
بررسی نظر حکماء مشّاء دربارۀ وحدت وجود
و تبیین کیفیت تحقق وحدت وجود در خارج
حضرت استاد آیة الله حاج سید محمد محسن حسینی طهرانی قدس سره در ادامه مباحث شرح منظومه به بررسی نظر مشائین پیرامون وحدت حقیقت وجود پرداخته اند. در این درس که جلسه یست و هشتم از سلسله دروس شرح منظومه میباشد، استاد حسینی طهرانی به تشریح کیفیت بازگشت تمام مراتب وجود به یک اصل واحد پرداختهاند. در ادامه ایشان برای تبیین بیشتر این موضوع به مثالی درباره نور و کیفیت تشکیک در آن اشاره میکنند. احراز جامعیت وحدت وجود با توجه به تعدد و کثرت ظهورات و همچنین بازگشت اختلاف کثرات به ماهیت و اتحاد آنها به وحدت وجود مباحثی است که در ادامه آمده است. بخش مهم این درس بیانات دقیق و موشکافانه حضرت استاد پیرامون تحقق وحدت جود در عالم خارج و ذهنی نبودن این مسئله است. استاد در این بخش به نقد برخی تفکرات پرداخته و به طور جامع موضوع تحقق وحدت وجود در عالم خارج را توضیح میدهند. قسمت پایانی این جلیه به تطبیق و مرور متن کتاب شرح منظومه اختصاص یافته است.
بررسی نظر حکماء مشّاء دربارۀ وحدت وجود
2بسم الله الرحمن الرّحیم
کلام مصنف در برگشت تمام مراتب وجود به اصلِ واحد
در جلسۀ قبل مسئلۀ کثرت در وحدت را توضیح دادیم؛ که چطور این کثرت، تأکید برای وحدت است!
و جمیعها جمیع این انوار و این مراتب وجود بما هی وجود از نظر اینکه مراتبِ خود وجود هستند و مقیسة إلی العدم و با عدم مقایسۀ میشوند کأشعَّة و أظلَّة ما میتوانیم آنها را مانند شعاع و سایه در نظرِ بگیریم مقیسة إلی ظلمة بحتة؛1 که با ظلمت بحت قیاس میشوند.
مثال نور برای شدّت و ضعف داشتن وجود
چون خود اظلّه یک مرتبۀ نازل از شعاع است، ولی بالأخره باز در آنجا هم نور هست. آقایان به اصلِ نور، شعاع میگویند، و بعد اگر آن نور در جایی انعکاس پیدا بکند، به آن سایه میگویند، گرچه باز نور ضعیف است!
اگر آن نور ضعیف باز در جایی انعکاس پیدا بکند، به آن هم نور میگویند؛ مثلاً خورشید را نور میگویند. حالا اگر نور آن در ماه انعکاس پیدا بکند، نورِ ماه، ظلّ و سایۀ برای نور خورشید میشود. و اگر نور ماه در زمین انعکاس پیدا بکند، همین نوری که الآن در زمین است، دوباره نسبت به نور ماه، ظلّ میشود. و اگر دوباره این نوری که در زمین است، در یک آینه و مرآت بیفتد، نسبت به آن ظلّ میشود و هلمّ جرًّا.
بالأخره نور، نور است! مراتبِ آن، شدّت و ضعف دارد، ولی ظلمتِ بحت که نیست! مراتبِ وجود هم همینطور هستند؛ یعنی شدّت و ضعف دارند.
و بما هی مشترکاتٌ فی مفهوم الوجود و چون این مراتب در مفهوم وجود، مشترک هستند؛ یعنی مفهوم وجود بر همۀ اینها صادق است، و بما هی شیء لم یتخلَّل الّلاشیء فیه و چون این مراتب شیئی هستند که لا شیء که همان عدم است، در آنها تخلّل ندارد و ترکیب نشده است، و بما أنَّ ما به الامتیاز فی شیئیّة الوجود عین مابهالاتِّفاق و چون ما بهالإمتیاز در شیئیّتِ وجود، عینِ مابهالاتّفاق و الاشتراک است؛ لبساطته زیرا وجود بسیط است، لا فی شیئیّة المهیّة نهاینکه اینها در شیئیّتِ ماهیّت با همدیگر اتّفاق دارند
- . شرح المنظومة، ج 2، ص 109.
