
عدم تحقق توحید بر اساس اصالت ماهیت
بطلان توحید ذات صفات و افعال بنا بر اصالت ماهیت
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی نقد اصالةالماهیة و اثبات عدم تحقق توحید با اتکا به این مبنا میپردازد. ایشان با تحلیل برهان مرحوم سبزواری در شرح منظومه نشان میدهد که ماهیت ذاتا منشأ کثرت و اختلاف است و نمیتواند وحدت حقیقی را بسازد. در صورت اصالت ماهیت اتکا به وجود اعتباری مانع از تحقق هوهویت و اتحاد در قضایا میشود و استدلال بر نفی کثرت در ذات را مخدوش میکند. همچنین با نفی وجود اصیل عینیّت ذات و صفات و نیز وحدت فعل الهی فرو میریزد و توحید ذاتی صفاتی و افعالی غیرقابل اثبات میشود. در نهایت ایشان تحقق توحید و ربط میان کثرتهای عالم را صرفاً در سایه اصالت وجود و تنزل نور واحد آن ممکن میداند.
عدم تحقق توحید بر اساس اصالت ماهیت
توضیحات:
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی نقد اصالةالماهیة و اثبات عدم تحقق توحید با اتکا به این مبنا میپردازد. ایشان با تحلیل برهان مرحوم سبزواری در شرح منظومه نشان میدهد که ماهیت ذاتا منشأ کثرت و اختلاف است و نمیتواند وحدت حقیقی را بسازد. در صورت اصالت ماهیت اتکا به وجود اعتباری مانع از تحقق هوهویت و اتحاد در قضایا میشود و استدلال بر نفی کثرت در ذات را مخدوش میکند. همچنین با نفی وجود اصیل عینیّت ذات و صفات و نیز وحدت فعل الهی فرو میریزد و توحید ذاتی صفاتی و افعالی غیرقابل اثبات میشود. در نهایت ایشان تحقق توحید و ربط میان کثرتهای عالم را صرفاً در سایه اصالت وجود و تنزل نور واحد آن ممکن میداند.
عدم تحقق توحید بر اساس اصالت ماهیت
11اشکالات مصنف بر اصالة الماهیة
وجود، راسم وحدت بین انواع نامتناهی
بیانه بیان مطلب: أنَّه لو لم یکن الوجودُ أصیلًا لم یَحصل وحدةٌ أصلًا؛ اگر وجود اصل نباشد اصلاً وحدتی پیدا نمیشود لأنَّ المهیَّة مَثارُ الکثرةِ چون ماهیت، محلّ و مثار کثرت است و فِطرتُها الاختلاف، و فطرت ماهیّت، اختلاف است یعنی هر ماهیتی ذاتاً با ماهیت دیگر اختلاف دارد. فإنَّ المهیَّات بذواتها مختلفاتٌ پس ماهیّات بذواتها مختلف و متکثّر هستند
البتّه این متکثّرات، متشابهات هستند و عمده همان صورت نوعیّه یا همان فصل است، فرق نمیکند.
و متکثِّراتٌ اینها تکثر دارند
و تُثیرُ غُبارُ الکثرةِ في الوجود؛بنابراین این ماهیّت است که غبار کثرت را در وجود پخش میکند.
فإنَّ الوجود یتکثَّر نوعُ تکثّرٍ بِتکثُّرِ الموضوعات، وجود تکثیر پیدا میکند یک نوع تکثّری؛ یعنی نه تکثّر حقیقی بلکه تکثّر ماهوی و تکثّر قالبی پیدا میکند به تکثّر موضوعات خودش کما أنَّ الوجود مرکزٌ یَدورُ علیه فَلَکُ الوحدة؛1 که همان ماهیّات است، همانطور که وجود یک مرکزی است که فلک وحدت بر اساس آن میچرخد.
همانطور که عرض کردیم تمام این ماهیات که سبب میشوند که انواع نامتناهی پیش بیایند، بهواسطۀ وجود دارای یک وحدت میشوند یعنی یک واحد سیّال میشوند و وجود مثل یک نخ تسبیح همۀ این ماهیّات متخالفه را کنار هم جمع میکند. پس اگر صد میلیارد ماهیّت هم روی آن موضوع داشته باشیم، باز آن موضوع، موضوع واحدی است و فقط قالبش را عوض کردهایم.
شما یک مقدار آب را به شکل کُره کنید، مستطیلش کنید، مربّعش کنید، مکعّبش کنید، استوانهاش کنید، هرمش کنید، مخروطش کنید، هر کاری کنید آب آب است و فرقی نکرده و فقط شکلش عوض شده است. آب را سرد کنید یخ میشود، آن را گرم کنید بخار میشود، شما شکلش را عوض کردهاید ولی هر کاری که کنید باز آب، آب است.
در ماهیّات هم قضیّه همینطور است یعنی شما هرچه ماهیّت درست کنید فرقی نمیکند چون وجود، امر واحدی است.
- شرح المنظومه، ج 2، ص 74.
