اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

وحدتِ حقیقت وجود و عقیدۀ فهلویّون دربارۀ وجود

0
منظومه
منظومه

جلسه بیست و ششم از سلسله دروس شرح منظومه حضرت استاد آیت الله حاج سید محمد محسن حسینی طهرانی قدس سره، اولین جلسه از مبحث غرر فی بیان الأقوال فی وحدة حقیقة الوجود و کثرتها می‌باشد. حضرت استاد در ابتدای این درس به تبیین خطای برخی در مسئله وحدت و کثرت حقیقت وجود پرداخته‌اند. ایشان در ادامه با ذکر مثالی نظر حکماء در وحدت و کثرت حقیقت وجود را توشضیح می‌دهند. در بخشی از این درس استاد حسینی طهرانی به تبیین عدم تنافی بین تجلیات متکثره در عالم خلقت و حقیقت واحده وجود می‌پردازند. یکی از مهمترین مطالب در این درس بررسی نظریه مرحوم مطهری پیرامون کیفیت نگرش عرفا به ما سوی الله است، که حضرت استاد به نقد کلام ایشان پرداخته‌اند. استاد با بیان تفاوت اساسی بین دیدگاه عرفا و حکما در مسئله وحدت حقیقت وجود به این موضوع اشاره می‌نمایند که دیدگاه یک عارف به مظاهر دنیا و کثرات خلقت با دیدگاه خداوند به مخلوقات یکسان است. این درس با بیان دیدگاه جناب محیی الدین در مسئله وحئت حقیقت وجود و تحلیل لزوم وحدت ذات وجود در خارج به پایان می‌رسد. آخرین بخش از این درس تطبیق و مرور متن کتاب شرح منظومه به همراه توضیحاتی از حضرت استاد آیة الله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی می باشد.

وحدتِ حقیقت وجود و عقیدۀ فهلویّون دربارۀ وجود

5
  • منتها از خصوصیّات آن وجود بسیط و پروردگار این است که خود را به هر مَظهَر و به هر قیدی می‌تواند مقیّد بکند؛ یعنی خشک نیست، دُگم نیست، یک بُعدی نیست، بلکه قابلیّت برای هر نوع کمال و تغییری را در خود دارد. بنابراین ما به‌واسطۀ تغییرات، نمی‌توانیم تمایز ذاتی بین متغیّرات پیدا بکنیم.

  • مثالی برای عدم تمایز ذاتی بین متغیّرات 

  • اگر ما بخواهیم مثال بزنیم، به آب مثال می‌زنیم که از اکسیژن و هیدروژن تشکیل شده است و اینها در این ظرف به این نوع هستند، در ظرف دیگر به نوع دیگر هستند و در ظرف دیگر به نوع دیگری هستند. و گاهی از اوقات به شکل آب هستند، گاهی از اوقات به شکل برف هستند، گاهی از اوقات به شکل بخار هستند، گاهی از اوقات به شکل تگرگ هستند. ولی این اختلافات باعث نمی‌شود که ما بین این دو عنصر تمایزِ ذاتی پیدا بکنیم.

  • تراکم و انبساط این دو عنصر منشأ برای اختلافی است که ما می‌بینیم، ولی خودِ تراکم و عدم تراکم موجب اختلاف ذاتی نمی‌شود؛ و به همین خاطر هر کجا که شما بروید می‌بینید که فقط این دوتا عنصر با هم هستند و چیز دیگری نیست. منتها یک وقت تراکمشان بیشتر می‌شود و گاهی اوقات بازتر می‌شوند و تراکمشان کمتر می‌شود.

  • برگشت قیود متمایزۀ در وجود به نفس وجود

  • وجود هم همین‌طور است؛ یعنی خاصیّت وجود بسیط این است که خود را به هر شکلی می‌تواند در بیاورد. پس بنابراین وقتی که ما در مسئلۀ وحدتِ حقیقت وجود توانستیم ثابت بکنیم ـ فعلاً در بحث اثبات آن نیستیم ـ که وجود یک حقیقتِ واحدی است، پس این تمایزات از قیودی پیدا می‌شوند که برگشتِ آن قیود به خودِ وجود است.

  • عددِ پنج با عددِ هفت در واحد فرق دارند؛ یعنی اگر واحد را پنج مرتبه تکرار بکنید پنج می‌شود، و اگر همین واحد را هفت مرتبه تکرار بکنید هفت می‌شود. اگر دو واحد از هفت بردارید پنج می‌شود، و اگر دو واحد به پنج اضافه بکنید هفت می‌شود. پس مبدأِ شدّت و ضعف و امتیازی که بین هفت و پنج هست یک امر است که آن امر عددِ واحد است. اگر آن واحد در یک جا کم بشود، یک مرتبه را تشکیل می‌دهد، و اگر در یک جا زیاد بشود مرتبۀ دیگری را تشکیل می‌دهد.