
بررسی اقوال مختلف در مسئله وحدت وجود و موجود
و تایید مسلک ذوق المتالهین
جلسه سیام از سلسله دروس شرح منظومه حضرت استاد آیت الله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدس سره به چکیدهای از مطالب گذشته پیرامون اقوال مختلف در مسئله وحدت وجود اختصاص دارد. این جلسه که مشتمل بر مرور متن کتاب شرح منظومه نیز میباشد، حاوی نکاتی ارزشمند درباره اختلاف بین نظریات مختلف در مسئله وحدت وجود است. حضرت استاد حسینی طهرانی این درس را با تطبیق و مرور متن کتاب پیرامون نظر محقق دوانی و بعضی از متکلمین شروع کرده و در ادامه کلام مرحوم سبزواری را در توضیح مسلک متکلمین بیان میکنند. ایشان به تشریح مثالهایی که مصنف برای نظریات مختلف در موضوع وحدت وجود آورده میپردازند و خلاصهای از تمام مباحث گذشته در مسئله وحدت وجود را به نقل از عبارت کتاب بیان میفرمایند. مهمترین بخش این درس نقد کلام مرحوم سبزواری در ایراد اشکالاتی بر مسلک ذوق المتالهین پیرامون وحدت وجود و موجود است. با توجه به اینکه این نظریه که مورد قبول حضرت استاد میباشد، ایشان به دفاع از مسلک مرحوم دوانی پرداخته و تناقضاتی را در کلام مرحوم سبزواری بیان میکنند و در پایان در چند سطر به توضیح واضح و آشکار مسلک ذوق المتالهین پیرامون وحدت وجود و موجود میپردازند.
بررسی اقوال مختلف در مسئله وحدت وجود و موجود
10وجود تناقض در اشکال مصنف به ذوقالمتالّهین
تلمیذ: پس نباید بگوییم که مرحوم حاجی اینها را قبول ندارد و به اینها اشکال کرده است.
استاد: مسئلهای که بنده خدمتتان عرض کردم این است که یکوقت شما میگویید که اینها دیوانه هستند که دارند این حرفها را میزنند، پس امروز یک حرفی میزنند و فردا یک حرف دیگری میزنند!
اما اگر شما واقعاً این حرف را به آنها نسبت بدهید، اشکال شما دیگر کوسه و ریشپهن میشود. شما از یک طرف میگویید که کثرت موجود در اینجا لحاظ نمیشود، و الآن در این مسئله که کثرت موجود به ذات أولیٰ برمیگردد یا به مخلوقات برمیگردد؛ در اینجا بحث نداریم، چون بحث ما در مخلوقات است.
یعنی چطور میشود که شما در مخلوقات قائل به کثرت موجود باشید و درعینحال بگویید که موجود به وجود برمیگردد؟! پس اصلاً انتساب اصالة الماهیه به اینها غلط میشود و در واقع قضیّه و اشکال از بیخ برداشته میشود؛ چون این مسئله دیگر معنی ندارد! یا شما کثرت موجود را به عنوان اصل قبول دارید، که در اینصورت قائل به اصالة الماهیّة میشوید، یا کثرت موجود را به عنوان اصل قبول ندارید و میگویید که همۀ این موجودات سراب هستند، که این همان اصالة الوجود و بالاتر از اصالة الوجود است. بهخاطر اینکه در اصالة الوجود قائل به تشکیک هم هستیم؛ یعنی منافات ندارد که کسی قائل به اصالة الوجود باشد و مراتب تشکیک را قبول بکند.
منبابمثال الآن این آب هم در پارچ است و هم در لیوان است. آبِ در پارچ وآبِ در لیوان، وحدت دارند؛ وحدت ذاتی دارند، نه وحدت عددی! هر دو یک سنخ هستند؛ به نحوی که اگر ما آب این لیوان را روی آبِ پارچ بریزیم، بیشتر از یک واحد درست نمیشود.
پس منافات ندارد که قائل به وحدت ذاتی بین دو شیء بشویم درحالیکه بین آنها افتراق است و برای هر کدام از آنها استقلال قائل هستیم. الآن شما برای آب در لیوان استقلال قائل هستید و برای آب در پارچ هم استقلال قائل هستید. یعنی قائلین به تشکیک میگویند که هر کدام از این وجودات برای افراد، یک وجود مستقل هستند گرچه ذاتاً یکی هستند. یعنی سنخۀ وجود در اینها سنخۀ واحد است گرچه اینها نسبت به همدیگر استقلال دارند و ربطی به همدیگر ندارند.
