اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

بررسی دلیل پنجم بر زیادی وجود بر ماهیت

و نقد قول به جزئیّت وجود برای ماهیّت

14٬238
منظومه

درس بیست و چهارم از سلسله دروس شرح منظومه حضرت استاد آیت الله حاج سید محمد محسن حسینی طهرانی قدس سره، آخرین جلسه از مبحث زیادت وجود بر ماهیت است. ایشان در این جلسه به آخرین دلیل مرحوم سبزواری بر این مدعی پرداخته است. تسلسل ناشی از اینکه وجود را جزئی برای ماهیت بدانند دلیل پنجم مصنف برای زیادت وجود بر ماهیت است. حضرت استاد به تبیین کیفیت ایجاد تسلسل بنابر هر دو نظریه اصالة الوجود و اصالة الماهیة پرداخته و در پایان تفکیک این مطلب را امری لغو توسط مصنف می‌دانند. در ادامه استاد حسینی طهرانی به برخی اشکالات وارده در این موضوع پاسخ داده و لزوم تسلسل را از هر جهت تبیین می‌نمایند. در این بخش از شرح منظومه مرحوم سبزواری به نتیجه‌گیری نهایی و ذکر برخی نکات پیرامون موضوع می‌پردازند. بررسی عدم عینیت مفهوم وجود و ماهیت، بیان مراحل سه گانه در تصور مفهوم وجود، تغایر مفهومی و خارجی بین وجود و ماهیت، و در پایات توضیح معنای عام سِعیّ و منطقی از جمله نکات پایانی این میحث می‌باشد. در انتها حضرت استاد حسینی طهرانی به تطبیق و مرور باقیمانده متن از شرح منظومه پرداخته و در خالا این تطبیق به نکاتی اشاره می‌فرمایند.

بررسی دلیل پنجم بر زیادی وجود بر ماهیت

توضیحات:

درس بیست و چهارم از سلسله دروس شرح منظومه حضرت استاد آیت الله حاج سید محمد محسن حسینی طهرانی قدس سره، آخرین جلسه از مبحث زیادت وجود بر ماهیت است. ایشان در این جلسه به آخرین دلیل مرحوم سبزواری بر این مدعی پرداخته است. تسلسل ناشی از اینکه وجود را جزئی برای ماهیت بدانند دلیل پنجم مصنف برای زیادت وجود بر ماهیت است. حضرت استاد به تبیین کیفیت ایجاد تسلسل بنابر هر دو نظریه اصالة الوجود و اصالة الماهیة پرداخته و در پایان تفکیک این مطلب را امری لغو توسط مصنف می‌دانند. در ادامه استاد حسینی طهرانی به برخی اشکالات وارده در این موضوع پاسخ داده و لزوم تسلسل را از هر جهت تبیین می‌نمایند. در این بخش از شرح منظومه مرحوم سبزواری به نتیجه‌گیری نهایی و ذکر برخی نکات پیرامون موضوع می‌پردازند. بررسی عدم عینیت مفهوم وجود و ماهیت، بیان مراحل سه گانه در تصور مفهوم وجود، تغایر مفهومی و خارجی بین وجود و ماهیت، و در پایات توضیح معنای عام سِعیّ و منطقی از جمله نکات پایانی این میحث می‌باشد. در انتها حضرت استاد حسینی طهرانی به تطبیق و مرور باقیمانده متن از شرح منظومه پرداخته و در خالا این تطبیق به نکاتی اشاره می‌فرمایند.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

بررسی دلیل پنجم بر زیادی وجود بر ماهیت

14
  • یعنی اگر جزء خارجی داشته باشیم لازمه‌اش بنا بر اصطلاح قائلین به اصالةالماهیّة این است که اجزاء خارجی که همان مادّه و صورت هستند، به یک حدّی نرسند؛ یعنی غیر نهایۀ فعلی در خارج تحقّق پیدا کند و این هم محال است.

  • بیان لزوم تسلسل دراجزاء عقلیّه، بنا بر اصالةالماهیّة

  • و أمّا ان کانت اجزاءً عقلیّةً اگر اجزاء، عقلیّه باشند ـ یعنی جنس و فصل ـ نه خارجیّه، فلأنّها متّحدةٌ فی الوجود پس این اجزاء عقلیّه با مادّه و صورت در وجود اتّحاد دارند،  ـ لا فی مقام تجوهر ذواتها اما اینها در مقامِ جوهریّت ذوات با همدیگر اتّحاد ندارند

  • چون بالأخره هر ماهیّتی متأخّر از اجزائش است. شما که می‌خواهید سکنجبین درست کنید، باید قبلاً سرکه را در یک طرف بگذارید، انگبین را هم در یک طرف بگذارید و بعد سکنجبین درست کنید.

  • هر ماهیّتی و هر مرکّبی در مقام تجوهر و جوهریّت ذاتِ خودش متأخّر از اجزائش است؛ حالا اگر اجزائش به غیر نهایت برسند، پس در وجود خارجی هم اجزاءِ آن به غیر نهایة می‌رسند و آن هم با این فرقی نمی‌کند.

  • فهی متمایزةٌ بحَسَبِ نفس الأمر به حَسَبِ نفس‌الأمر بین ماهیّت و بین اجزاء تفاوت است ؛ 

  • پس خود قائلین به اصالةالماهیّة هم در نفس‌الأمر نمی‌توانند بگویند که این مسئله اشکال ندارد؛ یعنی بگویند که تحقّق اجزاءِ بی‌نهایت برای ماهیّت در نفس‌الأمر قبل از اینکه در خارج تحقّق پیدا بکند اشکال ندارد؛ چون اجزاء، عقلیّه هستند. به این‌خاطر که اگر اجزاء بی‌نهایت باشند، شما ماهیّت را چطور تصوّر کردید؟ مگر شما که قائل به اصالةالماهیّة هستید نباید اول یک ماهیّتی را تصور کنید و بعد بگوئید که آن ماهیّت در خارج هست و تحقّق دارد. پس آیا در مقام تجوهر ذات، شما جوهریّت این ذات را تصوّر می‌کنید یا اصلاً آن را هم تصوّر نمی‌کنید؟ بالأخره شما جوهریّت ماهیّتی را تصوّر می‌کنید و باید ذات این ماهیّت را بجوهرها تصوّر کنید.

  • حالا اگر اجزاءِ آن ماهیّت به یک حدّی نرسند؛ یعنی شما همین‌طور پیگیری می‌کنید و می‌گویید که بالأخره فصلِ آن ماهیّت چه می‌شود؟ می‌گوئیم که بالأخره وجود جزءِ فصل آن هست ولی یک چیز دیگری باز دارد! سراغ آن می‌رویم و می‌بینیم که وجود جزءِ آن هم هست ولی باز یک چیز دیگری دارد. همین‌طور جلو می‌رویم و می‌بینیم که به یک حدّی نمی‌رسیم؛ پس در این‌صورت شما اصلاً ماهیّتی را تصوّر نکرده‌اید، هیچ چیزی را تصوّر نکرده‌اید؛ چون‌که جزء یا جزء خارجی است که در این‌صورت مسئله روشن است، برای‌اینکه شیئی که در خارج هست به یک حدّی نمی‌رسد، مثل همان مثالی که زدیم. یا اینکه جزء عقلی است؛ که در این‌صورت اگر در جزء عقلی هم تسلسل پیدا شود، اشکالش از این باب است که معرفت ما به یک حدّی نمی‌رسد و ما هیچ معرفتی به ماهیّت پیدا نمی‌کنیم.

/ 260