و درس دادن و امثالذلک خیر است، این وجود را وقتی که ما فیحدّ نفسه در نظر میگیریم، این میشود خیر، چون شاگردان از جهل به علم میرسند و حرکت از جهل به علم حرکت کمال است، پس بنابراین مقدمۀ موصله میشود برای خیر مطلق و خودش میشود خیر.
اما همین عمل معلّم را از دریچۀ دیگر نگاه بکنیم میشود شر، نکته در اینجا است که همین عمل معلّم میشود شر. چرا؟ چون همین که این معلّم الآن در اینجا درس داده است، (حالا به اصل وجودش کار نداریم چون بحث کشیده میشود به عقب) باعث شده است که به کلاس دیگر درس ندهد. فرض کنید که بین دو کلاس اختلاف است و آنها میخواهند این معلّم را به سمت خود بکشند و اینها هم میخواهند این معلّم را به سمت خود بکشند و بالأخره یکی از اینها فائق میشود.
اینکه معلّم میآید در اینجا درس میدهد باعث میشود که یک فیضی از آن کلاس دیگر محروم بشود، این را داشته باشید که میشود یک شر. این معلّم با درس دادن به اعصاب و روان و فکرش فشار وارد میکند و باعث تحلیل قوایش میشود و یک مقداری از سلامتیاش را ازدست میدهد، اینهم میشود شر. وقتی که با اعصاب خراب به منزل میرود، بر سر زن و بچه بدبخت داد و بیداد میکند، اینهم میشود شر. یک مقداری از عمر خودش را با این درس دادن کم میکند و....
- مثنوی معنوی، دفتر چهارم.
