اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

بررسی نظر حکماء مشّاء دربارۀ وحدت وجود

و تبیین کیفیت تحقق وحدت وجود در خارج

14٬096
منظومه

حضرت استاد آیة الله حاج سید محمد محسن حسینی طهرانی قدس سره در ادامه مباحث شرح منظومه به بررسی نظر مشائین پیرامون وحدت حقیقت وجود پرداخته اند. در این درس که جلسه یست و هشتم از سلسله دروس شرح منظومه می‌باشد، استاد حسینی طهرانی به تشریح کیفیت بازگشت تمام مراتب وجود به یک اصل واحد پرداخته‌اند. در ادامه ایشان برای تبیین بیشتر این موضوع به مثالی درباره نور و کیفیت تشکیک در آن اشاره می‌کنند. احراز جامعیت وحدت وجود با توجه به تعدد و کثرت ظهورات و همچنین بازگشت اختلاف کثرات به ماهیت و اتحاد آنها به وحدت وجود مباحثی است که در ادامه آمده است. بخش مهم این درس بیانات دقیق و موشکافانه حضرت استاد پیرامون تحقق وحدت جود در عالم خارج و ذهنی نبودن این مسئله است. استاد در این بخش به نقد برخی تفکرات پرداخته و به طور جامع موضوع تحقق وحدت وجود در عالم خارج را توضیح می‌دهند. قسمت پایانی این جلیه به تطبیق و مرور متن کتاب شرح منظومه اختصاص یافته است.

بررسی نظر حکماء مشّاء دربارۀ وحدت وجود

توضیحات:

حضرت استاد آیة الله حاج سید محمد محسن حسینی طهرانی قدس سره در ادامه مباحث شرح منظومه به بررسی نظر مشائین پیرامون وحدت حقیقت وجود پرداخته اند. در این درس که جلسه یست و هشتم از سلسله دروس شرح منظومه می‌باشد، استاد حسینی طهرانی به تشریح کیفیت بازگشت تمام مراتب وجود به یک اصل واحد پرداخته‌اند. در ادامه ایشان برای تبیین بیشتر این موضوع به مثالی درباره نور و کیفیت تشکیک در آن اشاره می‌کنند. احراز جامعیت وحدت وجود با توجه به تعدد و کثرت ظهورات و همچنین بازگشت اختلاف کثرات به ماهیت و اتحاد آنها به وحدت وجود مباحثی است که در ادامه آمده است. بخش مهم این درس بیانات دقیق و موشکافانه حضرت استاد پیرامون تحقق وحدت جود در عالم خارج و ذهنی نبودن این مسئله است. استاد در این بخش به نقد برخی تفکرات پرداخته و به طور جامع موضوع تحقق وحدت وجود در عالم خارج را توضیح می‌دهند. قسمت پایانی این جلیه به تطبیق و مرور متن کتاب شرح منظومه اختصاص یافته است.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

بررسی نظر حکماء مشّاء دربارۀ وحدت وجود

9
  • استاد: قائل شدن به مسئلۀ تباینِ وجود به‌خاطر این است که اینها قائل به اصالةالماهیّة هستند. البتّه اینکه بگویند: ما تباین در وجود داریم، معنا ندارد. خود مرحوم حاجی هم این را می‌گویند.

  • تلمیذ: در این‌صورت چرا مرحوم حاجی در اینجا این مسئله را ذکر کرده‌اند؟

  • استاد: به نظر من هم اینکه ایشان مطلب این آقایان که قائل به تباین شده‌اند را در اینجا ذکر کرده‌اند، مناسب نیست. 

  • تبیین نظریه ذهنی بودن اشتراک معنوی وجود

  • در مسئلۀ وحدت حقیقت وجود، بحث «اشتراک معنوی وجود» دیگر جایی برای اینها، باقی نمی‌گذارد چون این بحث اشتراک ما همان جا دلیلی که ایشان می‌آورد می‌گوید: لِأنَّ معنیً واحِداً لا یُنتَزَعُ ما در همان‌جا ـ در بحث «اشتراک معنوی وجود»، گفتیم که مفهوم وجود یک مفهوم واحد است و ذهن نمی‌تواند دو برای او تصوّر بکند ـ این مسئله را گفتیم که آقایان فرموده‌اند که مسئله در آنجا یک مسئلۀ مفهومی و ذهنی است؛ یعنی مفهومی که ذهن ما از وجود می‌فهمد، یک مفهوم واحد است که در بین مصادیقش اشتراک معنوی است. یعنی شما وقتی این مفهوم را ادراک می‌کنید، مفاهیم متعدّده‌ای در ذهنتان نمی‌آید، بلکه فقط یک معنا در ذهن می‌آید، به خلاف اشتراک لفظی مثل لفظ شیر و عین و امثال‌ذلک. یعنی وقتی که شما عین را می‌خواهید تصوّر بکنید، لاجَرم مفاهیم متعددّه‌ای در ذهن می‌آید؛ مفهوم اسد فضّه، ذهب، ربیعه، حارث، چشم و امثال‌ذلک1 در ذهن می‌آیند. اینها به‌خاطر این است که خودِ مفهوم این اشتراک لفظی، تکثّر ذهنی دارد؛ یعنی مفاهیم مختلفه‌ای از این در ذهن می‌آید.

  • اما مفهوم وجود، وحدت ذهنیّه دارد؛ یعنی در ذهن غیر از یک معنا، معنای دیگری نمی‌آید. البتّه مصادیق این وجود در ذهن می‌آیند، ولی ما کاری به آن مصادیق نداریم، بلکه ما به خود مفهوم کار داریم.

  • من در اینجا تقریر مطلب این افراد را بیان می‌کنم. این آقایان می‌گویند که بحث ما در اشتراک معنوی وجود، بحث ذهنی است؛ یعنی یک مفهوم واحد در ذهن می‌آید، که آن مفهومِ واحد مثل طلب می‌ماند.

    1. . تاج العروس من جواهر القاموس، ج 18، ص 400:
      «و قال شیخُنا، رحِمهُ الله تعالی: معانی العَین زادَتْ عن المَائَةِ، قصر المصنّفُ ـ رحمه اللّٰه تعالی ـ عن استیفائِها.
      قلتُ: و تفصیلُ ما ذَکَرَه البهاءُ السَّبکی: هی العَیْنُ و المُکاشِفُ و الناحِیَةُ و الذَّهبُ و بمعنی أَحد و أَهل الدَّارِ و الأَشرَف و جَرَیان المَاء، و ینْبُوع الماءِ، و وَسطِ الکَلِمَة، و الجَاسوس و عَیْن الإبْرَةِ و الشَّمْس، و النقد، و شُعاعُ الشَّمْس، و قبْلَة العراقِ، و اسمُ بَلَدٍ، و هو رأْسُ عَیْن، و الدِّینارُ خاصَّةً، و الخرمُ مِن المَزادَةِ، و مَطَرُ أَیَّام لا یُقْلِعُ، و العافیةُ، و النَّظرُ، و نقْرَةُ الرکبةِ، و الشَّخصُ، و الصُّورَةُ، و عَینُ النَّظْرَةِ، و قَریةٌ بمِصْرَ، و الأخُ الشَّقِیقُ، و الأَصلُ، و عَینُ الشَّجَرِ، و طائِرٌ، و الرکیة، و الضَّرَر فی العَینِ، و کِتابٌ فی اللُّغَةِ، و حَرفٌ مِن المعجَمِ.»
/