
وحدتِ حقیقت وجود و عقیدۀ فهلویّون دربارۀ وجود
جلسه بیست و ششم از سلسله دروس شرح منظومه حضرت استاد آیت الله حاج سید محمد محسن حسینی طهرانی قدس سره، اولین جلسه از مبحث غرر فی بیان الأقوال فی وحدة حقیقة الوجود و کثرتها میباشد. حضرت استاد در ابتدای این درس به تبیین خطای برخی در مسئله وحدت و کثرت حقیقت وجود پرداختهاند. ایشان در ادامه با ذکر مثالی نظر حکماء در وحدت و کثرت حقیقت وجود را توشضیح میدهند. در بخشی از این درس استاد حسینی طهرانی به تبیین عدم تنافی بین تجلیات متکثره در عالم خلقت و حقیقت واحده وجود میپردازند. یکی از مهمترین مطالب در این درس بررسی نظریه مرحوم مطهری پیرامون کیفیت نگرش عرفا به ما سوی الله است، که حضرت استاد به نقد کلام ایشان پرداختهاند. استاد با بیان تفاوت اساسی بین دیدگاه عرفا و حکما در مسئله وحدت حقیقت وجود به این موضوع اشاره مینمایند که دیدگاه یک عارف به مظاهر دنیا و کثرات خلقت با دیدگاه خداوند به مخلوقات یکسان است. این درس با بیان دیدگاه جناب محیی الدین در مسئله وحئت حقیقت وجود و تحلیل لزوم وحدت ذات وجود در خارج به پایان میرسد. آخرین بخش از این درس تطبیق و مرور متن کتاب شرح منظومه به همراه توضیحاتی از حضرت استاد آیة الله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی می باشد.
وحدتِ حقیقت وجود و عقیدۀ فهلویّون دربارۀ وجود
توضیحات:
جلسه بیست و ششم از سلسله دروس شرح منظومه حضرت استاد آیت الله حاج سید محمد محسن حسینی طهرانی قدس سره، اولین جلسه از مبحث غرر فی بیان الأقوال فی وحدة حقیقة الوجود و کثرتها میباشد. حضرت استاد در ابتدای این درس به تبیین خطای برخی در مسئله وحدت و کثرت حقیقت وجود پرداختهاند. ایشان در ادامه با ذکر مثالی نظر حکماء در وحدت و کثرت حقیقت وجود را توشضیح میدهند. در بخشی از این درس استاد حسینی طهرانی به تبیین عدم تنافی بین تجلیات متکثره در عالم خلقت و حقیقت واحده وجود میپردازند. یکی از مهمترین مطالب در این درس بررسی نظریه مرحوم مطهری پیرامون کیفیت نگرش عرفا به ما سوی الله است، که حضرت استاد به نقد کلام ایشان پرداختهاند. استاد با بیان تفاوت اساسی بین دیدگاه عرفا و حکما در مسئله وحدت حقیقت وجود به این موضوع اشاره مینمایند که دیدگاه یک عارف به مظاهر دنیا و کثرات خلقت با دیدگاه خداوند به مخلوقات یکسان است. این درس با بیان دیدگاه جناب محیی الدین در مسئله وحئت حقیقت وجود و تحلیل لزوم وحدت ذات وجود در خارج به پایان میرسد. آخرین بخش از این درس تطبیق و مرور متن کتاب شرح منظومه به همراه توضیحاتی از حضرت استاد آیة الله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی می باشد.
وحدتِ حقیقت وجود و عقیدۀ فهلویّون دربارۀ وجود
8یعنی خدا هست و غیر از خدا هیچ نیست؛ این همان کلام امیرالمؤمنین علیه السّلام است که: «کان الله و لم یکن معه شیء و الآنَ کما کان»؛1 خدا بوده است و هیچ چیزی غیر از خدا نبوده است و الآن هم خدا هست و هیچ چیزی غیر از خدا نیست. از اینجا ما به معنی این مطلب از عرفاء میرسیم که غیر از خدا هیچ چیزی نیست.2
نظر مرحوم مطهّری درباره نگرش عرفا به ماسوی الله
یادم است که وقتی که این مطالب را مباحثه میکردیم، این مسئله را در شرح مرحوم آقای مطهّری دیدم، که ایشان میفرمودند که این مطلبی را که عرفاء میگویند که غیر از خدا هیچ چیزی نیست، از باب وحدت مشهود است نه از باب وحدت وجود؛ یعنی عارف به یک جایی میرسد که غیر از خدا هیچ چیز دیگری را نمیبیند. چون عارف اینقدر در محبّتش نسبت به پروردگار قوی میشود که فقط وجود محبوب و معشوق را میبیند و چیز دیگری را نمیبیند.
اما فیلسوف نمیتواند این مسئله که غیر از خدا هیچ نیست را قبول بکند؛ چون ما همۀ این تکثّرات را در عالم خارج میبینیم، همۀ این تکثّرات هستند! چرا باید بگوییم که نیستند؟!
ایشان میفرمایند که اگر بخواهیم این مسئله که بگوییم فقط خدا هست و غیر از خدا هیچ نیست را توجیه بکنیم، باید بگوییم که این عارف در اینجا فقط خدا را دیده است و نظرش از ماسویالله افتاده و قطع شده است.3
نقد دیدگاه مرحوم آقای مطهّری
اما این مسئله خیلی جای تأمّل دارد؛ و تأمّل آن از این باب است که عارف نه از باب محبّت معشوق را میبیند و غیر معشوق را نمیبیند! نه، اینطور نیست بلکه مسئله به این نحو است که چشم مجازِ عارف از بین میرود و چشم حقیقت پیدا میکند، جهانبینی عارف تغییر پیدا میکند. آن چیزی را که عارف سابقاً به حقیقت میدید، الآن به مجاز میبیند و لذا میگوید که غیر از خدا چیزی نیست. و آن حکمی را که به صورت استقلالی روی اعیان خارجی میکرد و برای هر کدام از آنها یک وجودِ مختصّ میدید، حالا میبیند که تمام این وجودات، مندکّ در وجود خدا هستند و دیگر وجودی باقی نمیماند. در اینجا صحبت در این است!
- التوحید (صدوق)، ص 141:
عن جابر عن أبیجعفر علیه السّلام قال: «إنَّ الله َ تَبارَکَ و تَعالی کان و لا شَیءَ غَیرُهُ، نورًا لا ظَلامَ فیهِ، و صادِقًا لا کِذبَ فیهِ، و عالِمًا لا جَهلَ فیهِ، و حَیًّا لا مَوتَ فیهِ، و کذلِکَ هو الیَومُ، و کذلِکَ لا یَزالُ أبَدا»؛
خداوند تبارک و تعالی بود و چیزی جز او نبود، نوری بود بدون تاریکی، راستگو بود و دروغ در او راه نداشت، دانا بود و نادانی همراهش نبود، زنده بود و مرگ با او نبود؛ اکنون نیز چنین است و همواره چنین خواهد بود.
در روایات مفاد «و الآنَ کما کان» صریحاً با عباراتی نظیر «کذلک هو الیَوم و کذلک لا یزال أبدًا» آمده است. (محقق) - برای مطالعۀ بیشتر درمورد حدیث «کان الله و لم یکن معه شیء و الآنَ کما کان» مراجعه شود به روح مجرّد، ص 192.
- مجموعه آثار شهید مطهّری، ج 9، ص 182.
- التوحید (صدوق)، ص 141:
