اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

بررسی سه نظریّه در مورد حقیقت جسم و مادّه

و مباحثی پیرامون حرکت

0
منظومه

در جلسه دوازدهم شرح منظومه، آیة‌الله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه، ابتدا به بررسی سه نظریه در مورد حقیقت جسم و ماده می‌پردازند: نظریه حکمای اسلامی، نظریه ذیمقراطیس، و نظریه متکلمین. سپس به نقد ابوریحان بر نظریه بوعلی سینا در مورد جزء لایتجزیٰ که مبتنی بر کلام ارسطو است، اشاره می‌کنند. در ادامه، جواب بوعلی و جواب مرحوم مطهری بر این نقد به طور مفصل توضیح داده می‌شود. استاد حسینی طهرانی در ادامۀ درس، وارد بحث مفهوم حرکت و تعریف فلسفی آن می‌شوند؛ در این بخش نظرات مختلف از جمله نظر ملاصدرا که تعریفی دقیق از مفهوم حرکت و سکون ارائه می‌دهد، نظر تفتازانی، مفهوم «آن» در مقوله حرکت و سکون و کیفیت تحقق حرکت در تمامی موجودات طرح و بررسی می‌شود. در نهایت، بحثی پیرامون کیفیت تقسیم «کم» در ذهن و خارج، کیفیت ایجاد حرکت و تحقق آن در موجودات مطرح می‌گردد.

نسخه عربی

بررسی سه نظریّه در مورد حقیقت جسم و مادّه

13
  • و اما جناب بوعلی که فرمودید اشکال شما در صورتی وارد است که ما اجزاء خارجی را لا یتناهی بالفعل بدانیم ولی اگر لا یتناهی بالقوّة بدانیم دیگر اشکال وارد نیست، این مسئله هم صحیح نیست؛ چون بر فرض که ما اجزاء لا یتناهی بالفعل هم داشته باشیم ولی با هویّتی که ما الآن برای حرکت ترسیم کردیم که حرکت یک واحد سیّال است و کاری هم به خارج ندارد، مسافت را طی می‌کند و دیگر اشکال وارد نمی‌شود.

  • تبیین نظر ملاّصدرا در مورد حرکت

  • مرحوم ملاّصدرا می‌خواهند بگویند که در اینجا دو چیز داریم؛ یک کمّ خارجی داریم که اجزاء لایتناهای بالفعل دارد، از آن طرف هم یک حرکت داریم. حرکت که کمّ را عوض نمی‌کند، من‌باب‌مثال شما این خط قالی را که دو متر و نیم است در نظر بگیرید که یک مورچه می‌خواهد این خط قالی را طی بکند یا شما می‌خواهید این خط را تقسیم بکنید؛ ما با شما که قائل به اجزاء لا یتناهی هستید حرف و دعوا نداریم. شما این خط قالی را به اجزاء لا یتناهی تقسیم می‌کنید؛ صد میلیارد، دویست میلیارد، همین‌طور تا کهکشان برای این خط قالی تقسیمات بالفعل در نظر می‌گیرید. البتّه آقایان می‌گویند که بالفعل است ولی ما می‌گوییم که معنا ندارد محصور بین حاصرین تقسیمات لا یتناهی بالفعل داشته باشد چون‌که لا یتناهی در یتناهی نمی‌گنجد. آنها می‌گویند که کمّ خارجی، بالفعل قابل تقسیم به لا یتناهی است و ملاّصدرا هم می‌گوید که ما این را قبول داریم.

  • می‌گوییم که حالا ما این کمّ خارجی را بالفعل به لا یتناهی تقسیم می‌کنیم ولی بالأخره حاصر دارد؛ این طرف یک حاصر به عنوان مبدأ دارد، آن‌طرف هم یک حاصر دیگر به عنوان منتها دارد. این دوتا را شما در نظر بگیرید، حالا می‌گوییم که این مورچه می‌خواهد حرکت بکند و از این نقطه مبدأ به آن نقطه منتها برود. این مورچه هیچ‌کاری به این خط ندارد؛ نه خط را می‌خورد، نه این قالی را از بین می‌برد مانند اینکه بید بزند! تنها کاری که این بیچاره می‌کند این است که با آن چهار دست و پای نازک شروع می‌کند به حرکت کردن از مبدأ، آرام آرام می‌رود تا به منتها.