
بررسی حقیقت جسم و ماده و مفهوم حرکت در فلسفه
نقد جزء لایتجزی و تبیین حرکت بهعنوان واحد سیال
حقیقت جسم و ماده و مفهوم حرکت، محور اصلی این جلسه از درس آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی است. ایشان ابتدا سه دیدگاه مشهور درباره حقیقت جسم و ماده را بررسی میکند؛ دیدگاه حکمای اسلامی، نظریه ذیمقراطیس و نظریه متکلمان درباره جزء لایتجزی، و اشکالات هر یک را توضیح میدهد. سپس با طرح نقد ابوریحان بر نظریه تقسیمپذیری جسم و پاسخ ابنسینا، مبنای اختلاف در فهم حرکت را روشن میسازد. در ادامه، با تبیین دیدگاه ملاصدرا، حرکت نه مجموعهای از توقفهای پیاپی، بلکه حقیقتی پیوسته و واحد معرفی میشود که با تغییر و امتداد تحقق مییابد. این بحث نشان میدهد بسیاری از اشکالات مربوط به تقسیمپذیری جسم و رسیدن متحرک به مقصد، از برداشت نادرست از ماهیت حرکت ناشی میشود و با تبیین صحیح حرکت، پاسخ روشنی پیدا میکند.
بررسی حقیقت جسم و ماده و مفهوم حرکت در فلسفه
توضیحات:
حقیقت جسم و ماده و مفهوم حرکت، محور اصلی این جلسه از درس آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی است. ایشان ابتدا سه دیدگاه مشهور درباره حقیقت جسم و ماده را بررسی میکند؛ دیدگاه حکمای اسلامی، نظریه ذیمقراطیس و نظریه متکلمان درباره جزء لایتجزی، و اشکالات هر یک را توضیح میدهد. سپس با طرح نقد ابوریحان بر نظریه تقسیمپذیری جسم و پاسخ ابنسینا، مبنای اختلاف در فهم حرکت را روشن میسازد. در ادامه، با تبیین دیدگاه ملاصدرا، حرکت نه مجموعهای از توقفهای پیاپی، بلکه حقیقتی پیوسته و واحد معرفی میشود که با تغییر و امتداد تحقق مییابد. این بحث نشان میدهد بسیاری از اشکالات مربوط به تقسیمپذیری جسم و رسیدن متحرک به مقصد، از برداشت نادرست از ماهیت حرکت ناشی میشود و با تبیین صحیح حرکت، پاسخ روشنی پیدا میکند.
بررسی حقیقت جسم و ماده و مفهوم حرکت در فلسفه
12و اما جناب بوعلی که فرمودید اشکال شما در صورتی وارد است که ما اجزاء خارجی را لا یتناهی بالفعل بدانیم ولی اگر لا یتناهی بالقوّة بدانیم دیگر اشکال وارد نیست، این مسئله هم صحیح نیست؛ چون بر فرض که ما اجزاء لا یتناهی بالفعل هم داشته باشیم ولی با هویّتی که ما الآن برای حرکت ترسیم کردیم که حرکت یک واحد سیّال است و کاری هم به خارج ندارد، مسافت را طی میکند و دیگر اشکال وارد نمیشود.
تبیین نظر ملاّصدرا در مورد حرکت
مرحوم ملاّصدرا میخواهند بگویند که در اینجا دو چیز داریم؛ یک کمّ خارجی داریم که اجزاء لایتناهای بالفعل دارد، از آن طرف هم یک حرکت داریم. حرکت که کمّ را عوض نمیکند، منبابمثال شما این خط قالی را که دو متر و نیم است در نظر بگیرید که یک مورچه میخواهد این خط قالی را طی بکند یا شما میخواهید این خط را تقسیم بکنید؛ ما با شما که قائل به اجزاء لا یتناهی هستید حرف و دعوا نداریم. شما این خط قالی را به اجزاء لا یتناهی تقسیم میکنید؛ صد میلیارد، دویست میلیارد، همینطور تا کهکشان برای این خط قالی تقسیمات بالفعل در نظر میگیرید. البتّه آقایان میگویند که بالفعل است ولی ما میگوییم که معنا ندارد محصور بین حاصرین تقسیمات لا یتناهی بالفعل داشته باشد چونکه لا یتناهی در یتناهی نمیگنجد. آنها میگویند که کمّ خارجی، بالفعل قابل تقسیم به لا یتناهی است و ملاّصدرا هم میگوید که ما این را قبول داریم.
میگوییم که حالا ما این کمّ خارجی را بالفعل به لا یتناهی تقسیم میکنیم ولی بالأخره حاصر دارد؛ این طرف یک حاصر به عنوان مبدأ دارد، آنطرف هم یک حاصر دیگر به عنوان منتها دارد. این دوتا را شما در نظر بگیرید، حالا میگوییم که این مورچه میخواهد حرکت بکند و از این نقطه مبدأ به آن نقطه منتها برود. این مورچه هیچکاری به این خط ندارد؛ نه خط را میخورد، نه این قالی را از بین میبرد مانند اینکه بید بزند! تنها کاری که این بیچاره میکند این است که با آن چهار دست و پای نازک شروع میکند به حرکت کردن از مبدأ، آرام آرام میرود تا به منتها.
