
بررسی سه نظریّه در مورد حقیقت جسم و مادّه
و مباحثی پیرامون حرکت
در جلسه دوازدهم شرح منظومه، آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه، ابتدا به بررسی سه نظریه در مورد حقیقت جسم و ماده میپردازند: نظریه حکمای اسلامی، نظریه ذیمقراطیس، و نظریه متکلمین. سپس به نقد ابوریحان بر نظریه بوعلی سینا در مورد جزء لایتجزیٰ که مبتنی بر کلام ارسطو است، اشاره میکنند. در ادامه، جواب بوعلی و جواب مرحوم مطهری بر این نقد به طور مفصل توضیح داده میشود. استاد حسینی طهرانی در ادامۀ درس، وارد بحث مفهوم حرکت و تعریف فلسفی آن میشوند؛ در این بخش نظرات مختلف از جمله نظر ملاصدرا که تعریفی دقیق از مفهوم حرکت و سکون ارائه میدهد، نظر تفتازانی، مفهوم «آن» در مقوله حرکت و سکون و کیفیت تحقق حرکت در تمامی موجودات طرح و بررسی میشود. در نهایت، بحثی پیرامون کیفیت تقسیم «کم» در ذهن و خارج، کیفیت ایجاد حرکت و تحقق آن در موجودات مطرح میگردد.
بررسی سه نظریّه در مورد حقیقت جسم و مادّه
14ما الآن میخواهیم هویّت کار مورچه را بهدست بیاوریم که مورچه چهکاری دارد انجام میدهد و چه بلایی دارد به سر کمّ این قالی میآورد؟ نه! کمّ قالی سر جای خودش است و لا یتناهی است. کار مورچه این است که دارد از خودش حرکت به وجود میآورد.
مفهوم «آنْ» در مقوله حرکت و سکون
آیا حرکت عبارت از طیّ آنات است؟ یعنی برای هر ثانیه از حرکت زمانی یک آنْ در نظر میگیریم چونکه حرکت در زمان است. البتّه گفتن آنْ برای هر ثانیه اشتباه است؛ ثانیه، ثالثه، رابعه، خامسه، ثمانیه که هر کدام از اینها یک جزء هستند. آیا هر جزء از این حرکت یک آنْ است که قطع میکند مسافت قبلی را و به وجود میآورد مسافت بعدی را؟ آیا ماهیّت حرکت آناتی است که متحرِّک باید آنها را طی بکند و مبدأ را به منتهی برساند؟ آنْ که میشود سکون! آنْ در زمان یعنی یک مرحلهای که نه داخل در قبل به حساب میآید و نه داخل در بعد. یک چنین آنی اصلاً کجا متحقّق است؟! ما اصلاً یک چنین آنی نداریم. شما هرچه را که در این زمان تصوّر بکنید یا گذشته است یا آینده است و ما اصلاً زمان حال نداریم؛ چون ذاتی غیرقارّ این است که اصلاً حال در آن وجود نداشته باشد؛ یعنی حدّ فاصلی وجود نداشته باشد.
عدم تحقق «آن» در خارج
بنابراین اگر ما حرکت را آناتی بگیریم که ایشان دربارۀ حرکت تصوّر کردهاند و گفتهاند که حرکت عبارت از آنات غیرمتناهی است، اگر ما حرکت را این بگیریم پس اشکال ابوریحان وارد است. اما اگر گفتیم که حرکت عبارت از آنْ نیست، چون اصلاً آنْ وجود خارجی ندارد، درحالیکه حرکت وجود خارجی دارد. این حرکتی که الآن ما میبینیم در خارج دارد انجام میگیرد، ماهیّت و هویت چیست؟ و این حرکت الان چه خصوصیّتی دارد؟ خصوصیتش این است که یک متحرِّک در تغییر مکانی که به خودش میدهد، یک واحد سیّال را طی میکند که آن واحد سیّال سکون و آنْ ندارد، بلکه یک واحد سیّال، ممتدّ، کششدار و بههمپیوسته است که این متحرِّک با شروع در حرکت خودش این واحد سیّال را که منطبق بر زمان است ـ این دوتا هم از نظر مکانی و هم از نظر زمانی با هم انطباق دارند ـ طی میکند و به منتها میرسد، این میشود حرکت.
