
بررسی سه نظریّه در مورد حقیقت جسم و مادّه
و مباحثی پیرامون حرکت
در جلسه دوازدهم شرح منظومه، آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه، ابتدا به بررسی سه نظریه در مورد حقیقت جسم و ماده میپردازند: نظریه حکمای اسلامی، نظریه ذیمقراطیس، و نظریه متکلمین. سپس به نقد ابوریحان بر نظریه بوعلی سینا در مورد جزء لایتجزیٰ که مبتنی بر کلام ارسطو است، اشاره میکنند. در ادامه، جواب بوعلی و جواب مرحوم مطهری بر این نقد به طور مفصل توضیح داده میشود. استاد حسینی طهرانی در ادامۀ درس، وارد بحث مفهوم حرکت و تعریف فلسفی آن میشوند؛ در این بخش نظرات مختلف از جمله نظر ملاصدرا که تعریفی دقیق از مفهوم حرکت و سکون ارائه میدهد، نظر تفتازانی، مفهوم «آن» در مقوله حرکت و سکون و کیفیت تحقق حرکت در تمامی موجودات طرح و بررسی میشود. در نهایت، بحثی پیرامون کیفیت تقسیم «کم» در ذهن و خارج، کیفیت ایجاد حرکت و تحقق آن در موجودات مطرح میگردد.
بررسی سه نظریّه در مورد حقیقت جسم و مادّه
8وقتی که در خارج تقسیم نبود پس لا یتناهی هم وجود ندارد و چون فرض ما بر این است که این حرکت بین مبدأ و منتها انجام گرفته است، پس بنابراین لاجرم متحرِّک به مقصد و منتها و حاصر ثانی خواهد رسید.
مطلب مرحوم آقای مطهّری ناظر به اشکال ابوریحان و بیان بوعلی
این جوابی است که بوعلی به ابوریحان داده است، ولی مرحوم آقای مطهّری در اینجا یک مطلبی را مطرح میکنند و میخواهند بهواسطۀ مطرح کردن آن قضیّه هم اشکال ابوریحان را از بین ببرند و هم جواب بوعلی را از اساس بردارند و آن این است که ماهیّت حرکت چیست؟1
انشاءالله بعداً در بحث حرکت میگوییم که اصلاً حرکت وجود است. اما حالا فقط این مقدار را میگوییم که آیا ماهیّت و هویّت حرکت عبارت است از رسیدن به نقاط بین حاصرین؟ منبابمثال شما یک نقطه را به عنوان مبدأ و یک نقطۀ دیگر را به عنوان منتها در نظر بگیرید که مثلاً یک متر میشود؛ من دستم را از روی این خط عبور میدهم تا به این منتها میرسد و دست من همینطور این فاصله را طی میکند یعنی دست من به تمام نقطههایی که بین دو حاصر قرار دارند میرسد.
طرح و نقد نظر تفتازانی در مورد حرکت
در مطوّل بحثی راجع به حرکت بود؛ حرکت سریع و حرکت بطیء. تفتازانی در آنجا یک مطلبی را گفته بود که مطلب خلافی بود؛ ایشان در آنجا معتقد بود که حرکت بطیء عبارت از کثرت سکنات است و حرکت سریع عبارت است از قلّت سکنات.2
ولی این مسئله محلّ نظر و بحث است و اصلاً سکون با حرکت منافات دارد. سکون از یک مقوله و ماهیّتی است و حرکت از یک ماهیّت دیگر است و این دو با هم جمع نمیشوند. و بهطورکلّی ما نه تنها در تعریف حرکت نمیتوانیم سکون را بیاوریم و نه تنها در خارج سکون با حرکت منافات دارد، بلکه اصلاً در ذهن هم دو چیز متناقض هستند.
- مجموعه آثار شهید مطهّری، ج 13، ص 111.
- المطوّل با حواشی سید میرشریف، ص 366؛ اسرار البلاغه، ص 53.
