
بررسی نظر حکماء مشّاء دربارۀ وحدت وجود
و تبیین کیفیت تحقق وحدت وجود در خارج
حضرت استاد آیة الله حاج سید محمد محسن حسینی طهرانی قدس سره در ادامه مباحث شرح منظومه به بررسی نظر مشائین پیرامون وحدت حقیقت وجود پرداخته اند. در این درس که جلسه یست و هشتم از سلسله دروس شرح منظومه میباشد، استاد حسینی طهرانی به تشریح کیفیت بازگشت تمام مراتب وجود به یک اصل واحد پرداختهاند. در ادامه ایشان برای تبیین بیشتر این موضوع به مثالی درباره نور و کیفیت تشکیک در آن اشاره میکنند. احراز جامعیت وحدت وجود با توجه به تعدد و کثرت ظهورات و همچنین بازگشت اختلاف کثرات به ماهیت و اتحاد آنها به وحدت وجود مباحثی است که در ادامه آمده است. بخش مهم این درس بیانات دقیق و موشکافانه حضرت استاد پیرامون تحقق وحدت جود در عالم خارج و ذهنی نبودن این مسئله است. استاد در این بخش به نقد برخی تفکرات پرداخته و به طور جامع موضوع تحقق وحدت وجود در عالم خارج را توضیح میدهند. قسمت پایانی این جلیه به تطبیق و مرور متن کتاب شرح منظومه اختصاص یافته است.
بررسی نظر حکماء مشّاء دربارۀ وحدت وجود
4این وجود هم چون بسیط است؛ اقتضای بساطتش این است که هیچ نقطۀ خلائی باقی نگذارد و همۀ موجودات را در بر بگیرد. پس هرچه موجودات بیشتر باشند؛ بساطت، وحدت و شمول او بیشتر اثبات میشود. و این همان نکتهای است که خلاصه خیلی جاها کاربرد دارد.
هر بسیطی در مفهوم خودش شمول دارد
تلمیذ: طبق فرمایش شما سعه و انبساط وجود ثابت میشود، ولی آیا بسیط بودن وجود هم از اینجا فهمیده میشود؟
استاد: فرقی نمیکند، هر دو یکی است! یعنی همینقدر که شما قائل به انبساط بشوید، باید قائل به بساطت هم بشوید؛ چون اگر بساطت نباشد، ترکّب لازم میآید و در ترکّب هم محدودیّت پیش میآید. این دو لازمۀ همدیگر هستند!
پس هر چیز بسیطی در مفهوم خودش شمول دارد؛ مثلاً شما اجناس عالیه را در نظر بگیرید، اینها بسیط هستند. و چون بسیط هستند، در مفهوم خودشان شمول دارند. مثلاً کمّ، تمام کمّها را شامل میشود، کیف، تمام کیفها را شامل میشود.
اما همینکه این کمّ، قید خورد و مقیّد شد، یک عده خارج میشوند؛ کمِّ یک خطّی، کمّ دو خطّی، کمّ سطحی، کمّ حجمی. یا اگر کیف قید خورد و مقیّد شد به کیف مذوقات، کیف مسموعات و...، یک عده خارج میشوند. یعنی همینقدر که در آن، تغییر و ترکیب پیش آمد، دیگر در اینجا از انبساط هم بیرون میآید.
تمام این چند تا «بما» که میآید، خبرش پایینتر است
و إن لم تکن الکثرة الّتی من حیث الاضافة إلی الماهیّات الإمکانیّة اگرچه کثرت از حیث اضافه به ماهیّات امکانی اینطور نیست که جهت وحدت در آن باشد تا مؤکّد وحدت باشد.
برگشت اختلافِ کثرات به ماهیّت و اتّحاد آنها به وجود
پس کثرت از حیث اضافۀ به ماهیّات امکانی اینطور نیست که جهت وحدت در آن باشد؛ یعنی لازمۀ کثرت، اختلاف است. همینقدر که آن نور بسیطِ وجود در قوالب امکانیّه ریخت و کثرت پیش آمد، اختلاف به وجود میآید؛ چونکه لازمۀ کثرت، اختلاف است. پس آن وحدتی که در این کثرت است، این قضیّه را دارد نه خود کثرت!
