
بررسی انقسام نامتناهی کم و حرکت در فلسفه اسلامی
نقد امکان طی بینهایت و تبیین نظریه واحد سیال
**انقسام نامتناهی کم و حرکت** محور اصلی این جلسه است. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی ابتدا این پرسش را بررسی میکند که آیا ذهن حق دارد کم، زمان و حرکت را به اجزای نامتناهی تقسیم کند و چنین تقسیمی را دارای امکان تحقق خارجی بداند یا نه. سپس با تحلیل رابطه میان تصور ذهن و واقعیت خارجی، نشان میدهد که اگر تقسیم نامتناهی در خارج ممکن باشد، رسیدن هر متحرک از یک نقطه به نقطه دیگر ناممکن خواهد شد؛ زیرا باید بینهایت جزء را طی کند. بر همین اساس، دیدگاه رایج درباره انقسام نامتناهی کم را نقد کرده و نظریه «واحد سیال» را بهعنوان تبیین صحیح حرکت، زمان و امتداد مطرح میکند. در ادامه، این مبنا را در نقد یکی از ادله مشهور اثبات اصالت وجود نیز به کار میگیرد و توضیح میدهد که اشکال تحقّق امور نامتناهی میان دو حد، با این تقریر برطرف نمیشود. نتیجه جلسه، بازنگری در مبنای تقسیم نامتناهی و تبیین پیوستگی و حرکت مستمر موجودات است.
بررسی انقسام نامتناهی کم و حرکت در فلسفه اسلامی
توضیحات:
**انقسام نامتناهی کم و حرکت** محور اصلی این جلسه است. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی ابتدا این پرسش را بررسی میکند که آیا ذهن حق دارد کم، زمان و حرکت را به اجزای نامتناهی تقسیم کند و چنین تقسیمی را دارای امکان تحقق خارجی بداند یا نه. سپس با تحلیل رابطه میان تصور ذهن و واقعیت خارجی، نشان میدهد که اگر تقسیم نامتناهی در خارج ممکن باشد، رسیدن هر متحرک از یک نقطه به نقطه دیگر ناممکن خواهد شد؛ زیرا باید بینهایت جزء را طی کند. بر همین اساس، دیدگاه رایج درباره انقسام نامتناهی کم را نقد کرده و نظریه «واحد سیال» را بهعنوان تبیین صحیح حرکت، زمان و امتداد مطرح میکند. در ادامه، این مبنا را در نقد یکی از ادله مشهور اثبات اصالت وجود نیز به کار میگیرد و توضیح میدهد که اشکال تحقّق امور نامتناهی میان دو حد، با این تقریر برطرف نمیشود. نتیجه جلسه، بازنگری در مبنای تقسیم نامتناهی و تبیین پیوستگی و حرکت مستمر موجودات است.
بررسی انقسام نامتناهی کم و حرکت در فلسفه اسلامی
13اگر قابل گسترش نیست پس تقسیم اولیّه هم محال است. درحالیکه شما تقسیم میکنید و این شیء را دو نصف میکنید. پس اگر توانستید یک امر واحد را تقسیم بکنید این تقسیم باید بتواند در مرحله دوم هم انجام بشود. اگر در مرحله دوم توانستید تقسیم کنید باز در مرحله سوم هم باید بتوانید انجام بدهید. و همینطور تا به بینهایت جلو بروید. و اینکه ما نمیتوانیم در خارج تقسیم بکنیم یک مطلب دیگر است. بالاخره امکان ذاتی در خارج دارد و امکان ذاتی هم کفایت میکند دارد.
تلمیذ: حقیقت این شیء خارجی به صورت واحد واحد و جزء جزء نیست تا که تقسیم بشود. یعنی شیء خارجی بهصورت واحد است و اگر واحد باشد که دیگر قابل تقسیم نیست!
استاد: شما بگو واحد نیست یا واحد است، صد واحد است، هزار واحد است. بالأخره ما در واحد و غیر واحدش کاری نداریم بلکه ما به یک شیء خارجی کار داریم که تقسیم شده است یا نشده است؟ در اینصورت مطلب تمام شد. در واقع ما کمّ یک شیء را تقسیم میکنیم، خودش را که تقسیم نمیکنیم. خود شیء سر جایش هست و ما میآییم کمّ آن را تقسیم میکنیم؛ این کَمّ الآن دوازده سانت است بعد از تقسیم دوتا شش سانت شد، دوباره همین را به دو قسمت تقسیم میکنیم، بعد همان را به دو قسمت دیگر تقسیم میکنیم و...
اگر عقل شما توانست کمّ این صفحه را به دو قسمت تقسیم بکند پس عقل میگوید که به چهارتا هم میشود، به پنجتا هم میشود، به ده تا هم میشود و همینطور جلو بروید، هیچ حدّ یقفی ندارد گرچه شما در خارج نتوانید تقسیم بکنید.
پس ما در نامتناهی بودن شکال نداریم، صحبت و اشکال در این است که در حرکت و در کمّ غیرقارّالذات برای شدن یعنی برای وصول به یک نقطۀ بعدی، متحرِّک باید نامتناهی را طی بکند و طیّ نامتناهی با رسیدن به نقطۀ دیگر منافات دارد چون تناهی است که باعث میشود حد بخورد، درحالیکه نامتناهی حد ندارد، لذا باید بگوییم که این ذرّه حد ندارد و در اینصورت دیگر در اینجا نمیتوانیم قائل به امر غیر نامتناهی بشویم. پس باید قائل به امر واحد سیّال کششدار بشویم و وقتی که در اینجا قائل به امر واحد سیّال کششدار شدیم، همین قضیّه را در تمام اجزاء عالم پیاده میکنیم؛ این رنگ واحد سیّال کششدار است، این فرش واحد سیّال کششدار است و...
